وقتی تاج میافتد، نامها فرو میریزند و تاریخ دهان باز میکند تا قربانی بعدیاش را صدا بزند؛ کتاب ماموریت آدمکش نوشتهی رابین هاب پایانی تاریک و تأثیرگذاری بر سهگانهی فارسیر است؛ داستانی دربارهی وفاداری، انتقام و بهایی که انسان برای انجام آنچه درست میپندارد، میپردازد. این کتاب روایت بازگشت کسی است که نامش از تاریخ پاک شده، اما نقش او در مسیر زندگی هنوز به پایان نرسیده است. فیتز ناچار میشود به بازی قدرتی بازگردد که پیشتر همهچیزش را از او گرفته بود؛ مسیری بیبازگشت که با هر قدمی که برمیدارد، چیزی از عمق وجودش را برای همیشه از او میستاند.
دربارهی کتاب ماموریت آدمکش
در قلمروی شش دوکنشین، بادی ویرانگر وزیده است. تاجوتخت، که زمانی ستون استواری بود، حالا فروریخته و خاکستر خیانت بر آن نشسته است. پادشاه مرده است و جانشین حقیقی، وریتی، ناپدید شده. و این تنها آغاز فروپاشیست؛ ریگال، با ادعایی کثیف، تاج را به ناحق بر سر نهاده و سایهی شوم بیداد را بر سرزمین افکنده است. در پس تمام این تاریکیها، مردی که گمان میرفت مرده است، باز میگردد... کتاب ماموریت آدمکش (Assassin's Quest)، سومین و آخرین جلد از سهگانهی فانتزی حماسی فارسیر اثر رابین هاب (Robin Hobb) در دل آشوب و خیانت آغاز میشود.
ماموریت آدمکش؛ بازگشت فیتز در دنیایی فروپاشیده
فیتز چیوالری فارسیر، کسی که نامش با خیانت و تباهی گره خورده بود، تا پای مرگ و حتی فراتر از آن پیش رفت. ریگال، با دستان خونین، او را به اعماق تاریکی کشاند. اما جادوی دیرینهی پیوند فیتز با گرگ وفادارش، یک بار دیگر او را از نیستی بازگرداند. فیتز از خاکستر خودش برمیخیزد؛ پارهپاره، زخمی، تنها... با پیوندی که او را بیش از پیش به قلمروی غریزهی انسانی و خویِ حیوانیاش میکشاند.
کسانی که دوستشان داشت، اکنون او را مرده میپندارند. مالی، که نوید آیندهای مشترک را در وجودش میپروراند، فکر میکند فیتز دیگر نیست. و فیتز میداند که برای محافظت از او و فرزندشان، باید همچنان در این سایهی مرگ پنهان بماند. برای فیتز دیگر هیچ چیز برای از دست دادن نمانده است. هیچکس برای او باقی نمانده... و تنها انتقام است که همچون شعلهای در دل تاریکی، او را به پیش میراند.
فیتز چیوالری فارسیر؛ قهرمانی که از مرگ بازگشت و راه انتقام را برگزید
در آنسو ریگال، شهرها را بیدفاع رها کرده و خود را پشت دیوارهای تریدفورد پناه داده است؛ جایی که فیتز قصد دارد آخرین و خطرناکترین ماموریت خود را به انجام برساند. او میرود تا مردی را شکار کند که دنیایش را به خاکستر کشیده است. اما در این راه، هم باید با دشمنان بیرون و هم با تاریکترین گوشههای روح خودش مبارزه کند. آیا این سفری به سوی رستگاریست یا سقوطی دیگر به عمقِ تاریکی و جنون را در پی دارد؟
کتاب ماموریت آدمکش، اثری بیبدیل از رابین هاب، نقطهی اوج سهگانهی فارسیر و خود گواه توانایی بینظیر هاب در خلق جهانی چندلایه و شخصیتهایی به غایت باورپذیر است. این کتاب، ترکیبی هنرمندانه از اصالت در داستانپردازی، ماجراجوییهای نفسگیر، عمق شخصیتپردازی و جادوییست که با منطق درونی جهان داستان گره خورده است.
ماموریت آدمکش؛ نقطه اوج سهگانه فارسیر، شاهکار رابین هاب
رابین هاب با سبکی روان و گیرا، خواننده را به سفری فراموشنشدنی میبرد که در آن قهرمان مجبور است با انتخابهای هولناک خود و پیامدهای آنها دستوپنجه نرم کند. او در این اثر، به خوبی نشان میدهد که چگونه یک انسان میتواند از دل خیانت و شکست برخیزد و با تمام زخمی که بر دوش میکشد، برای عدالت بجنگد.
اگر به دنبال اثری هستید که قلب و ذهن شما را درگیر کند، داستانی که شما را به سفری حماسی در کنار قهرمانی زخمخورده ببرد و در عین حال، به تعمق در باب مفاهیم عمیق انسانی و معضلات اخلاقی وادار کند، دانلود کتاب ماموریت آدمکش با ترجمهی سلمان ثابت از انتشارات بهنام همان کاری است که نباید در آن درنگ کنید.
