کتاب چطور مثل انیشتین فکر کنیم تلاشی است برای نزدیک شدن به ذهنیت و شیوه اندیشیدن یکی از بزرگترین نوابغ تاریخ، آلبرت انیشتین. دانیل اسمیت در این اثر، زندگی و افکار انیشتین را از دریچه شخصیت انسانی، فلسفهی زیستن، نگاه به جهان و شیوهی مواجهه او با مسائل اجتماعی و فردی بررسی میکند. برخلاف تصور بسیاری، این کتاب راهنمایی است برای هرکسی که میخواهد دریابد چگونه میتوان به شیوهای خلاق، شهودی و آزاداندیشانه به زندگی و جهان نگاه کرد.
دربارهی کتاب چطور مثل انیشتین فکر کنیم
انیشتین نماد نبوغ علمی است؛ تصویری از مردی با موهای ژولیده، نگاهی نافذ و ذهنی که توانست جهان را از اساس دگرگون کند. اما آنچه او را یگانه میسازد در کنار نظریه نسبیت یا جایزه نوبل، نوع نگاه، شیوهی اندیشیدن و زیستن اوست که جهان علم را به فلسفه، هنر، اخلاق و حتی سیاست پیوند میزند. دانیل اسمیت (Daniel Smith) در کتاب چطور مثل انیشتین فکر کنیم (How to Think Like Einstein) نشان میدهد که انیشتین چگونه از کودکی کنجکاو و خیالپرداز به اندیشمندی تبدیل شد که توانست تصویری نو از فضا، زمان و واقعیت ارائه کند. او با بهرهگیری از مثالهای تاریخی، خاطرات و نامهها، ذهن خواننده را به سفری جذاب در جهان انیشتین میبرد.

سفر به درون ذهن انیشتین
کتاب در قالب فصلهایی مستقل، هر بار بر یکی از جنبههای فکری و شخصیتی انیشتین تمرکز میکند و با روایتی منسجم نشان میدهد چگونه این جنبهها در کنار هم تصویر کاملی از او میسازند. نویسنده ابتدا به کنجکاوی بیپایان انیشتین میپردازد؛ همان نیرویی که از کودکی در او وجود داشت و باعث شد با دیدن حرکت عقربه قطبنما شیفتهی نیروهای نامرئی جهان شود و تا پایان عمر در پی یافتن پاسخ پرسشهای بنیادین بماند. در ادامه، جایگاه ادراک شهودی و تخیل در شکلگیری اندیشههای او برجسته میشود؛ عناصری که به باور انیشتین حتی مهمتر از دانش بودند و به او امکان دادند تا نظریههایی بزرگ و تحولآفرین ارائه کند.
نویسنده سپس استقلال فکری و روحیهی سرکش او را برجسته میسازد؛ ویژگیای که باعث شد هرگز در برابر نهادهای آکادمیک یا سیاسی تسلیم نشود و همواره وضع موجود را به چالش بکشد. یکی دیگر از محورهای کتاب، بررسی تجربههای تخیلی اوست، از تصور دویدن به دنبال یک پرتو نور گرفته تا اندیشه سقوط آزاد در آسانسور؛ تجربههایی که بعدها به نظریه نسبیت انجامیدند. در کنار این جنبهها، کتاب به روابط انسانی و تناقضهای شخصیتی انیشتین نیز میپردازد و نشان میدهد او در عین حال که دوستیهای عمیق و مؤثری داشت، در زندگی خانوادگی و شخصیاش با پیچیدگیها و تضادهای فراوانی نیز روبهرو بود.
کتاب چطور مثل انیشتین فکر کنیم دعوتی است به متفاوت دیدن جهان. دانیل اسمیت با قلمی روان و همراه با شواهد تاریخی، نشان میدهد که نبوغ تنها نتیجه استعداد ذاتی نیست و میتواند ترکیبی از کنجکاوی، شهود، پشتکار و شجاعتمان باشد. این کتاب ما را متوجه میسازد که اگرچه شاید هرگز نتوانیم به اندازه انیشتین جهان را تغییر دهیم، اما میتوانیم با الگوبرداری از نگاه او، در زندگی شخصی خود خلاقتر، آزاداندیشتر و جسورتر باشیم.
چطور مثل انیشتین فکر کنیم با ترجمهی دکتر سیامک دشتی از نشر ایرانبان به چاپ رسیده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
نکوداشتهای کتاب چطور مثل انیشتین فکر کنیم
- ترکیبی وسوسهانگیز از زندگینامه و کتاب خودیاری؛ این اثر تحلیلی قابلفهم، هرچند غیرمعمول، از شیوهی تفکر انیشتین ارائه میدهد. (Good Book Guide)
- دانیل اسمیت بیش از آنچه اکثر ما در طول زندگیمان انجام میدهیم، دربارهی تفکر اندیشیده است... اما شاید این بار تیرش به هدف خورده باشد. (Daily Mail)
کتاب چطور مثل انیشتین فکر کنیم برای شما مناسب است اگر
- به دنبال الهام گرفتن از شیوه اندیشیدن نوابغ هستید.
- میخواهید خلاقیت و تخیل خود را تقویت کنید.
- به داستان زندگی و شخصیت آلبرت انیشتین علاقهمندید.
- دوست دارید یاد بگیرید چطور پرسشگر و مستقل فکر کنید.
در بخشی از کتاب چطور مثل انیشتین فکر کنیم میخوانیم
آلبرت درعینحال آنقدر درایت داشت که از سابقهی خانوادهاش در رشتهی برق بهره جوید. او به مدت دو سال با پدرش در زمینهی تجربههای الکتریکی کارکرده بود و از این طریق در عمل فرصتی برای خود فراهم ساخته بود تا دربارهی کاربرد تجهیزات برقی اندوختههای علمی کسب کند.
همین دستاوردهای علمی در جاذبههای علم فیزیک که در آلبرت در حال رشد بود، به او کمک قابلتوجهی کرد. بهعنوانمثال باید به اولین مقاله علمی او که در سال 1901 نوشت، اشاره کرد. با اینکه معلوم بود این مقاله توسط جوانی بیتجربه نوشتهشده و فاقد نکات دقیق و شایستهی یک مقاله علمی است، اما آلبرت در همین نوشته دو تن از فیزیکدانهای همعصر خود یعنی لوودویگ بولتزمن و پل دروده را بیمحابا موردنقد قرار داد. بسیاری از دانشمندان آن زمان این را بهحساب خودبزرگبینی یا خودخواهی انیشتین نگذاشتند، چون میدانستند این نابغهی جوان چه شخصیت، اندیشه و نظراتی دارد. انیشتین در سال 1946 دربارهی خود مینویسد: «آدمهایی مثل من دقیقاً بر آنچه میاندیشند و چگونگی اندیشهشان متکی هستند، نه بر آنچه انجام میدهند یا احیاناً از آن رنج میبرند.» بهعبارتدیگر، انیشتین افراد مسنتر را به این خاطر مورد نقد قرار نمیداد که خودنمایی کند، بلکه احساس میکرد نظریههای آنها به سدی برای رشد علوم تبدیل خواهد شد.
سفر کردن برای برخی انسانها لذتبخشتر از رسیدن است. شاید برای آلبرت انیشتین هم نشان دادن کنجکاویاش مهمتر از یافتن پاسخ بود. به همین دلیل است که او در سال 1918 به دوستش هاینریش زانگر مینویسد: «انگیزهی اصلی اندیشههای علمی هدفی نیست که انسانها برای رسیدن به آن تلاش میکنند، بلکه خود لذت اندیشیدن است.»
بله

























