کتاب دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست نوشتهی احلام مستغانمی، مجموعهای از مقالات طنزآمیز نویسنده است که به صورت هفتگی در مجلهی زهرهالخلیج چاپ میشد. احلام مستغانمی در این مقالات از دردهای تاریخی ملت عرب میگوید و با نشان دادن روابط پرتناقض آمریکا با ملت عرب، سیاستهای آمریکا را زیر سؤال میبرد.
دربارهی کتاب دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست
در جهانی که فراموشی تاریخی تکرار میشود، احلام مستغانمی در کتاب دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست، از دردهای تاریخی ملت عرب میگوید. او با طنز تلخ، سیاههای از ذلت عرب را در طول تاریخ روایت میکند. این کتاب با نام اصلی «قلوبهم معنا و قنابلهم علینا» مجموعهای از مقالات هفتگی اوست که در مجله «زهرهالخلیج» منتشر میکرد.

دردهای تاریخی به قلم احلام مستغانمی
در کتاب دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست، نوشتهی احلام مستغانمی، درد حرف اول را میزند. احلام مستغانمی که همیشه عاشقانههایی در بافت سیاسی-اجتماعی منتشر میکرد، در این مجموعه مقالات به مسئله اشغال، تحقیر و فراموشی تاریخی جهان عرب میپردازد و از دردهای جهان عرب میگوید.
در کتاب دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست، احلام مستغانمی از 11 سپتامبر که بهانهساز حمله به عراق و افغانستان بود، آغاز میکند و تا غارت بغداد، ترور دانشمندان عراقی و تناقضات آمریکا در مواجهه با عربها میگوید. در این کتاب موضوعات داغ تحولات خاورمیانه در سالهای اخیر همچون ذلت صدام، اعدام تحقیرآمیز، غارت موزهها، «مرگ سینمایی» کودکان فلسطینی و پرتاب کفش به جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا، روایت میشود.
طنز سیاسی در دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست
احلام مستغانمی این حوادث تاریخی را با طنزی گزنده روایت میکند. او با واژگان طنزآمیز چون خاله آمریکا، تولهسگهای کاخ سفید و... اخبار قرن 21 را مرور میکند و آنها را به سخره میگیرد تا در نهایت خوانندگان را به بیداری و مبارزه با ذلت دعوت کند. با دانلود کتاب دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست، نمونهای از طنز سیاسی و فرهنگی را مطالعه خواهید کرد.
در مجموع، احلام مستغانمی با احساسات متناقض، سندی از جزئیات ملی میسازد و یادآوری میکند که اشغالگران بر حاکمان ما حکومت میکنند، نه بر سرزمین ما. انتشارات ستاک این کتاب را با ترجمهی انسیه سادات هاشمی منتشر کرده است. با خرید کتاب دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست، در قالب طنز سیاسی حوادث سالهای اخیر را در جهان عرب مرور خواهید کرد و دردهای مشترکی خواهید یافت.
کتاب دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست برای شما مناسب است اگر
- به طنز تلخ سیاسی علاقهمندید و دوست دارید تاریخ سالهای اخیر جهان عرب را در قالبی طنزآمیز بخوانید.
- منتقد امپریالیسم آمریکایی هستید و قصد دارید مقالاتی در این زمینه مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب دلشان با ما و بمبشان بر سر ماست میخوانیم
این مقاله را در کنار صدای سرگیجهآور ژنراتور برایتان مینویسم. امسال شعار ماه خرید لبنان، «لبنانِ نورانی» بود. به شرطی که مدام برق قطع نشود! داریم طبق جیرهبندی اداره برق که اسرائیلیها بمبارانش کردهاند، زندگی میکنیم و وقتی منت سرمان میگذارد و در روز چند ساعت روشنایی تحویلمان میدهد، از سخاوتش ذوقمرگ میشویم.
از آن جا که من شبها مینویسم، این همه قطعی برق اعصابم را خرد میکند، اما از طرفی هم برایم یک توفیق اجباری شده است. چون دیگر نمیتوانم شبانهروز اخبار را دنبال کنم که مبادا یک وقت جنگ شود و من خبردار نشوم.
ولی خب وقتی میبینم هزاران جهانگرد از کشورهای حاشیۀ خلیج فارس به مناسبت یا به بهانۀ ماه خرید به بیروت آمدهاند و از هتلها و کوهها و ساحلهای اطراف بیروت سرازیر میشوند، خیالم راحت میشود. واقعیت این است که آنها با لذتِ خریدشان، اقتصاد لبنان را نورانی میکنند و بارقۀ «سبز» امیدی در جیب او میگذارند.
وقتی در کانال «یورونیوز» دیدم سربازان آمریکایی با لباس شنا دراز کشیدهاند و در استخرهای خصوصیِ خود در انتظار آغاز جنگ، آفتاب میگیرند، یاد حرف ناپلئون افتادم که میگفت: «نقشههایم را از رویاهای سربازان خفتهام الهام میگیرم». من هم رویای آنها را به فال نیک گرفتم. یعنی فرشتگان نیکوکار وقتی در زمان ازدسترفتۀ بین دو جنگ، چرت میزنند به چه چیزی فکر میکنند؟
همه چیز از وقوع جنگی نزدیک خبر میدهد. به هر چیزی که نزدیک میشویم، بوی جنگ از آن بیرون میزند. در عوض خیالمان راحت است که هرکدام از طرفهای متخاصم جایی هستند که توقعش را نداریم. مثل جملۀ خبیثانهای که ژان مارک روبر 36 دربارۀ خیانت همسران گفت: «هیچکس دقیقاً سر جای خودش نیست... خدا را شکر! عدالتِ دقیق قابل تحمل نیست».
آمریکاییها که بهشت خود را ترک کردهاند و برای مأموریت آسمانیِ پاکسازی جهان از شر، قربۀ الی الله و داوطلبانه به سراغ ما آمدهاند، باهوشتر از آنند که پیاده شوند و با ارتششان در خیابانها با ما بجنگند. جای آنها را بمبهای هوشمند و جنگهای الکترونیکی گرفتهاند که یک عده با هیجان و خونسردی مثل یک بازی کامپیوتری آن را اداره میکنند.
بله


















