نامها هرگز دروغ نمیگویند؛ اما همیشه همهی حقیقت را هم آشکار نمیکنند. کتاب ترس مرد فرزانه، جلد دوم از مجموعهی پرفروش سهگانهی خاطرات کوئوت شاهکش نوشتهی پاتریک راتفوس، ادامهی روایت کوت است؛ روایتی که از خاطرات شخصی فراتر میرود و آرامآرام به قلمروی افسانهها قدم میگذارد. در این کتاب، جهان داستان گستردهتر میشود، سفرها یکی پس از دیگری آغاز میگردند و قهرمانی که نامش بر سر زبانها افتاده، با مخاطرات و پیامدهای انتخابهایش روبهرو میشود.
دربارهی کتاب ترس مرد فرزانه
داستان ترس مرد فرزانه از مهمانخانهی ویستون آغاز میشود؛ جایی که مردی خاموش به نام کوئوت زندگی سادهاش را میگذراند، تا اینکه وقایعنویسی از راه میرسد و در پی آن است که حقیقت افسانهها را افشا کند. در این سکوت سنگین، کوئوت نقاب از چهره برداشته و اعتراف میکند که او همان کوئوتِ افسانهای است. او میپذیرد که در طی سه روز، داستان واقعی زندگیاش را تعریف کند و روز دوم روایت، همان چیزی است که کتاب پیش رو؛ ترس مرد فرزانه (The Wise Man's Fear) اثر پاتریک راتفوس (Patrick Rothfuss) را میسازد.
ورود کوئوت به بازیهای مرگبار قدرت در ترس مرد فرزانه
کوئوت در بازگشت به گذشته، از روزهایی میگوید که هنوز دانشجوی دانشگاه بود؛ نابغهای بیپول با دشمنانی قدرتمند. فشار مالی، دشمنیِ رقیبی بانفوذ و محاکمهای خطرناک او را ناچار میکند دانشگاه را ترک کند و برای یافتن جایگاهی در جهان، راهی سرزمینی دور شود. در آنجا، در خدمت یکی از قدرتمندترین نجیبزادگان، وارد بازیهای سیاسی، توطئهای برای ترور و مأموریتی مرگبار میشود؛ مأموریتی که او را به دل جنگلهای وحشی، جادوهای خطرناک و افسانههایی میکشاند که پیش از آن فقط در زمزمهها شنیده میشدند.
اما مسیر کوئوت به همینجا ختم نمیشود. او پا به قلمرویی ناشناخته میگذارد و با حقایق تاریکی دربارهی چاندریان و سرنوشت خود مواجه میگردد و بعد از آن، آموزشهایی میبیند که او را به جنگجویی واقعی بدل میکند. و در حالی که آوازهی نامش در جهان پیچده است، خواننده همزمان میبیند که چطور سرنوشت این شخصیت افسانهای قدرتمند در نهایت به روزگار مردی خاموش در یک مهمانخانهی محزون ختم میشود؛ مردی که هنوز نمیدانیم چه چیزی او را از کوئوت افسانهای به کوئوت مهمانخانهدار تبدیل کرده است.

ترس مرد فرزانه؛ کوئوت شاهکش در میدان قدرت
در این مسیر هر مهارتی که کوئوت میآموزد، هر نامی که به دست میآورد و هر پیروزیای که کسب میکند، همزمان او را یک قدم به اسطورهشدن نزدیکتر و از انسانبودن دورتر میکند. پاتریک راتفوس با نثری شاعرانه و ساختاری چندلایه نشان میدهد که خرد، شمشیر و جادو، اگر بدون درک پیامدهایشان به کار روند، میتوانند همانقدر ویرانگر باشند که نجاتبخش هستند. این رمان داستان لغزیدن آرام انسانی است به درون افسانهای که شاید خودش هم دیگر اختیارش را نداشته باشد.
کتاب ترس مرد فرزانه خواننده را با همان تضاد تلخی رها میکند که از ابتدا در قلب خاطرات کوئوت شاهکش جریان داشته است: فاصلهی عمیق میان کوئوت افسانهای و کوئوت خاموش. هرچه جهان بزرگتر، خطرناکتر و شگفتانگیزتر میشود، سکوت مهمانخانهی ویاستون معنادارتر به نظر میرسد. این کتاب در هر لحظه از روایت خود، عطش دانستنِ آنچه هنوز گفته نشده را در دل مخاطبش عمیقتر میسازد. ترس مرد فرزانه با ترجمهی مریم رفیعی از انتشارات بهنام تجربهای است برای خوانندگانی که از فانتزی، در کنار ماجراجویی و هیجان، مفاهیم عمیق انسانی را نیز طلب میکنند.