با خرید کتاب ماموریت آدمکش، به پایانی باشکوه بر حماسهای فراموشنشدنی خواهید رسید که قول میدهیم تا مدتها در جانتان طنینانداز خواهد ماند.
نکوداشتهای کتاب ماموریت آدمکش
- کتاب ماموریت آدمکش پایانی مسحورکننده برای این سهگانهی فوقالعاده که ترکیبی استثنایی از اصالت، جادو، ماجراجویی، شخصیت و درام را به نمایش میگذارد. (نقدهای کرکوس)
- فوقالعاده نوشته شده، کاملاً رضایتبخش و فراموشنشدنی. بهتر از هر سهگانه فانتزی چاپشدهی دیگری از جمله سهگانه من! (ملانی راون، نویسنده)
- این قطعا یک پایان تمامعیار برای این داستان است، اگرچه دنیایی که رابن هاب خلق کرده اکنون به اندازه کافی توسعه یافته است تا صحنه کتابهای آیندهاش باشد. در کل، این یک پیشرفت نسبت به نسخههای قبلی است که خوانندگان خود را راضی خواهد کرد و احتمالاً اشتهای آنها را برای خواندن کتابهای بیشتر از رابن هاب تحریک میکند. (رولند گرین، بوکلیست)
کتاب ماموریت آدمکش برای شما مناسب است اگر
- به فانتزی حماسیِ شخصیتمحور علاقه دارید.
- از طرفداران سهگانهی فارسیر هستید و دوست دارید پایان یک حماسهی احساسی، تاثیرگذار و سرنوشتساز را بدانید.
- شخصیتهای خاکستری و انسانی را به قهرمانان بیعیبونقص ترجیح میدهید.
- با داستانهایی که ریتمی تاملبرانگیز و احساسی دارند و به عمق روان شخصیتها میروند ارتباط برقرار میکنید.
در بخشی از کتاب ماموریت آدمکش: کتاب سوم سه گانه فارسیر میخوانیم
هوا گرم بود و نگهبانها بیش از سربازهایى که معمولاً در شهر مىدیدم زره به تن داشتند. شاید همین بود که جان مرد را نجات داد. عرق کردن در زره براى هیچکس خوشایند نیست. سرم را برگرداندم و در همان لحظه دیدم که یکى از نگهبانها کیسهى پول مرد را باز کرد و برداشت و داخل جیب خودش گذاشت. نگهبان دوم نگاهى به جمعیت اطراف انداخت و گفت: «بلَک رولف81 به خاطر عمل خیانتکارانهى تمسخر پادشاه جریمه و تنبیه شد. امیدوارم او درس عبرتى باشه براى همه.»
نگهبانها او را در میان خاک و آشغالهاى کف بازار رها کردند و به گشتزنى خود ادامه دادند. یکى از آنها درحالىکه دور مىشدند برگشت و نگاهى به پشت سرش انداخت، اما هیچکس هیچ حرکتى نمىکرد تا اینکه آنها در گوشهاى پیچیدند و ناپدید شدند. با رفتن آنها بازار به تدریج دوباره جان گرفت. پیرزن دستش را از روى شانهى من برداشت و برگشت و براى خرید شلغم شروع به چانه زدن کرد. فروشندهى تخممرغ از غرفهاش خارج شد تا چند تخممرغى که نشکسته بودند و سبدهایى که آغشته به تخممرغ بود را از روى زمین بردارد. هیچکس بهطور مستقیم به مردى که روى زمین افتاده بود نگاه نمىکرد.
مدتى همانجا ایستادم تا سرمایى که درونم را مىلرزاند از بین برود. مىخواستم بپرسم که آواز یک مرد مست چه اهمیتى براى نگهبانهاى شهر داشت، اما هیچکس به من نگاه نمىکرد. ناگهان احساس کردم به درد هیچکس و هیچچیز شهر کِروزنِک نمىخوردم. کولهپشتىام را روى شانهام بالاتر بردم و به راه افتادم تا از شهر خارج شوم. اما وقتى به مردى که روى زمین افتاده بود و ناله مىکرد نزدیک شدم درد او را در وجود خودم احساس کردم. هرچقدر که نزدیکتر مىشدم درد واضحتر و شدیدتر مىشد، انگار داشتم دستم را به شعلهى آتش نزدیک مىکردم. مرد سرش را بلند کرد و به من نگاهى انداخت. خاک به چهرهى خونآلودش چسبیده بود. سعى کردم به راهم ادامه بدهم اما صدایى در سرم گفت: بهش کمک کن. و ناگهان احساس اضطرارى ذهنى به سراغم آمد.
بله



















