ملیندا گیتس در کتاب اوج گرفتن زنها به روایتهایی از زنانی از گوشهگوشهی جهان میپردازد که در مواجهه با تبعیض، نابرابری و بیعدالتی فراگیر، روزگار میگذرانند. زنانی بعضا شگفتانگیز که در مقابل دشوارترین چالشها و سختترین مشکلات، از امید دست نمیکشند و ثبات قدم خود را در رسیدن به خواستههایشان حفظ میکنند. این کتابی است که به ما اهمیت توانمندسازی زنان در تحول جهان را یادآوری میکند.
دربارهی کتاب اوج گرفتن زنها
مدت زمان زیادی از شروع جنبشهای فمینیستی بهمنظور تحقق حقوق زنان در جوامع نمیگذرد و با وجود تحقق دستاوردهایی شگرف، هنوز راه بسیار زیادی برای دستیابی به برابری و عدالتی فراگیر و حقیقی در پیش است.
با این وجود در بسیاری از نقاط زمین، هنوز سختترین تبعیضهای اجتماعی و قانونی علیه زنان در جریان است و دشواریهای عدیدهای بر ساحت زیستی آنها سایه افکنده است. ملیندا گیتس (Melinda Gates) در کتاب اوج گرفتن زنها (The moment of lift) به روایت سرگذشت زنانی آسیبدیده، زنانی پرتلاش، زنانی تحت تبعیض و زنانی سرشار از امید دست میزند و از لزوم و اهمیت بالای تحقق حقوق زنان سخن میگوید.
ملیندا گیتس، نویسندهی کتاب اوج گرفتن زنها انتشارات بله، در ابتدا تمرکزش را بر مسئلهی تنظیم خانواده و دفاع از حقوق زنها معطوف کرده بود. ولی بعد از مدتی متوجه شد که تمرکز روی این مسئله بهخودی خود قرار نیست که تبعیضهای ریشهای را بخشکاند و بهناگه تغییر را به ارمغان آورد. ولی او متوجه شد که در این بین میتوان زنان را توانمند ساخت و این تواناسازی خود میتواند به تحقق حقوق برابر منجر شود.
روایت زنانی توانمند از زبان ملیندا گیتس
کتاب اوج گرفتن زنها ملیندا گیتس روایتگر داستان زنان بسیاری از نقاط مختلف جهان است؛ از زنانی که در ایستگاههای قطار هند برای کودکان بیسرپرست، کلاس درس برگزار میکنند گرفته تا کودک همسرانی رنجدیده که ناشی از وضع حملی دشوار، دچار بیماریهای جسمی شدهاند. نویسنده ذکر میکند که نقل برخی از تجربهها ممکن قلبتان را به درد آورد و برخی دیگر عمیقا شما را امیدوار و شاد کند.

ملیندا گیتس با دنیایی مواجه شده که زنها یا در آن در حاشیهاند یا به پیشرفت و شکوفایی مشغولاند؛ این تضاد و دوگانگی بر لزوم توانمندسازی حداکثری زنان تاکید دارد. امری که با خود میتواند موجی از تحول و تغییرات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را به همراه داشته باشد و نقشی مهم در ریشهکنسازی بسیاری از سنتها و تبعیضهای ضدزن و مردسالارانه ایفا کند.
تحقق برابری و آزادی با کتاب اوج گرفتن زنها
کتاب اوج گرفتن زنها انتشارات بله در فصلهای مختلفی مسئلهی تبعیض، نابرابری و مقولهی تواناسازی زنان را دنبال میکند؛ فصلی به زنان در محل کار و چالشهای آن پرداخته، فصلی به کودک همسری و نابرابریهای و دشواریهای بیپایان آن اختصاص پیدا کرده و فصلی دیگر به تلاش پرشورانهی زنان بنگلادشی در نبردی تمام نشدنی در برابر سنتهای کهن میپردازد.
