کتاب بازشناختی از دانش شناسی نوشتهی امیر ریسمانباف و رحمت الله فتاحی، دربارهی جنبههای نظری علم اطلاعات و دانششناسی میگوید و دربردارندهی گفتارهایی است که بر یک زمینهی نظری بنا شده و بیشتر از جنس تحلیل و پرداخت مفهومی است.
کتاب حاضر مشتمل بر ده فصل است که در پنج بخش سازمان یافتهاند. هشت فصل کتاب تألیفی و دو فصل دیگر ماحصل ترجمه است. امیر ریسمانباف و رحمت الله فتاحی با اعتقاد به اینکه علم اطلاعات و دانششناسی در حال حاضر به سوی تجربهی سطحی از تخصصگرایی درونرشتهای میرود و گرایشهای متمایزی در درون رشته در حال بالیدن و شاخه شاخه شدن هستند، کتاب «بازشناختی از دانششناسی» را در پنج بخش مستقل تدوین کردهاند.
امروزه شمول موضوعی علم اطلاعات و دانششناسی به حدی گسترده و پردامنه است که در این کتاب از دهها زیرحوزه و مسألهی قابل طرح، فقط ده مسئله را برای پرداخت مفهومی برگزیدهاند. از این رو، این کتاب به هیچ عنوان، ادعای جامعیت ندارد و مثلا در زمینههایی چون اطلاعسنجی و علمسنجی وارد نشده و یا به موضوعات دیگری مانند مدیریت دانش و سواد اطلاعاتی، به طور گذرا پرداخته است.
در بخشی از کتاب بازشناختی از دانششناسی میخوانیم:
رویکردهای گوناگون ذهنی و عینی (جهانشمول) به شکل تناقضآمیزی، مکمل یکدیگر نیز هستند، چرا که از یک سو، آن دانش عینی که هیچ فردی دانا به آن نیست در عمل بیمعنی است و از طرف دیگر، دانش جهانشمول خود فرآوردۀ دانش ذهنی است.
اجازه دهید تا دو نمونۀ فرضی (آقا و خانم جونز)، برگرفته از قلمرو شعر و قلمرو علم را بررسی کنیم. آقای جونز، شاعر است. او هر روز شعری میسراید. شعرهایش بازتابی از احساسات، خاطرات، تخیل روشن و دنیای غنی درونی اوست. آقای جونز به طور معمول، اشعارش را در ذهن خود در قالب کلمات سروده و کلمه به کلمۀ اشعارش را به خاطر میسپارد. او هرگز اشعارش را مکتوب نمیکند. اما یک بار او این کار را انجام داد. وی شعری را بر روی پارهای کاغذ (به عبارت دقیقتر بر روی یک دستمال کاغذی) نوشت و سپس دریافت که شعر نوشته شدهاش تنها ترجمانی خلاصه شده از شعر اصلی درونی اوست. به بیان دیگر، شعر مکتوب او فقط اشارهای است به دنیای غنی درونی او و نه بازتابی راستین و همه جانبه از آن. همچنین او دریافت که هر گاه شعر مکتوبش را میخواند، آن را به شکل متفاوتی فهم میکند. به ناگاه وی متوجه شد که کلمات نوشته شده، در حکم نشانههایی هستند که افکار و اندیشهها را بازنمایی میکنند. او میدانست، افرادی که شعرش را میخوانند هرگز قادر نخواهند بود تا این اشعار را به همان گونه که او فهم میکند، درک کنند. به هر حال، او با خوشحالی به همسرش خانم جونز که یک دانشمند بود، شب بخیر گفت و به رختخواب رفت.
بله




























