معرفی و دانلود کتاب هیروشیما - ناگاساکی
برای دانلود قانونی کتاب هیروشیما - ناگاساکی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب هیروشیما - ناگاساکی
روایتهایی از دل آتش، خاکستر و جراحت، روایتهایی که نه فقط گذشته را بازگو میکنند، بلکه هنوز در رگهای تاریخ میتپند. کتاب هیروشیما - ناگاساکی، دریچهای است به همین صداهای زنده! این اثر، مجموعهای از شهادتهای بیواسطه است؛ از بازماندگانی که در یک لحظه جهانشان فرو ریخت و دار و ندارشان به آتشی بیرحم سپرده شد. فوکویاما تاکوما وظیفهی گردآوری این روایتها را برعهده گرفته؛ کاری دشوار، حساس و سرشار از بار عاطفی.
دربارهی کتاب هیروشیما - ناگاساکی
فوکویاما تاکوما (Takuma Fukuyama) با گردآوری یادداشتها و خاطرات جنگ از بازماندگان فاجعهی هستهای هیروشیما و ناگاساکی، در حقیقت دست به کاری زده که کمتر کسی توان انجامش را دارد: تبدیل رنجهای پراکنده، خاطرات اندوهبار و روایتهای گاه ناتمام شاهدان عینی به مجموعهای منسجم که بتواند بار تاریخی یک ملت را بر دوش بکشد. کتاب هیروشیما - ناگاساکی (No More Hiroshima Nagasaki)، سندی زنده از حافظهی جمعی ژاپن است؛ سندی که نه در قالب تحلیلهای رسمی، بلکه در صدای لرزان بازماندگانی شکل گرفته که سالها سکوت کرده بودند.
هیروشیما - ناگاساکی شرح حالی است غمانگیز که گواهی میدهد تاریخ فقط در آرشیوها و اسناد دولتی ثبت نمیشود؛ در دل انسانهایی باقی میماند که با چشم خود پایان یک جهان و آغاز جهانی دیگر را دیدهاند.

صدای بازماندگان جهنم اتمی؛ روایتهای تکاندهنده از دل تاریخ
فوکویاما تاکوما در ابتدای کتاب هیروشیما - ناگاساکی، توضیحاتی در رابطه با ادبیات هیباکوشا ارائه میدهد؛ این ادبیات مجموعهای از یادداشتها، خاطرات، نامهها، داستانها و شعرها را در بر میگیرد که همگی از دل تجربهی زیستهی بازماندگان بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی برخاستهاند.
پس از آن روایتهای بازماندگان هیروشیما و ناگاساکی را میخوانیم؛ از مردی شصتوسه ساله که در زمان فاجعهی هستهای، پانزده ساله و در استخدام شرکت ملی راهآهن بود، تا مردی که در کارخانهی مهماتسازی، از فاصلهی 2/2 کیلومتری مرکز انفجار، در معرض تابش تشعشعات هستهای قرار گرفت. روایتها بسیار است؛ از خانوادههایی که همه در گور خوابیدند، کودکانی که در آغوش بیجان مادرانشان گریه کردند و انسانهایی که با بدنهای سوخته و چشمانی بیپناه، در جستجوی آب، در خیابانهای ویران شده، سرگردان بودند.
کتاب هیروشیما - ناگاساکی نوشتهی فوکویاما تاکوما، فراتر از یک روایت تاریخی یا سرگذشتنامهای غمافزا، آینهای است برای دیدن چهرهی واقعی جنگ؛ چهرهای که در آن کودکان بیپناه، خانوادههای ازهمگسیخته و زندگیهایی که زیر سایهی تشعشع و تبعیض ادامه یافت، حضور دارند. هر یادداشت، تکهای از حقیقت است؛ حقیقتی که گرچه تلخ و سنگین است، اما باید شنیده شود تا جهان بداند بهای واقعی سلاح هستهای چیست!
کتاب هیروشیما - ناگاساکی، با ترجمهی روان مصطفی رضوی، به همت نشر کتاب کولهپشتی در اختیار شما عزیزان قرار گرفته است.
