«مردم»، اصطلاحی پوپولیستی است. افراد یک جامعه تضاد منافع دارند و کتاب پوپولیسم: درباره عقل پوپولیستی اثر ارنستو لاکلائو این واقعیت را با دلیل و آمار به ما ثابت میکند. شهروندان یک سرزمین منافع مشترک ندارند و طبقه، جنسیت، قومیت، خواست و نیاز خود را فریاد میزنند؛ اما پوپولیسم موجب میشود تا یک جمعیت تصور کند سعادتش در یک هدف واحد با اجتماع است. کتاب حاضر چگونگی ظهور پوپولیسم و پذیرش آن از سوی جامعه را برای ما شرح میدهد.
دربارهی کتاب پوپولیسم: درباره عقل پوپولیستی
پوپولیسم اسم سختی دارد، اما در واقع چیز سادهای است؛ وضعیتی است که اگر نگاهی اجمالی به تاریخ کشور خود و یا هر کشور دیگری بیندازیم، تأثیر بسیار پررنگ و شگرف آن را میبینیم. کتاب پوپولیسم: درباره عقل پوپولیستی (On Populist Reason) این مفهوم را به معنای عوامگرایی تعبیر میکند؛ یعنی زمانی که یک ملت تصور کنند فارغ از جنسیت و طبقهی اجتماعی و قومیت و... همگی یک خواستهی مشترک دارند و باید برای یک هدف بجنگند.
نمیخواهیم بگوییم پوپولیسم الزاماً بد است یا گاهی اوقات فوایدی هم دارد (مثل زمانهایی که کشوری خارجی به سرزمینی حمله میکند و خواست مشترک یک ملت به حفظ وطن تبدیل میشود). کتاب پوپولیسم اثر ارنستو لاکلائو (Ernesto Laclau) ابتدا مفهوم پوپولیسم را شرح میدهد و سپس چگونگی بروز عوامگرایی در یک جامعه را عنوان میکند.
هیچگاه تمام اقشار یک جامعه یک خواستهی مشترک ندارند، اما بسیاری از دولتمردان و حتی سران اپوزیسیون، وضعیت اجتماع را به گونهای توصیف میکنند که گویی تمام خوشبختی و سعادت یک ملت، در یک اتفاق و یک هدف است؛ این پدیده که به نوعی رویافروشی و عوامفریبی است؛ نوعی از عوامگرایی است که در کتاب پوپولیسم ترجمهی مراد فرهادپور و جواد گنجی با این نوع و سایر انواع آن آشنا میشویم.

پوپولیسم؛ شیوهی فریب جامعه به شیرینترین شکل
کتاب پوپولیسم: درباره عقل پوپولیستی، عوامگرایی را مخصوص یک گرایش سیاسی نمیداند. هم حکومتهای راستگرا و فاشیستی (دقیقاً مثل آلمان نازی) میتوانند پوپولیستی عمل کنند و هم ساختارهای سیاسی چپگرا. یک رهبر پوپولیست، عوام جامعه را علیه نخبگان، روشنفکران و صداهای مخالف میشوراند و بدون در نظر گرفتن تفاوتهای طبقاتی و فردی، خواستهی مردم را یک «هدف مشترک» نشان میدهد.
ارنستو لاکلائو در کتاب پوپولیسم نشر مرکز به ما نشان میدهد هنگامی که در یک جامعهی پر از مشکل، کسی سر برآورد و بگوید «مشکلات کارگران، دانشجویان، زنان و... بر گردن نظام سیاسی فاسد» است و بخواهد که همه را زیر یک پرچم سیاسی واحد متحد کند، این یک اقدام پوپولیستی است؛ زیرا مشکل کارگران و زنان و... ارتباطی به همدیگر ندارد و برای حل این معضلات باید مسائل را ریشهایتر بررسی کرد و مشکلات فرهنگی و ساختار غلط اقتصادی را که الزاماً با تغییر یک حکومت، از بین نمیروند را نیز در نظر گرفت.
ارنستو لاکلائو و اثرگذاری او در فلسفه سیاسی معاصر
«رسیدن به آزادی»، «تحقق عدالت»، «ملت برتر و برگزیده» و... شعارهای پوپولیستی هستند؛ جملاتی نامفهوم و کلی که دقیقاً نمیتوانیم بفهمیم در جهان واقعی و هنگام رسیدن به مرتبهی عینیت چگونه محقق میشوند. ارنستو لاکلائو یکی از معدود جامعهشناسانی است که به جای پرداختن و صرفا نقد وارد کردن به کمونیسم و سوسیالیسم و... (موضوعات موردعلاقهی جامعهشناسان برای انتقاد کردن) به معضل حال حاضر جهان پرداخته است و آن عوامفریبی از طریقِ عوامگرایی است.
