معرفی و دانلود کتاب جایی که آب ما را میبرد
برای دانلود قانونی کتاب جایی که آب ما را میبرد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب جایی که آب ما را میبرد
بعضی ترسها از جایی ناشناخته میآیند و هیچکس نمیداند در قبال آن باید چه کار بکند؛ کتاب جایی که آب ما را میبرد داستان لحظهای است که یک نوجوان برای اولینبار میفهمد نمیتواند از همهی چیزهایی که دوستشان دارد محافظت کند. رمانی آرام و عمیق از آلن باریلارو دربارهی مواجهه با اضطراب، تنهایی، خیال و معنایی که در دل آشوب شکل میگیرد. این کتاب که با استقبال منتقدان روبهرو شده در سال 2024 نامزد نهایی جایزهی ژان لیتل شده است.
دربارهی کتاب جایی که آب ما را میبرد
شاید اولین نشانهی بزرگ شدن، نه قد کشیدن باشد و نه عوض شدن صدا؛ بلکه لحظهای باشد که کودک میفهمد دنیا همیشه همانقدر امن نیست که تا دیروز تصورش میکرد. لحظهای که یک خبر ساده مثل به دنیا آمدن بچهای دیگر میتواند به شکلی ناخواسته و عجیب، ترس از دست دادن را در دلش روشن کند... برای آوا در کتاب جایی که آب ما را میبرد (Where the Water Takes Us) از آلن باریلارو (Alan Barillaro) این لحظه دقیقا همینجاست؛ جایی میان عشق و وحشت و انتظار و اضطراب که برکهی آرامِ و زلال کودکیاش آرامآرام او را به سمت جریانهای خروشان و ناشناختهی بزرگسالی میکشاند.
تابستان آوا با اضطرابی شروع میشود که از خانه بیرونش میکند؛ مادرش بهدلیل بارداری دوقلوها و شرایط پزشکی حساسش، نیاز به استراحت کامل دارد و خانه دیگر جای امنی برای حضور یک نوجوانِ نگران نیست. آوا، با احساسی گنگ از کنار گذاشته شدن و این فکر خاموش که حضورش ممکن است اوضاع را سختتر کند، به جزیرهی پدربزرگ و مادربزرگ فرستاده میشود. جزیره در نگاه اول پر از آب، باد و زندگیست؛ صدای پرندهها، بوی نمک و حرکت مداوم طبیعت. آوا در این فضا قدم میزند، شنا میکند، قایقسواری را یاد میگیرد و تلاش میکند با ریتم تازهی زندگی کنار بیاید، اما ذهنش مدام به خانه برمیگردد؛ به بدن در حال تغییر مادر، به دوقلوهایی که هنوز ندیده و به آیندهای که هیچ تصوری از آن ندارد.
مرگ یک پرنده، تولد یک باور
در همین حال و هوا است که آوا با مرگ ناگهانی یک پرنده روبهرو میشود و با این اتفاق، آشفتگی درونی او شکل واضحتری به خود میگیرد. او هنوز برای تحمل این حجم از تنهایی، تشویش و اضطراب خیلی کوچک است. او هنوز بلد نیست روی این ترسهایی که رهایش نمیکنند اسمی بگذارد. که ناگهان تصویری از باور به نفرینی وحشتانگیز در درونش شکل میگیرد...
در ذهن آوا، مرگ آن پرنده نشانهای است که باید معنایی پشتش باشد. او تصور میکند این مرگ بیدلیل رخ نداده و با این اتفاق نیرویی تاریک و نادیدنی به زندگیاش راه پیدا کرده است و خیالات کودکانهاش شروع به ساختن قانونی نانوشته میکند؛ اینکه اگر پرنده مرده، پس خطری در راه است؛ خطری که میتواند مادرش، نوزادها و حتی خودش را تهدید کند. نفرینی که انگار از دل طبیعت برخاسته و حالا به عزیزترین آدمهای زندگی او نزدیک شده است.
اما راه نجات از دست این طلسم چیست؟ اگر آوا بتواند از تخمهای پرندهی مرده مراقبت کند، طلسم باطل شده و تعادل به همخوردهی دنیا سر جایش برمیگردد. به این ترتیب مراقبت از تخمها تبدیل به آیینی خاموش برای آوا میشود؛ تلاشی برای محافظت از مادر، برای نجات نوزادانی که هنوز نیامدهاند، و برای آرام کردن ترسی بیامان که در سینهاش سنگینی میکند.
جستوجوی حقیقت از دل طبیعت
جایی که آب ما را میبرد روایت سفری درونی است؛ سفری از خیال به آگاهی و از اضطراب به اعتماد. طبیعت در این داستان همراه احساسات آوا حرکت میکند و هر تغییر آن، لایهای تازه از درون شخصیت او را آشکار میسازد. آب، پرندهها و طوفانها زبان نادیدنی ذهن نوجوانی هستند که در حال کشف خود و جهان اطرافش است.
آلن باریلارو در کتاب جایی که آب ما را میبرد با نثری ساده و شاعرانه، این سفر درونی را به شکلی قابل لمس روایت میکند و به خواننده اجازه میدهد جهان را از زاویهی نگاه آوا تجربه کند. او بدون پیچیدگی و اغراق، نشان میدهد چگونه یک ذهن نوجوان میتواند از دل ترس، معنا بسازد و در میان آشوب، به درکی تازه از زندگی برسد.
