کتاب هنرهای بومی در معماری معاصر نوشته رکسانا شعبانی کسبخی، به معماری بومی ایران، معماری موزهها و طراحی باغهای ایرانی میپردازد. همچنین پیشینه تاریخی و ویژگیهای مشترک باغهای ایرانی را مورد بررسی قرار میدهد.
ساخت باغ در ایران از قدمت بسیاری برخوردار است و در همه دورانها خصوصاً دوره اسلامی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. باغها چندین و چند عملکرد داشتهاند و در برخی دورانها باغهای عمومی جهت تفریح و گردش اهالی منطقه ساخته میشد. این نشان میدهد در روزگاران قدیم ایرانیان به کشاورزی و باغسازی بسیار اهمیت میدادند.
در دروه اسلامی ساختن باغها و درختزارها همواره مورد توجه و علاقه ساکنان آن زمان بوده و علاوه بر باغهای بزرگ و خارقالعاده در خارج از شهرها، در چندین قرن موضوع باغسازی در داخل و اطراف شهرها، مختص به ایران بوده است. در اسلام کاشت درخت بسیار پسندیده و قطع بیمورد و از بین بردن آن بسیار ناپسند شناخته میشود و در این مورد روایات و احادیث فراوانی وجود دارد.
از سوی دیگر بدون تردید وجود موزه در جایگاه یک نهاد فرهنگی در جامعه بسیار لازم و ضروری است، فرهنگ هر جامعه یک مفهوم کلی است و همه ارزشها و یافتههای معنوی مردم آن جوامع را شامل میشود. بنابراین فرهنگ میراث هر قومی است که از گذشتگان گرفته شده و تغییرات و تحولاتی در آن داده شده و به نسلهای بعد انتقال یافته است.
فرهنگها و تمدنها همانند انسان دارای سه مرحله تکامل هستند. متولد میشوند، کودکی و نوجوانی را میگذرانند، بزرگ میشوند و به پیری میرسند و سرانجام از بین میروند. ویژگی فرهنگها و تمدنهای پویا این است که آنچه را که نیاز میبینند از فرهنگهای دیگر میگیرند و آنچه را که اضافی میدانند دور میریزند.
در بخشی از کتاب هنرهای بومی در معماری معاصر میخوانیم:
پناه بردن در سایهی خنک درختان و لذت بردن از هوای مطبوع، مهمترین دلیل ایجاد باغهای خطهی گرم و خشک میباشد. گرچه اکثراً دلیلی خاص علت وجودی این نمونهها هستند، ولی در بسیاری اوقات دلایل عدیده توأمان باعث ایجاد باغهای تاریخی ایران بودهاند. این باغها، بعضاً اندیشهی پادشاهان و افراد قدرتمند هر دوره را بازگو مینمایند. در گذشتههای بسیار دور باغمعبدها لزوم ساختار فضاهای سبز مقدس را در پیرامون خود توجیه مینمایند. همچنین باغمزارهای مذهبی همچون باغ مزار کوروش حاکی از نقش مذهب در ایجاد فضای سبز پیرامون مقبره داشته است. اراده مذهبی هخامنشیان در ایجاد باغهای بهشتی، بدون عشق، دقت و نظارت دقیق کوروش، داریوش بر ایجاد حداکثر زیبایی به وجود نمیآمدند. بعدها شاهان ساسانی گرچه ساخت باغهای مذهبی را در دستور کار دارند اما فراوانی باغهای تفریحی و شکار، از کمرنگ شدن نقش و یا التفاط این دو دیدگاه حکایت میکنند.
در دورهی بعد از اسلام باز هم اندیشههای مذهبی و غیرمذهبی در ایجاد باغهای ایران اسلامی تداوم مییابند. باغمدرسهها و باغمزارهای مقدس این دوران حاکی از اهمیت نقش مذهب در ایجاد این فضاهای سبز خواهند بود. اما باغهای باشکوه و پرتصنع ایلخانی و تیموری سمبل قدرتطلبی شاهان این دوره بوده که با عظمت بخشیدن به باغها و کوشکها به قدرت خود تأکید مینمایند. تیمور جنگجو گرچه از علم باغآرایی بیاطلاع بود اما ایجاد باغهای باشکوه و عظیم را جهت اهداف سیاسی و ابهت بخشیدن به تاج و تخت خود مفید میدانست. بابر گورکانی در کابل و هند آنچنان به زیبایی هر چه بیشتر باغها توجه داشت که لطافت و دلربایی باغهایش شهره عام و خاص شد.
بله
















