کتاب به راحتی خوردن نون خامهای مشتری را تبدیل به خریدار کنیم به قلم علیرضا دشتبان، ابتدا مدل جدیدی به نام شتاب که شامل مثالهای کاربردی و تجربیات عملی است را معرفی کرده و با راهکارهایی که ارائه میدهد فروش شما را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد.
این کتاب برای مدیران و فروشندگانی نوشته شده که در ملاقات با مشتری، موفق به فروش نمیشوند؛ افرادی که میخواهند، مشتری که قصد خرید ندارد را تبدیل به خریدار کنند.
فرض کنید شما یک راهنما هستید و میخواهید گردشگران را به یک کلبهی چوبی جدید، در داخل جنگلی تاریک ببرید. قبل از بردن گردشگران به جنگل باید چه کار مهمی انجام دهید؟ باید خودتان وارد جنگل شده و مسیر رسیدن به کلبه چوبی را بشناسید. در فروشندگی هم شما مثل یک راهنما هستید و باید ابتدا خودتان محصول را بشناسید. در فصل اول این کتاب 5 روش عملی به شما آموزش داده میشود که محصولتان را بیشتر بشناسید و همین محصول مشابه را راحت بفروشید.
در فصل دوم این کتاب 5 عامل اساسی جهت تغییر مورد بررسی قرار میگیرد. تمرکز بیشتر بر روی فروشنده و داخل مغز اوست.
اگر شما یک فضانورد باشید و قصد سفر به کرهی ماه را داشته باشید. در نهایت بعد از روزها تمرین، باید سوار شاتل فضایی شده و ماه را از نزدیک ببینید. در فصل آخر شما به کرهی ماه سفر میکنید، به این معنی که سراغ ملاقات با مشتری میروید. چون مغز مشتری دو بخش منطقی و احساسی دارد. علیرضا دشتبان نیز به شما ابزارهای احساسی و منطقی میدهد تا راحتتر مشتری را متقاعد کنید.
علیرضا دشتبان مشاور، مدرس و موسس سایت ابرکسب - مرجع آموزش فروشندگی است. او پیش از ورود به حوزه آموزش، به صورت عملی با مشتریان زیادی در ارتباط بوده و مشتریان وفادار بسیاری را ایجاد کرده است. مشتریانی که بارها خرید کرده و او را به دیگران توصیه میکنند.
در بخشی از کتاب به راحتی خوردن نون خامهای مشتری را تبدیل به خریدار کنیم میخوانیم:
فرض کنید کارخانهای در تهران یک شامپو جدید تولید کرده است. این شامپو دو خاصیت جادویی دارد: «موهای سفید را مشکی کرده و رشد مو را افزایش میدهد.»
شما به عنوان فروشنده استخدام میشوید تا شامپو را بفروشید. ما تعدادی شامپو به همراه کاتالوگهایی دربارهی خواص، ویژگیها و فرمولاسیون برای شما میفرستیم. شما ابتدا کاتالوگها را میخوانید. سپس آستینها را بالا زده و میخواهید محصول را بفروشید. سراغ مشتری میروید یا مشتری سراغ شما میآید. از شامپو و مزایای آن تعریف میکنید.
اطلاعاتی که دربارهی شامپو به زبان میآورید از کجا آوردهاید؟ از داخل کاتالوگ! چقدر نسبت به حرفهایتان اطمینان دارید؟ آیا میتوانید اثربخشی شامپو را تضمین کنید؟ قطعاً کمی تردید در وجود شما هست و کاملاً مطمئن نیستید. این بخاطر عدم شناخت محصول است.
فروش در عروسی
بیاید این بار محصول را بشناسیم و بعد بفروشیم. شما با این شامپو، موهایتان را (به مدت دو ماه) میشویید. موهای سفید شما مشکی و رشد موهایتان بیشتر میشود. حالا چطور دربارهی این محصول با مشتری حرف میزنید؟ آیا تردیدی در وجود شما هست؟ حالا چقدر به محصول خود اطمینان دارید؟ به نظر من با شناخت درست، در مجلس عروسی به دوستان پدربزرگ خود هم شامپو میفروشید! این یکی از اثرات شناخت محصول است!
تبلیغات خودساخته
افرادی که در نقش مشتری، داخل تبلیغات تلویزیون حرف میزنند، دیدهاید؟ این مشتریان در واقع، فروشندهی محصول به ما هستند. آنها میخواهند مزایای محصول را به ما بگویند. آیا گاهی احساس میکنید فرد مصنوعی حرف میزند؟ آیا احساس میکنید فرد در حال تلاش است تا حرفهای خود را واقعی نمایش دهد؟ چرا اینطور به نظر میرسد؟
بله


















کتاب با متنی ساده و روان سعی در ارائه مطالبی برای فروش داشت هرچند بنظر میرسد نویسنده محترم هدف خود را از نوشتن این کتاب معرفی سایت و دورههای خود داشته و بعضی از کلیپهای و معرفی شده در کتاب از سایت برداشته شده بود.
در کل اگر تازه وارد مبحث فروش شده اید این کتاب به عنوان راهنمایی ابتدایی میتواند شما را به سمت مطالعه بیشتر سوق دهد البته احساس من که کلاسها کتابهای مختلف را مطالعه کردم این بود که ۳ یا ۴ جلسه دوره مدرسی خاص (مثل دکتر یحیی علوی) بصورت خلاصه و در حدود ۱۰۰ صفحه ارائه شده بودو کمک میکرد تا مطالعه کننده انگیزه حرکت بسمت فروش بیشتر و موفقتر را داشته باشد.
با تشکر از کتابره