کتاب درآمدی بر نظریه دادهها: جستاری فلسفی و علمی دربارۀ دادهها نوشتۀ رحمت الله فتاحی، نخستین اثر نظری در حوزۀ علم دادهشناسی و اطلاعات است.
محتوای این کتاب میتواند برای بسیاری از افراد و حوزههای علمی از جمله متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی، علوم رایانه، علوم شناختی، آمار و ریاضی، انفورماتیک پزشکی، مدیریت، اقتصاد، علاقمندان به بحثهای نظری و کاربردی دربارۀ داده، اطلاعات، دانش و نیز فعالیتها و فرایندهای ذهنی سودمند باشد.
مفهوم و چیستی فلسفۀ داده، مرور و مقایسۀ تعریفهای گوناگون، مدلهای دستهبندی، تعریف نظریه از دیدگاههای گوناگون، چارچوبهای نظریهپردازی، پیشنهاد چند نظریۀ علمی و فلسفی دربارۀ داده از مباحث اصلی کتاب اطلاعات و دانش (Introduction to Data Theories) است.
مهمترین اصل در تعریف دادهها این است که وجود مستقلی ندارند: هستی دادهها وابسته به هستی انسان است. بدین معنا که نشانهها به طور بالقوه در محیط تعاملی و در فرایند زندگی موجودات وجود دارند و پیوسته در ذهن انسانها در حال کسب، تولید، دریافت، پردازش، تبادل، مصرف و تأثیرگذاری هستند. تا زمانی که زندگی و پویایی در جهان هستی وجود دارد، دادهها نیز توسط موجودات زنده کسب، تولید، مبادله و پردازش میشوند. از این دیدگاه، دادهها به لحاظ سرشت و همچنین از نظر حجم و اهمیت، بیبدیل هستند. همین ویژگی، نه تنها نشان دهندۀ ویژگی شگفتانگیز (پویایی و پیچیدگی) آن، بلکه بیانگر تأثیر غیرقابل تصور داده بر زندگی (کارکردهای فردی، اجتماعی، و ساختاری) نیز هست.
در بخشی از کتاب درآمدی بر نظریه دادهها میخوانیم:
سطح پویایی موجودات زنده به میزان کسب، تولید، پردازش، ترکیب، و تفسیر دادهها بستگی دارد. هر موجودیت پویاتر و پیچیدهتر و یا فعال در بافت (ساختار، فرایندها و شرایط) پویاتر و پیچیدهتر نه تنها علایم و نشانههای بیشتری از عالم هستی را دریافت و پردازش میکند و در نتیجه، دادههای بیشتری تولید میکند بلکه به دادههای بیشتری برای پردازش به قصد تداوم فعالیت نیز نیاز دارد. این بدان معناست که بین سطح پردازش دادهها توسط موجودات زنده و سطح بهرهوری از دادهها برای تصمیمگیری و زندگی بهتر رابطه وجود دارد. در واقع، میزان پویایی یک موجودیت به توانمندی ذهنی آن در جذب و پردازش علایم و نشانهها و در نتیجه تولید دادهها بستگی دارد که میتواند در موقعیتها و بافتهای مختلف متفاوت باشد.
برای نمونه، انسان موجودی است که در مقایسه با سایر موجودات زنده، ذهنی پویاتر و پیچیدهتر دارد. به همین دلیل، فعالیت و تعامل جسمی و ذهنی بیشتری دارد که حاصل آن تولید دادههای بیشتر و متنوعتر است. از سوی دیگر، انسان به دادههای بیشتر برای شناخت بهتر (کسب اطلاعات و دانش) و زندگی پویاتر نیاز دارد. همین استدلال را میتوان در مورد سازمانهای بزرگ و مهم در مقایسه با سازمانهای کوچکتر نیز مطرح کرد (مثلاً، سازمانهای فضایی و هوانوردی، یا دانشگاهها و آزمایشگاههای بزرگ و معتبر در مقایسه با یک اداره کوچک یا دبیرستان). در اینجا، "پویایی" به منزله فعالیتهای بیشتر و "پیچیدگی" به مفهوم وجود ساختار، روابط و پردازشهای سطح بالاتر در یک موجودیت است.
بله






