جوایز و افتخارات کتاب ترس مرد فرزانه
- نامزد جایزهی لوکِس برای بهترین رمان فانتزی 2012
- برندهی جایزهی دیوید گمل – لجند برای بهترین رمان فانتزی 2012
- نامزد جایزهی Tähtifantasia Award 2016
- نامزد جایزهی انتخاب خوانندگان گودریدز در بخش بهترین رمانهای فانتزی سال 2011
- برندهی جایزهی Prix Elbakin.net برای بهترین رمان فانتزی 2013
- منتخب ویراستاران سایت آمازون
- پرفروشترین کتاب نیویورکتایمز
نکوداشتهای کتاب ترس مرد فرزانه
- از نظر گستره، یادآور مجموعهی چرخ زمان اثر رابرت جردن است… شاهکاری در داستانگویی که دوستداران فانتزیِ باشکوه و عظیم را مجذوب خواهد کرد. (لایبرری ژورنال)
- داستانی نفسگیر و بهغایت حماسی که در صمیمیتش دلخراش و در جوهرهی روایتش استادانه است. (پابلیشرز ویکلی)
- این نخستین رمانِ پرشتاب، زنده و بیتکلف، فانتزیِ شخصیتمحور است که در اسطورهشناسیای باورپذیر نیز ریشه میدهد. (اینترتینمنت ویکلی)
- به یاد آثار اورسولا کی. لو گویین، جورج آر. آر. مارتین و جی. آر. آر. تالکین افتادم، بیآنکه حتی لحظهای حس کنم پاتریک راتفوس در حال تقلید از کسی است. (تایمز لندن)
- پاتریک راتفوس (که پیشتر با نامهایی چون تری گودکایند، رابرت جردن و جورج آر. آر. مارتین مقایسه شده) در آستانهی تاجگذاری بهعنوان پادشاه تازهی فانتزی حماسی است. (بارنز اند نوبل)
کتاب ترس مرد فرزانه برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای فانتزی حماسیِ شخصیتمحور علاقه دارید.
- دوست دارید با جهانی فانتزی روبهرو شوید که قوانین، تاریخ و منطق درونیِ دقیقی دارد.
- خواندن کتابهای بلند و مفصل برایتان جذاب است و از همراهی طولانی با یک جهان داستانی خسته نمیشوید.
- فانتزیهایی را میپسندید که بیشتر مناسب مخاطب بزرگسال هستند تا نوجوان.
- به روایتهایی علاقه دارید که اسطوره، فلسفه، موسیقی و هویت را در هم میآمیزند.
- خوانندهی جلد اول (نام باد) بودهاید و میخواهید ادامهی داستان کوت را دنبال کنید.
در بخشی از کتاب ترس مرد فرزانه: کتاب دوم سه گانه خاطرات کوئوت شاه کش میخوانیم
در مسیر بازگشت به دانشگاه به نزدیکى استونبریج رسیده بودم که ناگهان زُق زُق گرماى ناخوشایندى را در بازویم احساس کردم. ابتدا فکر کردم زخمِ دو بار بخیه خوردهى آرنجم درد گرفته است، چون تمام طول روز زُق زُق مىکرد و مىسوخت.
ولى گرما به جاى اینکه از بین برود، در بازویم و در سمت چپ سینهام پخش شد. مانند کسى که ناگهان تب کرده شروع به عرق کردن کردم.
شنلم را درآوردم و اجازه دادم سرماى هوا کمى خنکم کند. دکمههاى پیراهنم را نیز باز کردم. نسیم پاییزى حالم را کمى بهتر کرد و در همان حال با شنلم خود را باد زدم. ولى حرارت شدت یافت و حتى دردناک شد، انگار آب جوش روى کمرم ریخته بودند.
خوشبختانه این بخش از جاده در امتداد نهرى قرار داشت که به رودخانهى اومتى مىریخت. من که فکر بهترى به ذهنم نمىرسید پوتینهایم را درآوردم، عودم را از روى دوشم برداشتم و به داخل نهر پریدم.
خنکى آب باعث شد به نفسنفس و سرفه بیفتم، ولى پوست داغم را خنک کرد. همان جا ایستادم و سعى کردم حس احمقها را نداشته باشم. زوج جوانى که به وضوح من را نادیده گرفته بودند، از کنارم رد شدند.
گرماى عجیب در بدنم شروع به حرکت کرد، انگار آتشى در درونم سعى داشت راه خروجى براى خود پیدا کند. از سمت چپ بدنم شروع شد و بعد به پاهایم رسید و بعد دوباره بالا آمد و بازوى چپم را فرا گرفت. وقتى به سرم رسید، به داخل آب شیرجه زدم.
بله























