کتاب فلسفه اجتماع، یکی از آثار تأثیرگذار در حوزهی فلسفهی سیاسی سدهی بیستم است. والتر لیپمن، روزنامهنگاری که مفهوم جنگ سرد را ابداع کرد، با نثری روان و ساختاری منظم، به بررسی بحران دموکراسیهای لیبرال و زوال بنیادهای فکری جوامع غربی پرداخته است. با مطالعهی این کتاب، اطلاعات کاملی دربارهی رویکرد سیاستمداران دموکرات پیدا میکنید و با مکانیزم تعادل قوا آشنا میشوید.
دربارهی کتاب فلسفه اجتماع
زوال باورهای مشترک در یک جامعه، جای خود را به احساسات زودگذر و خواستههای خودکامهی تودهها میدهد و بنیادهای دموکراسی را از درون تهی میکند. کتاب فلسفه اجتماع (Essays in the Public Philosophy)، این فرایند زوال را واکاوی میکند تا نشان دهد که چگونه فقدان چارچوبی مشترک از عقلانیت، دموکراسی را از مسیر اصلی خود، دور میسازد و جلوی خردورزی و مشارکت آگاهانه را میگیرد. والتر لیپمن (Walter Lippmann)، با قلمی روان و در عین حال، هشدار دهنده، مفاهیم عمیق فلسفهی سیاسی را در بافتی تاریخی و با تکیه بر رویدادهای عینی سدهی بیستم، به تصویر کشیده است.
هستهی اصلی کتاب فلسفه اجتماع، بر محور از دست رفتن یک فلسفهی عمومی مشترک و تأثیر آن بر نهادهای دموکراتیک، منافعِ عمومی و در نهایت، مدنیت میچرخد. با واکاوی این مسئله، متوجه میشوید که چگونه نبود چارچوبی فکری مورد وفاق، نه تنها نهادهای سیاسی را از کاراییِ لازم تهی میکند، بلکه زمینهساز تصمیمگیریهای نادرست و غلبهی منافع گروهی بر خیر همگانی است.

هشدار والتر لیپمن برای دموکراسیهای مدرن
والتر لیپمن، با طرح این پرسش که ایدهها چگونه ساختارهای اجتماعی را شکل میدهند و چرا تعادل میانِ قلمروهای گوناگون قدرت، برای سلامت یک جامعه ضروری است، به تحلیل نقادانهی خطاهای سیاسی و پیامدهای شوم آنها پرداخته. آگاهی از این اطلاعات در کتاب فلسفه اجتماع، به شما امکان میدهد تا پیوند عمیق میان باورهای بنیادین یک جامعه و کارکرد نهادهای دموکراتیک آن را بهدرستی درک نمایید.
کتاب فلسفه اجتماع با بررسی مدعیان دموکراسی لیبرال، این پرسش را پیش میکشد که آیا نهادهای دموکراتیک، بدون پشتوانهای از باورهای بنیادین، میتوانند بهدرستی از آزادی و عدالت جمعی پاسداری کنند. پاسخ به این پرسش، در دل تحلیلهای تاریخی والتر لیپمن از فروپاشی تدریجی نهادهای سیاسی غرب در سدهی بیستم مطرح شده است.
با خرید کتاب فلسفه اجتماع و مطالعهی آن، به این آگاهی میرسید که خردورزی جمعی و تعهد به اصول مشترک، تنها پناهگاه جامعهای است که میخواهد از سقوط در ورطهی هرج و مرج یا استبداد پنهان، رهایی یابد. انتشارات علمی و فرهنگی، با چاپ این کتاب، مسیر آشناسازی شما با یکی از برجستهترین دفاعیههای لیبرالیسم کلاسیک و نقد دموکراسی تودهای را هموار کرده است. محمود فخرداعی، با وفاداری به متن اصلی، برگردانی دقیق از این کتاب انجام داده است.
در نکوداشت کتاب فلسفه اجتماع
-
والتر لیپمن در این اثر ماندگار، هشداری جدی دربارهی سرنوشت دموکراسیهای غربی ارائه میدهد تا به این آگاهی برسید که فقدان عقلانیت جمعی و فلسفهای مشترک، جوامع را بهسوی فروپاشی و استبداد سوق میدهد؛ کتابی که برای هر شهروندِ آگاه، ضروری و راهگشا است. (کاربر آمازون)
کتاب فلسفه اجتماع برای شما مناسب است اگر
- به مطالعهی فلسفهی سیاسی و نسبت فرد، جامعه و قدرت علاقهمند هستید و میخواهید با یکی از تأثیرگذارترین نقدهای دموکراسی تودهای آشنا شوید.
- دانشجو یا پژوهشگر رشتههای علوم سیاسی، فلسفه، جامعهشناسی یا روزنامهنگاری هستید و به دنبال منبعی کلاسیک و عمیق برای درک بحرانهای سیاسی سدهی بیستم میگردید.
- از مطالعهی آثاری لذت میبرید که با نثری دقیق و تأملبرانگیز، به کالبدشکافی خطاهای سیاسی و پیامدهای آنها میپردازند و راهکارهایی برای احیای مدنیت و حکمرانی خردمندانه ارائه میدهند.
در بخشی از کتاب فلسفه اجتماع: مقالاتی درباره انحطاط و احیای جامعه غرب میخوانیم
ما در دورانی زندگانی میکنیم که از طرف توده مردم علیه رژیم دموکراسی لیبرال عکسالعملهای انقلابی به ظهور میپیوندد. قرن بیستم بدبختیها و نگرانیهای مخصوص به خود برای مردم ایجاد کرد و چون جامعه غرب نتوانست از عهده این بدبختیها و نگرانیها برآید، مردم چنین عکسالعملی از خود نشان دادند. دموکراسیهای لیبرال در این قرن از بوته آزمایش درآمدند و معلوم شد که نه تنها در دورانی که سراسر آن را جنگها و فراز و نشیبها تشکیل میدهد، صلاحیت آنکه با موفقیت حکومت کنند ندارند، بلکه قدرت حفظ و دفاع از فلسفه سیاسی، که اساس حیات امروزی را تشکیل میدهد، از دستشان به در رفته است.
اگر دورانهای اولیه تکامل دموکراسی مدرن را در قرن هجدهم مورد مطالعه و مداقه قرار دهیم، متوجه میشویم که دموکراسی در دو جهت متباعد و متغایر تکامل یافته است: یک جهت، پیشرفت و ترقی از طریق دموکراسی، مشروطیت و آزادیخواهی است و جهت دیگر در طریق مهلک برگشت اوضاع به وضع توتالیتر و استبدادی میباشد.
الکسیس دو توکویل یکی از اولین افرادی بود که متوجه این تحول شد. وی پس از مشاهده چنین تحولی پیشبینی نمود که «ظلم و جوری که تا کنون در جهان سابقه نداشته است، در آینده کشورهای دموکرات را مورد تهدید قرار خواهد داد...». گذشته از این، دو توکویل در آن زمان توانسته بود فرق اساسی بین دو نوع تحول یا پیشرفت سالم و ناسالم دموکراسی را پیدا کند.
بله
















