کتاب دانش: سنجش و اندازهگیری، نتیجه تحقیقات دکتر یوگش مالهوترا به سفارش سازمان ملل متحد است. این اثر به مباحثی چون سنجههای سرمایههای نوین ملتها، تعاریف مربوط به داراییهای دانشی، مدلهای رایج سنجش در پژوهش و... میپردازد.
در کشورهای پیشرو در اقتصاد جهانی، تعادل بین دانش و سایر منابع به نفع دانش تغییر یافته است؛ به گونهای که دانش به عامل مهم و تعیین کنندهای در زندگی حتی بیشتر از زمین و کار و سرمایه تبدیل شده است.
سند جامع بانک جهانی در مورد ارزیابی دانش ملی تصریح مینماید که: «ارزیابی دانش ابزاری است که به کشورها کمک میکند تا تواناییهای خود برای مشارکت در انقلاب دانش را تحلیل نمایند. این ابزار بر جنبههایی از اقتصاد و جامعه متمرکز میشود که به صورت مستقیم از دانش و یادگیری بهره میبرند».
انگیزه اصلی یوگش مالهوترا (Yogesh Malhotra) در کتاب دانش: سنجش و اندازهگیری، این است که داراییهای دانشی ملی را مفهومسازی کند و سنجش و ارزیابی آن را میسر سازد تا بدین وسیله به سیاست گذاری ملی و سازمانی کمک نماید. بهطور کلی چنین برمیآید که کشورهایی که به لحاظ داراییهای دانشی و سرمایه معنوی غنی هستند. برای دستیابی به سطوح بالای رشد و توسعه بهتر عمل میکنند.
شیوههای سیاست گذاری و پژوهشهای تجربی مرتبط با داراییهای دانشی ملی هنوز در مرحلۀ طفولیت قرار دارد و اخیراً فراتر از فرضیهها و ساختارهای اقتصاد کشاورزی و صنعتی در حال تکامل است. پیشبینی میشود که فرآیند شکلدهی چارچوبها و مدلهای سنجش معتبر، زمینههای شکلگیری درک نظری و مفهومی و همه جانبه را دربارۀ اقتصاد دانش نیز بهوجود خواهد آورد.
کتاب دانش: سنجش و اندازهگیری (Measuring knowledge assets of a nation) ابتدا، پژوهشهای تجربی در چارچوبهای سیاست گذاری ملی و مدلهای سنجش مورد استفاده در سازمانهای توسعهای را مرور میکند. سپس بر اساس آنها مدلها، چارچوبها و روششناسیهای خاص سنجش تدوین میگردد تا ظرفیتسازی برای بخش دولتی را در مورد سنجش و مدیریت داراییهای دانشی تسهیل نماید. افق پیش روی تحقیق و توسعه برای ارتقای مدلهای سنجش موجود داراییهای دانشی نیز ارائه شده است. علاوه بر آن، برای تحقیق و توسعه نظریههای آتی پیشنهادهایی شده که به ارائه مدلهای سنجش و مدیریت دانش بهتر میانجامد.
داراییهای دانشی بیانگر مجموعهای از قابلیتها و توانمندیهای یک کشور برای رشد اقتصادی، توان رقابت، توسعه انسانی و کیفیت زندگی اساسی است. دولتهای عضو سازمان ملل در زمینۀ گردآوری، سازماندهی، تولید و به کارگیری داراییهای دانشی با تغییرات بنیانی مواجه هستند. کتاب حاضر به تفهیم روابط بین داراییهای دانشی ملی و رشد اقتصادی و همچنین رشد انسانی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی در سطح ملی میپردازد. همچنین با بهرهگیری از نظریه، تحقیق و برنامههای کاربردی توسعهگرای مرتبط با سرمایۀ معنوی، اجتماعی و انسانی تلاش میشود تا خط سیر پیشروی سنجش و مدیریت داراییهای دانشی تبیین شود.
در بخشی از کتاب دانش: سنجش و اندازهگیری میخوانیم:
حسابداران، دارایی را به عنوان ذخیرهای تعریف میکنند که انتظار میرود در آینده چندین خدمت از آن جریان یابد. بنابراین داراییهای دانشی چنین تعریف میشود (بویسات4، 1998: 3) ذخیرهای از دانش که انتظار میرود در یک دوره زمانی چندین خدمت از آن جریان یابد و ممکن است تعیین آن زمان از پیش مشکل باشد. برخلاف داراییهای فیزیکی که ممکن است به خاطر به کارگیری دارای عمر محدودی باشند، داراییهای دانشی به لحاظ نظری برای همیشه باقی میمانند.
با در نظر گرفتن ارزش بینهایت آنها هیچگونه تطابق یک به یک بین فعالیتهای مورد نیاز برای خلق داراییهای دانشی و ارزش خدمات دربرگرفته از آنها وجود ندارد. به عبارت دیگر، آنها با توجه به تأثیری که میگذارند، غیرخطی هستند.
تفاوت بین سه واژه داده، اطلاعات و دانش برای توضیح تفاوت بین داراییهای فیزیکی و داراییهای دانشی ضروری است. دانش بر اساس اطلاعات شکل میگیرد که آن هم از داده استخراج شده است، برخلاف داده که بهعنوان ویژگیهای اشیا شناخته میشود.
دانش، ویژگیهای عواملی است که آنها را در موقعیتهای خاص عملاً آماده میسازد. اطلاعات مجموعهای از دادههاست که در اشیا مستقر میشوند و یک عامل را از طریق فیلترهای شناختی و ادراکی به فعالیت وامیدارند. برخلاف اطلاعات، دانش را نمیتوان به صورت مستقیم مشاهده نمود. وجود آن را صرفاً میتوان از طریق فعالیتهای یک عامل تشخیص داد. همانگونه داراییهای دانشی را نیز نمیتوان در طبیعت بهصورت مستقیم مشاهده نمود. بنابراین آنها را باید به صورت غیرمستقیم درک کرد. اکنون برخلاف تأکیدی که در سنجش داراییهای فیزیکی بر سنجههای محسوس درونداد - محور وجود دارد، داراییهای دانشی باید در قالب نتایج کیفی و محتوای عملکرد شناخته شود.
بله






