نکوداشتهای کتاب هیروشیما - ناگاساکی
- احساس عمیقی در من برانگیخته شد وقتی سرگذشتنامه از فوکویاما تاکوما را خواندم. شجاعت کسانی که تجربهی واقعی خود از بمباران هستهای هیروشیما و ناگاساکی را با ما در میان گذاشتند، ستودنی است. خواندن کتاب هیروشیما - ناگاساکی ابداً آسان نیست، اما ضروری است. چه کسانی باید آن را بخوانند؟ به نظر من همه؛ به ویژه کسانی که اختیار کدهایی را در دست دارند که میتواند فاجعهای مشابه را دوباره رقم بزند. امیدوارم چنین حادثهای هرگز در زندگی هیچ انسانی تکرار نشود. (کاربر آمازون)
- خواندن اینکه زندگی روزمرهی مردم عادی چگونه تحت تأثیر این بمب ویرانگر قرار گرفته، جالب است؛ هر چند روایتها بارها و بارها حول همان مضامین تکرار میشوند. مسئلهی دیگر برای من، کمبود پسزمینهی تاریخی است. (کاربر آمازون)
کتاب هیروشیما - ناگاساکی برای شما مناسب است اگر
- روایتهای مستند از تاریخ جنگها را دنبال میکنید و فاجعهی هیروشیما و ناگاساکی، یکی از موضوعات مهم و تأثیرگذار برای شما است.
- تاریخ معاصر ژاپن و سایر کشورهای شرق آسیا را مطالعه میکنید و به شناخت تجربههای انسانی این دوره علاقه دارید.
- به ادبیات بازماندگان، خاطرات جنگ و شهادتهای دست اول از دل فاجعه توجه دارید.
- میخواهید پیامدهای انسانی، روانی و اجتماعی سلاحهای هستهای را از زبان کسانی بشنوید که آن را زیستهاند.
در بخشی از کتاب هیروشیما - ناگاساکی میخوانیم
تعداد اجساد غریقهایی که برای گریز از شعلههای آتش خود را به درون رودها انداخته بودند بیشمار بود و آب آنها را به سمت خشکی میآورد. درون رود رفتم، جسدهای شناور را از خود دور کردم و بدنم را که پوشیده از کثافت بود، درون آب شستم. آفتاب تند ماه اوت بر تل اجساد تلنبارشده در میدان مشق میتابید و فضا آکنده از بوی تعفنی هولناک بود. بیآنکه لقمهای غذا از گلویمان پایین برود، روزها را پشت سر میگذاشتیم. اخبار رادیوی امپراتوری را در غاری که واحد مخابراتی ارتش را به آن منتقل کرده بودیم، گوش میدادیم. هنگامی که اعلان شکست در جنگ را شنیدم، بیش از آنکه از عواقب شکست بیمناک شوم، از اینکه «جنگ تمام شد و از فردا دیگر لازم نیست از چنگال دشمن فرار کنیم و پنهان شویم» احساس آسودگی خاطر کردم.
ازآنجاییکه هدف جنگ، نابودی کشور رقیب و قتلعام مردم آن است، تسلیحات ویرانگر کشتار جمعی را میسازند. کشورها برای پر کردن زرادخانههای اتمیشان، به رقابتی جنونآمیز میپردازند و نمیتوانند از تولید تسلیحات اتمی دست بردارند. حتی امروز هم که جنگ سرد به پایان رسیده است، قدرتهای هستهای هنوز به تقویت زرادخانههای هستهایشان ادامه میدهند و کشورهای درحالتوسعه نیز با هدف تبدیل شدن به قطبهای قدرت، در این راه پا میگذارند. تنها فکر کردن به این واقعیت وحشت به جان آدم میاندازد. از خدا میخواهم تا صلح امروز، که به قیمت مرگ قربانیهای بیشمار و حجم چشمگیر خونهایی که ریخته شدند به دست آمده است، تا ابد ادامه یابد و همچنین با قلبی آکنده از درد، بر ضرورت فراخواندن تمام دنیا به نابودسازی تسلیحات هستهای و بهکارگیری خرد جمعی بشر و گفتوگو برای پابرجایی صلح، تأکید میکنم.
