اورشلیم در محاصره است. صلیبیون آب و غذا را از مردم دریغ کردهاند و بر برجهای بلند، دور تا دور شهر ایستادهاند. چیزی نمانده تا سپاهیان مسیحی پیروز شوند و اورشلیم سقوط کند. کتاب جنگهای صلیبی و ارض مقدس با ترجمهی منوچهر پزشک ما را با دلایل وقوع جنگهای صلیبی، وضعیت حکومتها پس از پیروزی صلیبیها و نحوهی بازپسگیری مناطق تسخیر شده بهدست مسلمانان را برای علاقهمندان به تاریخ اروپا، تاریخ مسیحیت و سرگذشت خاورمیانه، شرح و توضیح میدهد.
دربارهی کتاب جنگهای صلیبی و ارض مقدس
«اَرضِ مقدس» و «سرزمین موعود» واژگانی هستند که باوری آمیخته به تاریخی خونین را فریاد میزنند. از نخستین باری که لشکریان زرهپوش و از بنِ دندان مسلح به سوی فلسطین حمله کردند، در پیِ تسخیر «اَرض مقدس» بودند و این جنایت ایدئولوژیک تا امروز نیز ادامه دارد و خون میریزد. یکی از مقاطعی که این تصور، همزمان با رشد شهرنشینی، توسعهی صنعت و پیشرفت علمی شکل گرفت، پیش از آغاز جنگهای صلیبی، حدود ششصد سال پس از میلاد مسیح بود. کتاب جنگهای صلیبی (The Crusades and the Holy Land) این دوره را به ما معرفی میکند.

جنگهای صلیبی حدود سال 1095 آغاز شد؛ یعنی زمانی که پاپ اوربان دوم به این نتیجه رسید که باید همهی مردم، فارغ از جنگاور بودن یا نبودن و میزان آشناییشان با اصول نظامی، از غرب اروپا به سوی شرق اروپا و سپس سرزمینهای آناتولی حرکت کنند تا در نهایت به سرزمین موعود برسند و فلسطین را از آنِ خود کنند. کتاب جنگهای صلیبی و اَرض مقدس نوشتهی گیورگس تیت (Georges Tate)، ما را به بیش از هزار سال پیش میبرد.
جنگهای صلیبی و کشمکش بر سر ارض مقدس
پیش از آغاز جنگهای صلیبی، هیچ شهر و کشوری در اروپای غربی، اروپای شرقی، بینالنهرین و دیگر مناطق رنگ آرامش به خود نمیدید و همین آشفتگی، بستر وقوع جنگی مهیب را فراهم کرد که سالیان سال به طول انجامید. حدود سال 1194 میلادی، دولت سلجوقی تجزیه شد و امیرنشینهای رقیب در شام و بینالنهرین به قدرت رسیدند.
شام از دیرباز تاکنون سرزمینی بوده است که ادیان و اقوام گوناگون در آن زندگی کردهاند. این تنوع، از یکسو عامل همزیستی و مدارا میان افراد بود و از سوی دیگر، زمینهساز جنگ و تنش. گیورگس تیت نشان میدهد که چگونه حکومتها و گروههایی، از جمله «کشندگان»، در کوهستان انصاریهی شام اعلام موجودیت کردند. این گروه متشکل از برخی شیعیان بسیار تندرو بود که در دشمنی با اهل تسنن، از هیچ روشی دریغ نمیکردند.
پیش بهسوی فتح ارض مقدس از راه جنگهای صلیبی
مسیحیانی که به «صلیبیان» معروف بودند، پس از گذر از اروپای شرقی و با اعمال خشونت و ویرانگری فراوان، به آناتولی رسیدند. در این سرزمین، امارت الرّها را تأسیس کردند و سپس بهسوی محاصرهی انطاکیه رهسپار شدند. کتاب جنگهای صلیبی و اَرض مقدس نشان میدهد که تودههای فقیر اشتیاق فراوانی به فتح فلسطین (اورشلیم) داشتند و فرماندهان نیز جنگ را ادامه دادند تا سرزمین موعود را به تصرف درآورند.
بالدوین یکم نخستین پادشاه اورشلیم بود که بر نواحی یافا تا عکا حکومت میکرد. پس از مدتی حکومت و با پایان یافتن جنگ صلیبی اول، دولتهای لاتین شرق مانند کنتنشین طرابلس و امیرنشین انطاکیه شکل گرفتند. گیورگس تیت، شیوهی حکومت پادشاهان مسیحی را که پس از جنگهای صلیبی بر سرزمینهای فتح شده فرمانروایی میکردند، برای ما شرح میدهد. یکی از مهمترین شخصیتها در جنگهای صلیبی، صلاحالدین ایوبی است که توانست در جنگ صلیبی سوم و نبرد حطین، حکومت اورشلیم را بازپس گیرد و ضربهای اساسی به بنیانهای مسیحیت وارد کند.
