کتاب انقلاب، دیروز، امروز، فردا، اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران را در دورههای مختلف از دیدگاه افرادی چون آیت الله هاشمی رفسنجانی، جلیل امجدی، حمید آستی و... مورد بحث و بررسی قرار میدهد.
عقربههای زمان که به 22 بهمن 57 رسید، به گفته صاحب نظران بهنام دنیا، آخرین و بزرگترین انقلاب مردمی قرن بیستم اتفاق افتاد و رژیمی که خودش را میراثدار و طلایهدار سلسلههای پادشاهی ایران میدانست و 2500 سال تاریخ مکتوب را یدک میکشید، از هم فرو پاشید.
ریشه انقلابها در بیداری و نارضایتی ملتها نهفته است. مردم زمانی شورش میکنند که نظام مستقر دیگر مورد پذیرش آنان نیست، در این شرایط انقلاب اتفاق میافتد. صرف نظر از اینکه وقوع انقلاب برای ملتها مفید است یا خیر؟ درباره همه انقلابها یک نظر مشترک وجود دارد که میگوید: «نظام مستقر خواست، مطالبات و حقوق افراد جامعه را نه تنها نادیده میگیرد، بلکه آن را زیر پا نیز میگذارد و هر نوع مبارزه مسالمتآمیز و قانونی را نمیپذیرد، بلکه آنها را توطئه بر ضد خود تلقی میکند.» این گزاره در مورد انقلاب ایران نیز صادق است.
علت این است که قبل از پیروزی انقلاب، مردم دولت ملی دکتر محمد مصدق را بر سر کار آوردند، اما دولتهای انگلیس و آمریکا به جنگ دموکراسی و دولت ملی که از حمایت اکثریت مردم برخوردار بود، آمدند. پس از کودتا نیز به جای آن که رژیم تن به آزادیهای مدنی، انتخابات آزاد، تکثرگرایی و آزادی بیان بدهد و قانون اساسی مشروطه و متمم آن را اجرا نماید بر خلاف تمامی این موارد عمل کرد و مردم را نادیده گرفت.
در بخشی از کتاب انقلاب، دیروز، امروز، فردا میخوانیم:
آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در سوم شهریور ماه سال 1313 ه. ش در روستای بهرمان شهرستان رفسنجان و در خانوادهای نسبتا ثروتمند به دنیا آمد. او یکی از 9 فرزند میرزا علی هاشمی بهرمانی و ماه بیبی صفریان است. هاشمی تحصیل را از سن 5 سالگی در مکتب خانهای در نوق آغاز نمود.
در سن 14 سالگی به قم رفت و به تحصیل علوم دینی پرداخت و به درجه اجتهاد نائل گردید. اساتید وی در حوزه علمیه قم آیات عظام سید حسین طباطبایی بروجردی، روح الله خمینی، سید محمد محقق داماد، محمدرضا گلپایگانی، سید محمد کاظم شریعتمداری، عبدالکریم حائری یزدی، شهاب الدین نجفی مرعشی، محمد حسین طباطبائی و حسینعلی منتظری بودهاند.
بله























