کتاب پیش بینی غافلگیری: تحلیل برای هشدار راهبردی، محصول تجربهی 25 ساله سینتیا ام. گرابو در حوزهی نشانهشناسی و اطلاعات هشدار دهنده از نقطه نظر تحلیلی است. نمونههای استفاده شده در این کتاب عموماً از جنگ جهانی دوم و جنگ سرد گرفته شدهاند.
در کمتر از یک دههی گذشته، توسعههای بزرگ و چشمگیری ماهیت مسئلهی هشدار دهنده را برانگیختهاند. اولین توسعه، فروپاشی کمونیسم در شوروی و کشورهای اروپای شرقی بود؛ یعنی مناطقی که بیش از چهل سال مرکز توجه اولیه جمعآوری اطلاعات و تحلیل نشانهها بودند. مورد دوم، ظهور تروریسم (که در 11 سپتامبر 2001 به نحو چشمگیری در آمریکا احساس شد)، به عنوان یک مشکل بزرگ، و بلکه بزرگترین تهدید برای امنیت ما بود. به نحوی واضح، این توسعههای بزرگ، اهداف جمعآوری تحلیلها و تمرکز بر روی آنها را در جامعه اطلاعاتی دگرگون کرده است.
بر اساس اطلاعات ارائه شده در کتاب پیشبینی غافلگیری: تحلیل برای هشدار راهبردی (Anticipating Surprise: Analysis for Strategic Warning) ممکن است یک مشاهدهگر علتگرا نتیجه بگیرد که این تغییرات، درسهای تاریخ و به طور خاص، جنگ سرد را بیاهمیت میسازد اما یک دیدگاه حساس و هوشمندانهتر میپذیرد که مشکلات تحلیلی هشدار دهی و ماهیت خطاها، تغییرات اندکی یافتهاند. بنابراین مشکلات مشابهی را به طور مکرر میبینیم:
درک ناکافی از تهدیدهای نوظهور، خصوصاً آنهایی که احتمال کمی دارند اما خطر بالقوه زیادی هستند؛
یک مجموعه ناکارآمد در مقابل چنین تهدیدهایی؛
فقدان ارتباط هماهنگ میان گردآورندگان، تحلیلگران و مأموران؛
شکست در توجه به دیدگاههای اقلیت؛
آسیبپذیری نسبت به فریب.
بنابراین، امید است که سینتیا ام. گرابو (Cynthia M Grabo) در کتاب پیش رو با بحث دربارهی نمونههای واقعی، بتواند در درک اطلاعات هشدار دهنده به شما یاری برساند.
در بخشی از کتاب پیشبینی غافلگیری: تحلیل برای هشدار راهبردی میخوانیم:
اطلاعات هشدار دهنده در سطح راهبردی، یا با عنوان "اطلاعات نشانهها"، به طرز گستردهای یک پیشرفت پس از جنگ جهانی دوم است. به طور دقیقتر، این مورد محصول روزهای اولیه جنگ سرد بود، یعنی زمانی که ما تازه درک میکردیم که شوروی سابق و دیگر ایالتهای کمونیستی سوار جریانهای انسانی مرتبط با علایق و امنیت جهان آزاد میشدند که میتوانست منجر به اقدامات غافلگیرانه یا تجاوزهای آزاد شود. فعالیتهای دشمن در جنگ جهانی دوم، مانند حمله ژاپن به پرل هاربر در سال 1941، بسیاری از مفاهیم مرسوم یا تاریخی اینکه جنگها چگونه شروع میشوند را از بین برده بود. ظهور سلاحهای جدید و دستگاههای تحویل دوربُرد، نیاز به هشدار برای اجتناب از حملات غافلگیرانه را افزایش داد.
بله