فهرست مطالب کتاب
پیشدرآمد
هیروشیما
بمب «پسر کوچک»
مرا قرنطینه کردند تا درمورد وضعیت هیروشیما چیزی نگویم
بر فراز آسمان هیروشیما پس از بمباران هستهای پرواز کردم
به کمک اهالی هیروشیما شتافتم و قربانی تشعشعات هستهای و عوارض آن شدم (1994 میلادی)
به امید آنکه بهایی که ما قربانیان بمب هستهای پرداختیم برای دنیا صلح به ارمغان بیاورد
هر بار که گل ژاله میبینم، به یاد خواهرم میافتم
بمب خانه و کاشانۀ ما را ویران کرد و پدرم را که به یاری خانوادهاش شتافت به کام مرگ کشاند
دستور تیراندازی به بمبافکن انولا گِی صادر نشد
نامهای به برادرم که در چنگال بمب هستهای پرپر شد
ما قربانی توحش و خشونت کور بمب هستهای شدیم
در هفتصدمتری نقطۀ انفجار بمب، بهطرز معجزهآسایی نجات یافتم
«دیگر هرگز!» کابوس هستهای هنوز در کمین است
پس از امدادرسانی به قربانیان بمباران هستهای، سوار بر «بیمارستان دریاپیما» به یاری آنهایی رفتیم که در جنوب آسیا بودند
شوک و وحشت جهنم هستهای... برای نخستین بار از آنچه دیدم میگویم
از پدرم خواستم تجربۀ خود را از بمباران هستهای به زبان بیاورد: «نگذار آنچه رخ داد به دست فراموشی سپرده شود.»
تلاش جانانۀ مادربزرگم برای یافتن همسرش در میان قربانیان
تمام شهر از حرارت اشعه سوخت و با خاک یکسان شد
اگر کمی دیرتر خوابگاه را ترک میکردم، در انفجار هستهای جانم را از دست میدادم
تصویر آن جهنم هستهای هیچگاه از جلوی چشمانم پاک نمیشود
فردای روز بمباران هستهای، بهسختی از مرکز سوختۀ هیروشیما عبور کردیم
در آن روز تقدیر، به لطف تصمیم خردمندانۀ استاد تودا نجات یافتم؛ سفر از کوبه به هیروشیما
«نباید کابوس هستهای که قربانی آن شدیم به دست فراموشی سپرده شود!» رازی که پدر از فرزند خود مخفی نگاه داشته بود
حرارت اشعۀ هستهای و بعد انفجار بمب... معجزه است که زنده ماندم
اندوه برادر کوچکترم که موفق به نجات مادر و خواهر کوچکمان نشد
به لطف یک تلگراف از هیروشیما دور شدم
وقتی سربازان کرهای را به وطنشان بازمیگرداندم، از هیروشیمای ویران عبور کردیم
*نقاشیهای قربانیان بمباران هستهای هیروشیما از دلخراشترین صحنهای...
ناگاساکی
بمب «مرد چاق»
در ایستگاه کاواتانا، جهنم ناگاساکی را به چشم دیدم
ترس از بروز عوارض تشعشعات هستهای تا لحظۀ مرگ ما را رها نخواهد کرد
داییام در ناگاساکی از دست رفت
من هم تا سه ماه پیش در شیرویاما، در نزدیکی مرکز انفجار هستهای زندگی میکردم
مادرم درحالیکه عکس مرا در دست داشت، در بیمارستان دانشگاه ناگاساکی جان باخت
باید از آن جهنم هستهای و نالههای قربانیانش بگویم تا همه بدانند!
در جستوجوی اجساد زیر آوار
روزی که تمام اعضای خانوادهام را از دست دادم
از میان صدوبیست دانشجوی دانشگاه پزشکی ناگاساکی، تنها چهار نفر زنده ماندند
خواهر بزرگترم روی کمرم نشست و بدنش را سپر بلا کرد و مرا نجات داد
در جستوجوی پدر و مادرم
مادرم را که در انفجار هستهای ناگاساکی جان باخته بود با دستان خودم سوزاندم و تشییع کردم
*چند خط کلام رکوپوستکنده
گفتار پایانی
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب هیروشیما - ناگاساکی |
| نویسنده | فوکویاما تاکوما |
| مترجم | مصطفی رضوی |
| ناشر چاپی | انتشارات کتاب کوله پشتی |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 200 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-461-678-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای جنگ جهانی، کتابهای خاطرات، کتابهای تاریخ کشور ژاپن |





