سیاستمداران میکوشند تا از الفاظ ما ملت و مردم یکپارچه و... استفاده کنند. هنگامی که یک ملت نیز همین واژگان بیمعنا را تکرار کنند و به آن ایمان بیاورند، مطمئن میشویم که پوپولیسم محقق شده است. با خرید کتاب پوپولیسم اثر ارنستو لاکلائو ممکن است کمتر دروغهای عوامفریبان و سلبریتیهای سیاسی رویافروش را باور کنیم و اجازه ندهیم تا از ما بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی استفاده کنند.
نکوداشتهای کتاب پوپولیسم: درباره عقل پوپولیستی
- کتاب پوپولیسم: درباره عقل پوپولیستی به ما نشان میدهد اگر تأثیر فکری ارنستو لاکلائو، یکی از برجستهترین متفکران جامعهشناسی سیاسی نبود، بسیاری از آثار ما هرگز به شکلی که اکنون هستند، به وجود نمیآمد. نوشتههای او چنان ظریف و دقیق هستند که به سختی میتوان تاثیر آنها بر افکار متفکران بعدی و جامعه را انکار کرد. (بنجامین آردیتی، استاد علوم سیاسی مکزیک)
- تردیدی نیست که کتاب پوپولیسم اثر ارنستو لاکلائو یکی از کتابهای مهم در حوزه علوم سیاسی و جامعهشناسی سیاسی به شمار میرود. او با بررسی نمونههای مختلف، سازوکار شکلگیری پوپولیسم و سیاست هژمونیک را نشان میدهد. در عین حال، معضلات و محدویتهای سیاست هژمونیک را نیز بازگو میکند؛ مثلا اینکه چگونه میتوان تفاوتهای سیاسی را نادیده گرفت و تکثرگرایی را نابود کرد. (جان بیزلی موری، استاد دانشگاه کلمبیا)
کتاب پوپولیسم: درباره عقل پوپولیستی برای شما مناسب است اگر
- به کتابهای جامعهشناسی سیاسی علاقه دارید و میخواهید با مفهوم پوپولیسم به زبان ساده که نقش پررنگی در جامعهی ما و بسیاری از جوامع جهان دارد، آشنا شوید.
- میخواهید با عوامگرایی، یکی از مهمترین مشکلات جوامع که از صدها سال پیش تاکنون ادامه پیدا کرده و سیاستمداران و قدرتمندان همچنان با روشهای مختلف آن را برای مردم به وجود میآورند، آشنا شوید.
- میخواهید کتابهای مرتبط با پوپولیسم و عوامگرایی را بخوانید که به شما نشان میدهد دولتمردان از چه ابزارهایی برای تبدیل کردن مردم به نیروی در خدمت سیاست استفاده میکنند.
در بخشی از کتاب پوپولیسم: درباره عقل پوپولیستی میخوانیم
پیامدهای اصلی این تحلیل عبارتاند از اینکه، اولاً، ما باید از ساختار صوری فضای سیاسی نمادین به سمت «شیوهی زیستی» گستردهتر حرکت کنیم که سوژگی سیاسی در آن قوام میگیرد؛ و اینکه، ثانیاً، بینشی از سوژگی سیاسی ظهور میکند که در آن کثرتی از کنشها و دلبستگیهای پرشور جزئی از تصویری میشود که عقلانیت - چه فردی و چه گفتگویی - دیگر مؤلفهی غالب آن نیست. اما با این حرکت به نقطهای میرسیم که در آن این مفهوم از هویت دموکراتیک عملاً از آنچه من هویت مردمی نامیدهام تمیزناپذیر میشود.
همهی مؤلفهها این جا حاضرند: شکست نظمی سراپا مفهومی در توضیح وحدت عاملان اجتماعی؛ لزوم تفکیک کثرتی از موضعها یا مطالبات به میانجی نامها، با توجه به اینکه هیچ نوع عقلانیت پیشینی آن مطالبات را به سمت آمیختن گرد یک مرکز نمیراند؛ و سرانجام نقش اساسی تأثر در تحکیم این تفکیک. نتیجهی نهایی اجتنابناپذیر است: ساختن «مردم» شرط لازم عملکرد دموکراتیک است. بدون تولید تهیبودگی هیچ «مردم» و هیچ پوپولیسمی در کار نخواهد بود، و نیز هیچ شکلی از دموکراسی. اگر این نکته را اضافه کنیم که «مردم»، چنان که دیدیم، اساساً وابسته به هیچ الگوی نمادین خاصی نیست، آنگاه مسألهی پوپولیسم معاصر را در همهی ابعاد حقیقیاش طرح کردهایم.
حال باید به نقاطی بپردازیم که در آنها بحث دربارهی دموکراسی با بحث دربارهی پوپولیسم جفتوجور میشود. محور استدلال ما دربارهی دموکراسی ضرورت انتقال مفهوم تهیبودگی از مکان قدرت در یک رژیم دموکراتیک - به پیشنهاد لفور - به خودِ سوژههایی است که آن مکان را اشغال میکنند.
بله


