گیورگس تیت در کتاب تاریخی جنگهای صلیبی و اَرض مقدس نه تنها تاریخ مسیحیت و رشد فرهنگ و صنعت اروپا را برای ما بازگو میکند، بلکه دگرگونیهای مداوم در بلاد شام، تعامل میان اقوام و ادیان مختلف، زمینههای سیاسی و اقتصادی و همچنین دلایل وقوع جنگهای صلیبی را بهطور جامع شرح میدهد.
علاقهمندان به تاریخ، سیاست، فرهنگ و تحلیل اجتماعیِ قرون وسطی میتوانند با دانلود و خرید کتاب جنگهای صلیبی و ارض مقدس، از وقایع رخ داده در دوران قرون وسطی آگاه شوند. این کتاب با ترجمهی منوچهر پزشک، در انتشارات نقد فرهنگ منتشر شده است.
کتاب جنگهای صلیبی و ارض مقدس برای شما مناسب است اگر
- به آشنایی با تاریخ اروپا در قرون وسطی و تاریخ مسیحیت علاقه دارید.
- میخواهید با دلایل رخداد جنگهای صلیبی و با شرایط تاریخی و جغرافیایی خاورمیانهی امروزی در آن زمان، بیشتر آشنا شوید.
- شناختن شخصیتهای مهم و اثرگذار همچون صلاحالدین ایوبی و آشنایی با اقدامات و شیوهی فرماندهی او در جنگها، برایتان جالب و مهم است.
در بخشی از کتاب جنگهای صلیبی و ارض مقدس میخوانیم
بیزانس و مسلمانان: در آغاز سدۀ دهم میلادی/ چهارم قمری، بطریق نیکولاسِ عارف به یک امیر مسلمان نوشت که دوگونه امارت وجود دارد: «از آنِ مسلمانان (Saracens) 19 و از آن رومیان که نور خود را بر روی تمام زمین پراکندهاند. از این رو ضرورت دارد که برادرانه با همدیگر زیست؛ داشتن اختلاف در شیوۀ زندگی، آداب رفتار و دین، به معنی خصومت داشتن با یکدیگر نیست». از طریق روابط تجاری در زمان صلح، نوعی پیوند میان مسلمانان و بیزانسیها پدید آمده بود. اما وقتی که پای غربیها به میان آمد، بیزانسیها احساس کردند که با آنها با تکبر و بیاعتمادی برخورد میشود. در واقع کلیسای لاتین بر این باور مداومت داشت که کلیساهای شرق و غرب بار دیگر زیر فرمان پاپ متحد خواهند شد.
در سال 1055م/ 447ق، نمایندگان پاپ در کنستانتینوپل، بطریق میکائیل کرولاریوس را تکفیر کردند. این امر تنها ناظر بر شخص بطریق بود و نه کلیسای ارتدکس یونانی. هرچند تقریباً دو سده سپستر، دستگاه پاپ برای توجیه اشغال کنستانتینوپل به دست صلیبیان در سال 1204م/ 600ق، این رخداد کهنه را به معنی شقاق و تفرقه زنده کرد. جدیتر حتی از این رویداد نمادین، سوءتفاهمهایی بود که دائماً بیزانس را در برابر غربیها قرار میداد.
غرب بربری: غرب در مقایسه با شرق، جهانی بربری مینمود؛ هرچند تحولات بزرگی در راه بود. در پایان سدۀ دهم جمعیت در غرب پراکنده بود؛ طبقۀ کشاورز آن عقبمانده و ستمکش بودند. اوج معماری آن ساخت قصرهای چوبی بود؛ هیچ سرمایۀ در گردشی نداشت؛ امواج مهاجمان سرزمینها را ویران کرده بود و حیات فرهنگی آن به دربار شاهان و صومعهها محدود میشد. توانمندان در حال فروپاشی بودند، و خشونت در مناسبات اجتماعی جریان داشت.
پس از سال 1000م/ 390ق تهاجمهای در مقیاس بزرگ پایان یافت و جمعیت به آهستگی رو به ازدیاد گذاشت. کشاورزان، که حالا با ابزارهای بهتری تجهیز شده بودند، قطعه زمینهای کوچک حاصل از جنگلزدایی را شخم زدند و توسعه دادند و محصول کشاورزی فراوان شد. با استفاده از روشهای بهتر تولید کشاورزی، زارعان به اضافهتولید دست یافتند که بهنوبۀ خود تجارت را تقویت کرد.
بله






















