نمایش صوتی منهای دو نوشتهی ساموئل بنشتریت، نمایشنامهای گیرا و جذاب است که شگفتیهای هستی را مورد ستایش قرار میدهد و سرشار از امید، شور و زندگیست.
نمایشنامهی صوتی منهای دو (Moins 2) دربارهی دو مرد میانسال است که گریبانگیر بیماری سخت و ناعلاج شدهاند و هر لحظه به مرگ نزدیکتر میشوند. آنها با هم تصمیم میگیرند که بیمارستان را ترک کنند و از تکتک لحظات پایانی زندگیشان لذت ببرند و آخرین روزهای زندگی خود را به گشتوگذار بگذرانند. در این سفر هر یک به گذشته و به آرزوهای تحقق نیافته خود نگاه میاندازند و حوادث پیشبینی نشده و طنزآلودی برایشان اتفاق میافتد که داستان را برای شما شیرین و جذاب میکند.
این نمایشنامهی ساموئل بنشتریت (Samuel Benchetrit) در فرانسه بارها اجرا شده است و طرفداران بسیاری دارد.
در قسمتی از نمایش صوتی منهای دو میشنویم:
هنوز شب است، ژول و پل را میبینیم که به جادهای کم رفت و آمد رسیدهاند. پیژامهی بیمارستان را بر تن دارند و ژول سرمش را در دست گرفته است و بر روی چرخی به دنبالش میکشد. بهنظر میرسد که نگران است. پل عصبیتر است و دایم به چپ و راست خیابان سرک میکشد و وقتی ماشینی با سرعت میگذرد با شست دستش مسیری را نشان میدهد.
ژول: سردمه...
پل: بهتون گفته بودم که پتوی بیمارستان رو بردارین.
ژول: از پتوهاشون متنفرم... تن آدم رو میخوره و زشته... نه، حقش بود پالتومون رو برمیداشتیم.
پل: ممکن نبود، سه دفعهس که دارم بهتون میگم، پالتو نداشتیم... همهجا رو گشتم... حتا شلوارمون رو هم پیدا نکردم... انگار از الان آبش کردن...
ژول: اصلاً حالش رو ندارم دوباره ذاتالریه کنم، از گلودرد متنفرم.
پل: حالا اگه ذاتالریه کنین به حالتون چه فرقی میکنه؟ یادتون نره که سرطان کلیه دارین و فقط دو هفته از عمرتون باقی مونده.
ژول: خب که چی؟ دلیل نمیشه که ذاتالریه نکنم... تازه، این سردی هوا غیرعادیه، وسط ماه ژوئیه.
پل: وسط چی؟
ژول: وسط ژوئیه.
پل: فکر میکنین که ماه ژوئیهست؟
ژول: خب بله.
پل: جالبه.
ژول: چیش جالبه؟
پل: واسه اینکه ماه نوامبریم.
ژول: یعنی چی که ماه نوامبره؟
پل: «یعنی چی که ماه نوامبره» نداریم، الان ماه نوامبره، همین و بس، دقیقش رو بخواین 12 نوامبر.
بله




























