کتاب جریان طلیعه تئاتر در ایران و سرگذشت تماشاخانه دارالفنون - جلد اول نوشته نیایش پورحسن، از مجموعه سیری در تاریکیهای نمایش و ادبیات نمایشی ایران در عصر قاجار، به تاریخ تئاتر و تماشاخانهها در ایران به خصوص در زمان قاجار و زندگی فرهنگی آن دوره میپردازد.
مجموعه «سیری در تاریکیهای نمایش و ادبیات نمایشی ایران در عصر قاجار» از میان پژوهشهای تازه یافت شده و ناگفته درباره جریانهای مهم و اثرگذار نمایشی، نویسندگان، مترجمان، هنرمندان و آثار نمایشی فراموش شده از دوران قاجار انتخاب شده است.
هر جلد از این مجموعه سعی دارد به یکی از جریاناتی که در دنیای نمایش دورۀ قاجار تأثیرگذار واقع شد، بپردازد. این جریانات خواه به صورت تأثیرات یک جریان همانند: «جریان طلیعۀ نمایشنامهنویسی در ایران»، خواه به صورت تأثیرات یک درامنویس غربی همانند «مولیر»، «پیر کورنی» یا «الکساندر دوما» در ادبیات نمایشی ایران است و خواه به نهضت آشنایی ایران با تئاتر و ادبیات نمایشی یونان و عثمانی، اتریش و... اشاره میکند.
در ضمن در هر مجموعه، یک سند مهم یا یک نمایشنامۀ مربوط به هر جریان معرفی و عرضه میشود. غالب نمایشنامههای ارائه شده در این مجموعه نیز آثاری تازهیاب یا غیرقابلدسترس هستند که یا تاکنون در ادبیات نمایشی ایران از آن سخن به میان نرفته و یا اگر هم قبلاً ذکری از آن شده باشد، از اشارات گنگ مبرا نیست. از این رو بسیاری از مطالب و آثار نمایشی این مجموعه نیز برای نخستین بار به جامعه پژوهشی و نمایشی ایران عرضه میگردد.
این کتاب اگرچه حاوی مسائلی از نمایش و ادبیات نمایشی ایران در دورۀ قاجار است، اما بهطور کلی سرآغاز پیدایی تئاتر و تماشاخانه به شیوۀ فرنگستان در عصر قاجار در ایران است. این مجموعه تلاش کرده تا بین واژگان: نمایش، ادبیات نمایشی و تئاتر ایران در دورۀ قاجار تفکیک قائل شود.
هدف از انتشار این کتاب در وهلۀ اول ترسیم سیما و سرگذشتی از نخستین تماشاخانۀ ایرانیان به روش فرنگستان است که در غباری از تاریکی فرو رفته است و در وهلۀ دوم رفع برخی از نقلقولها و گفتارهای متناقض و بیاساس است که سالهای متمادی بدون هیچگونه نقد و واکاوی صرفاً بازچاپ شده است. ضمناً در این کتاب سعی شده که نمایشهای اجرا شده در این تماشاخانه، عوامل و گردانندگان آن، امکانات تماشاخانه و حتی تداوم آن تا ادوار مختلف نیز معرفی و بررسی گردد.
در بخشی از کتاب جریان طلیعه تئاتر در ایران و سرگذشت تماشاخانه دارالفنون میخوانیم:
شب تیاتر بندگان حضرت مستطاب اجل اکرم آقای امیرنظام مدظله العالی که پیوسته همت بلندشان منحصر به ترقی تمدن و معارف و سیویلیزاسیون مملکت است با بسیاری از بزرگان و خوانین معظم ولایت تشریففرمای تیاتر شده، از فراهم آوردن مجلس تیاتر اظهار خوشنودی و مباشرین تیاتر را مورد نوازش داشته؛ مبلغ هفتاد تومان به رسم انعام به مکتب مذکور و دو طاقه شال نیز به مسیو صفرازیان و زنش و یک طاقه شال هم به مباشر تیاتر مرحمت فرمودند.
معتمدالسلطان آقای میرزاتقیخان ناظممیزان، مدیر گمرک که بالفطره از بزرگان ترقیخواه است نیز به قرار معمول همه ساله مبلغ سی تومان به مکتب مذکور انعام و سایرین نیز فروگذاری نکردند. لهذا در مقابل این مرحمت بندگان حضرت مستطاب اجل اکرم آقای امیرنظام که کمال بزرگمنشی و انسانی است، عموم ملت ارامنۀ سکنۀ تبریز متشکر و سپاس دارند.
ولی در این خصوص مطالبی دیگر است که بنده را ناگزیر از عرض و اظهار آن نمود، چنانچه معلوم است ارامنه در تبریز در دو محله سکنی دارند. محلهای در توی قلعه و عبارت از دویست خانهوار است و محلهای نیز در لیلآباد است که زیاده بر سیصد خانهوار و همۀ آنان کسبه و پیشهورند. مانند: خیاط و نجار و زرگر و غیره؛ و در هر یک از این دو محله یک باب مکتب ملتی دارند. در مکتب محلۀ لیلآباد به قدر یکصد و پنجاه نفر اطفال مشغول تحصیلند و بسیاری از آنان بیبضاعت و فقیر؛ و این مکتب را با اینکه شاگردان آن، اغلب اطفال فقرا و مستحقان است به جز مستمری معینی که همه ساله از جانب سنیالجوانب همایونی احسان و مرحمت میشود از هیچ ممر دیگری اعانت نمیشود. مثلاً از جمله مداخل این تیاتر که همه ساله به مکتب محلۀ قلعه عاید میشود و حبه و دیناری از آن به مکتب محلۀ لیلآباد داده نمیشود که این یکی واقعاً از مرحلۀ انصاف دور است که مباشرین مکتب مذکور این وجوه اعانه را تنها به خودشان اختصاص بدهند و سایر برادران خودشان را که محتاجتر از ایشانند بینصیب گذارند.
بله






