داستان نوجوان جایی که آب ما را میبرد با نگاهی شاعرانه نشان میدهد رشد، فرآیندی آرام و تدریجی است. آوا در پایان داستان همان آدم ابتدای مسیر نیست؛ او عمیقتر احساس میکند، دقیقتر میبیند و با اطمینان بیشتری به زندگی مینگرد.
کتاب جایی که آب ما را میبرد با ترجمهی زینب طاهری از نشر کتاب پاپلی، واحد کودک و نوجوان انتشارات کولهپشتی به چاپ رسیده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
نکوداشتهای کتاب جایی که آب ما را میبرد
- با ورق زدن سریع صفحههای این رمان گیرا از یک انیماتور برندهی اسکار، پرندههای جزیره در ساحل جنوبی آن جان میگیرند و به پرواز درمیآیند؛ همزمان با دختری جوان که در انتظار خبرهایی از سرزمین اصلی است، جایی که مادرش درگیر زایمانی پرخطر برای به دنیا آوردن دوقلوهاست. (The New York Times Book Review)
- روابط گرم میان نسلها، شخصیتپردازی قوی، توصیفهای شاعرانه از طبیعت، و تصویرسازی ظریف از نگرانیهای آوا، داستانی عمیق و درگیرکننده خلق کرده که مرز میان کودکی و نوجوانی را کاوش میکند. تصویرهای آبرنگی لطیف و نقشمایههای کوچک در حاشیهی صفحهها، این داستان آرام اما قدرتمند را همراهی میکنند. روایتی شاعرانه و با حساسیتی دقیق از دوران گذار و بلوغ. (Kirkus Reviews)
- آلن باریلارو، فیلمساز و نویسندهی تازهکار، با نثری سومشخص و حسابشده، افکار اضطرابیِ تکرارشوندهی آوا را به تصویر میکشد و شخصیتی همزمان همدلیبرانگیز و مقاوم میآفریند. اوج نفسگیر داستان با پایانی آرامشبخش متعادل میشود و نتیجه، روایتی کامل دربارهی غلبه بر ترس و پذیرفتن تغییر است. (Publishers Weekly)
کتاب جایی که آب ما را میبرد برای شما مناسب است اگر
- نوجوان هستید و قصد دارید رمانی روانشناسنانه بخوانید.
- به داستانهای نوجوانانهی احساسی و آرام با فضای شاعرانه علاقهمندید.
- دوست دارید روایت را از زاویهی ذهن و احساسات یک نوجوان تجربه کنید.
- کنجکاوید ببینید ترسهای نوجوانی چگونه به درک و رشد درونی تبدیل میشوند.
- دنبال کتابی هستید که بدون پیچیدگی زبانی، مفاهیم عمیق انسانی را منتقل کند.
در بخشی از کتاب جایی که آب ما را میبرد میخوانیم
بابابزرگ صدایش زد: «چه زود برگشتی؟» طناببهدست زیر درختهای کج و مورب خط ساحلی ایستاده بود. «دلم خوش بود بهم کمک میکنی گوجهفرنگیها رو بکشونیم سمت خورشید. اینطوری دیگه مجبور نیستم از قایق استفاده کنم.» بابابزرگ اجازه داد طناب بیفتد توی آب. «نگران طناب نباش. فقط اون رو توی ساحل میبندم تا اگه یهموقع لنگر شکست، این طناب باشه. نمیخوایم اسکله شناور بشه.»
آوا گفت: «باشه، تلاشم رو میکنم.» بعد، حوله را روی زمین گذاشت و دوباره سُر خورد و رفت توی دریاچه. او بهسمت اسکلۀ کوچک پر از بوتههای گوجهفرنگی شنا کرد. اسکله درست آنسوی خط ساحلی بود و صنوبر سفیدی روی آن سایه انداخته بود.
«خب، لنگر رو بلند کن و بهسمت خورشید شنا کن. گوجهفرنگیها عاشق خورشیدن.»
لنگر آجر سیمانی نصفهنیمهای بود که به طناب زرد نازکی بسته بودند. آوا بیدردسر آن را بالا کشید. گلآلود بود و پوشیده از برگهای پوسیده. پس از برداشتن لنگر، اسکلۀ کوچک آزادانه شناور شد. بهراحتی میشد آن را نگه داشت و رویش را بهسمت خورشید برگرداند.
بابابزرگ که تلاش میکرد سر طناب را به درخت ببندد، گفت: «عالیه. گوجههای رسیده رو برای ناهار بچین.»
آوا دستش را توی دل شاخههای مخملی فروبرد و در میان خوشههای تخممرغیشکل گشت تا قرمزترین گوجهفرنگیها را پیدا کرد. او در راه برگشت با یک دست شنا کرد و حرکتهای پهلویش را تمرین کرد.
مامانبزرگ که داشت میز ناهار را میچید، بلند گفت: «آفرین، چه شناگری! مثل ماهی شنا میکنی!»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب جایی که آب ما را میبرد |
| نویسنده | آلن باریلارو |
| مترجم | زینب طاهری |
| ناشر چاپی | انتشارات کتاب کوله پشتی |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 144 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8374-24-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان روانشناسی نوجوان |






