مجموع فصلهای کتاب اوج گرفتن زنها، تصویری جامع از وضعیت زن در موقعیت کنونی جهان ترسیم میکند و باری دیگر به یادمان میآورد که تلاش برای تحقق ایدهآلهای حقوق بشری و جنسیتی هنوز راه درازی تا رسیدن به نقطهای قابل قبول در پیش دارد.
با خرید کتاب اوج گرفتن زنها شما با مجموعه روایتهایی امیددهنده و دردناک روبهرو میشوید که حقیقت زندگی زنان در گوشهوکنار سیارهی زمین را نشانتان میدهد. ولی هرکدام از این روایتها، حاوی نکات و جهانبینی ارزشمندی است که به شما نقش مهم مقولهی توانمندسازی زنان را یادآور میشود. این کتاب توسط سمانه رجائی به فارسی ترجمه شده و انتشارات بله آن را منتشر کرده است.
کتاب اوج گرفتن زنها برای شما مناسب است اگر
- به مقولهی برابری جنسیتی و حقوق زنان علاقه دارید.
- به دنبال کتابی هستید که تصویری از تجربهی زیستهی زنان در کشورهای مختلف ارائه دهد.
- به مطالعات حوزهی حقوق زنان و فمینیسم علاقه دارید و میخواهید از دشواریهای زیستی زنان آگاه شوید.
در بخشی از کتاب اوج گرفتن زنها: نقش توانمندسازی زنان در تحول جهان میخوانیم
بیست سال پیش برای دیدن واقعیتهای فقر به هند سفر کرده بودم. در نظر داشتم سوار قطار شوم اما هیچ جایی برای نشستن نبود. به آن منطقه رفته بودم تا با مدیر یک مدرسه ملاقات کنم. شاید برایتان سؤال باشد که چرا ایستگاه قطار را برای ملاقات انتخاب کرده بودیم. باید بگویم که مدرسهای در همان ایستگاه قطار وجود داشت. مدرسهای که نامش «مدرسه سکوی قطار» بود. تمام کلاسها و جلسات مدرسه روی سکوهای قطار برگزار میشد.
اطراف ایستگاه قطار، مکانی برای زندگی بسیاری از کودکان بیخانمان بود. بیشتر این کودکان به دلیل شرایط سخت و ناگوار در زادگاهشان، به ایستگاه قطار پناه آورده بودند. آنها برای تأمین معیشت خود در زبالهها میگشتند، بطریها جمع میکردند یا حتی گاهی دزدی میکردند. به همین دلیل، مدرسهای در ایستگاه قطار راهاندازی شده بود تا به این کودکان آموزش دهد. مسئولان مدرسه همچنین به عهده داشتند که برای این کودکان، خدماتی نظیر سرپناه و درمان پزشکی فراهم کنند. دیدار از این مدرسه برای من ثابت کرد که جمله «فقرا خلاق یا پرانرژی نیستند» به هیچ عنوان درست نیست. به نظرم این کودکان و معلمانشان از هوشمندترین افرادی هستند که تا به حال دیدهام.
هنگامی که از ماشین پیاده شدم، مدیر مدرسه به استقبال من آمد. رفتارش بسیار عجیب بود؛ او عصبی و بیوقفه صحبت میکرد و صدایش بلندتر از حد معمول بود. احتمالاً تعجب من را مشاهده کرد، به همین دلیل بلافاصله توضیح داد: «ببخشید که
اینقدر عصبی هستم، همین حالا از یک مأموریت نجات برگشتم. والدین دختری قصد داشتند او را به روسپیگری بفروشند.»
او ادامه داد که روز قبل، مردی به او تماس گرفته بود و گزارشی داده بود مبنی بر شنیدن صدای داد و فریاد از خانهٔ همسایه. به گفته او، دختر را به شدت کتک زده بودند و جالب این که ضرب و شتم او توسط پدرش انجام نشده بود، بلکه همسرش این کار را کرده بود.
بله






















