کتاب مجموعه مقالات سومین هم اندیشی زبان شناسی و مطالعات بینارشتهای: مطالعات اجتماعی و فرهنگی زبان نوشته فرهاد ساسانی، به بررسی تأثیر چینش سازههای متن بر کنش کلامی کلان در گفتوگوهای روزمره و تأثیر سن بر درک کنشهای گفتاری غیرمستقیم میپردازد.
توسعه زبانشناسی در ایران و استفاده متزاید آن در ناحیهها و رشتههای گوناگون تحقیق حوزههای بینارشتهای را در دانشگاهها اجباری کرده است. این هنگامی است که در بیرون از ناحیه دانشگاهها، نشریهها، سازمانها و افراد فراوانی دستاندرکار مطالعات بینارشتهای زبان شدهاند. اساس مطالعات بینارشتهای زبان در جایگاه یکی از دانشهای مادر، با رشتههای دیگری مانند مردمشناسی، جامعهشناسی، علوم سیاسی، روانشناسی، پزشکی، گفتاردرمانی و عصبشناسی زبان، علوم شناختی، علوم تربیتی، فناوری اطلاعات، فیزیک صوت، علوم قضایی، نشانهشناسی، هنر و نکتههای فراوان دیگر پیوسته وجود داشته و دارد.
با توجه به لزوم دانشگاهی شدن این تلاشها، تیم زبانشناسی دانشکدهی ادبیات دانشگاه الزهراء (س) در 29 آذر 1383 اولین و پس از آن در طول روزهای 9 و 10 خرداد 1386 دومین هماندیشی از این دست را پیرامون ادبیات و هنر به ترتیب با ارائهی 10 و 15 سخنرانی برگزار کرد. منتخب مقالهها نیز در سال 1389 با نام مقالات نخستین و دومین هماندیشی زبانشناسی و مطالعات بینارشتهای: ادبیات و هنر، به کوشش فرهاد ساسانی توسط انتشارات فرهنگستان هنر به چاپ رسید.
از دید فراوانی از جریانهای پراهمیت زبانشناسی، این علم اساسا اجتماعی است که به مفهوم عام میتواند هر گونه مطالعهی زبان در هر رویهای، در بافت اجتماعی و فرهنگی آن را آسوده از برچسبهایی که بر آن نهاده شود، شامل شود. در مجموع بسیاری از رویکردهای امروزین زبانشناسی، از زبانشناسی نقشگرا، مصرفشناسی، مطالعات گفتمانی، نشانهشناسی اجتماعی و نشانهشناسی فرهنگی، زبانشناسی قضایی، جامعهشناسی زبان و مردمشناسی زبان گرفته تا به طور ویژه آواشناسی اجتماعی را میتوان به گونهای تحلیل زبان در بافت اجتماعی فرهنگی، یا مطالعهی اجتماعی فرهنگی زبان برشمرد. این مسئله به خصوص در زمینهی مطالعات اجتماعی زبان به درستی واضح است. مایکل هلیدی، با پافشاری بر نهاد نهادی اجتماعی زبان، در تعریف دو چشم انداز درونسازوارهای و بیناسازوارهای به زبان میپردازد تا بر ارزش این خصوصیت ذاتی پافشاری کند.
در دههی 1960، پافشاری بنیادی بر چیزی بود که مطالعات درونسازوارهای مینامیم، پژوهش در مورد زبان به مثابهی دانش، در مورد «آنچه گویشوران میدانند»، و این به موازات، و احیانا به دلیل فراموشی نسبی محیط اجتماعی انسان بود. در حال حاضر بازگشتی به سمت آگاهی بیشتر به جنبههای اجتماعی زبان، بازیابی تعادل در مطالعات زبانی، و بار دیگر توجه بیشتر به کارگذار بیناسازوارهای یعنی زبان به مثابهی رفتار اجتماعی، یا زبان در ارتباط با انسان اجتماعی دیده میشود.
در بخشی از کتاب مجموعه مقالات سومین هماندیشی زبانشناسی و مطالعات بینارشتهای میخوانید:
آزار زبانی، به عنوان یکی از نمودهای منفی کلامی در رفتار افراد، تعامل میان اعضای یک جامعهی زبانی را پیچیده و ناخوشایند میکند. یکی از انواع آزارهای زبانی در محیط غریبه، خیابانگفت است که نوعی ناهنجاری اجتماعی محسوب میشود و تحت تأثیر عوامل اجتماعی گوناگون و با توجه به شرایط بافتی موجود، ساختار، محتوا و اثری دیگرگونه خواهد داشت. با وجود این که تقریبا همهی زنان در طول زندگیشان مخاطب چنین خطابها و عبارتهایی قرار گرفتهاند، ولی این زمینهی مطالعاتی در دنیا نسبتاً جدید محسوب میشود. در نوشتار حاضر، تلاش بر این است تا با به دست دادن تعریفی از خیابان گفت، به عنوان یک رفتار زبانی آزارد هنده، تأثیر متغیرهای اجتماعی سن، جنسیت، تحصیلات، شغل و منطقهی سکونت بر این رفتار زبانی و میزان آزار دهندگی آن مورد ارزیابی قرار گیرد.
در پژوهشهای خارجی، خیابانگفت در تحقیقات زیرمجموعهی آزارهای خیابانی مورد توجه قرار گرفته و با عنوانهای مختلفی چون گفتار حاوی پیشنهادهای جنسی، گفتار آشکار جنسی، اظهارات حاوی پیشنهادهای جنسی، اظهارات ناخوشایند جنسی، گفتار خیابانی و تمجید مطرح شده است. از آنجا که پیش از این در ایران پژوهشی بر روی این پدیده صورت نگرفته، تاکنون عنوان علمی هم برای آن وجود نداشته است. آنچه با عنوان خیابانگفت در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته، همان رفتار زبانی است که در میان فارسیزبانان با نام «متلک» شناخته میشود.
بله





















