مجموعه یادداشتهایی مردمنگارانه دربارهی وضعیت متناقض قانون در ایرانِ امروز در کتاب بلبشو، جستاری در یک وضعیت مطرح شده است. سعید خاقانی، با نگاهی دقیق و میدانی، پدیدهی بلبشو را بهعنوان وضعیتی توصیف کرده که در آن آشفتگی به شکلی پایدار و ساختاریافته درآمده و قانون، به ابزاری برای تبعیض و استثنا تبدیل شده است.
دربارهی کتاب بلبشو، جستاری در یک وضعیت
کتاب بلبشو، جستاری در یک وضعیت، مجموعهای از ناداستانهای مردمنگارانه با موضوع بیسروسامانیِ پایدار و ساختاریافته در جامعهی ایران امروز است. سعید خاقانی، با نگاهی دقیق و اجتماعی، پرده از قوانینی بر میدارد که با هدف حفاظت اجتماع وضع شدهاند، اما در نهایت زمینهای برای ویرانگری و نابسامانی هستند.
بلبشو، وضعیتی اجتماعی است که در آن آشفتگی، بینظمی و هرجومرج به شکلی پایدار و ساختاریافته در میآید. بر خلاف تصور عمومی که بلبشو وضعیتی گذرا تلقی میشود، ممکن است پایدار باشد و به بیماری مزمنی در جامعه تبدیل شود. در این شرایط، قوانینْ دیگر نظم ایجاد نمیکنند، بلکه خود به ابزاری برای تبعیض، استثنا و بازتولید بیسامانی تبدیل میشوند. این شرایط در کتاب بلبشو، جستاری در یک وضعیت، با مثالی از منطقهی خوشاب به تصویر کشیده شده است.

بر اساس اطلاعات کتاب بلبشو، جستاری در یک وضعیت، قانونی در خوشاب وضع میشود که بر اساس آن، هرگونه ساختوساز در باغها و زمینهای زراعی ممنوع است. اما وقتی از فراز تپههای بالادست به پایین نگاه میکنید، صحنهی دیگری میبینید: ساختمانی عظیم و دولتی در حال احداث است که گویا سازندههای آن توجه به این قانون ندارند.
تلنگر سعید خاقانی برای بازشناسی بلبشوی پنهان در جامعه
این واقعیت تلخ در کتاب بلبشو، جستاری در یک وضعیت، بیان شده که بسیاری از افراد یاد گرفتهاند تا به جای اجرای قانون، آن را دور بزنند. در نتیجه، قانونی که قرار بود از طبیعت حفاظت کند، بر ضدِ خود عمل میکند و به تخریب محیطزیست دامن میزند.
بیسروسامانی قانون، فقط به ساختوساز مربوط نمیشود. بسیاری از رفتارهای اجتماعی در کتاب بلبشو، جستاری در یک وضعیت، ریشه در بیقانونی دارند. در این زمینه به رانندگی در خاکی و کوچه برای فرار از ترافیک و لایی کشیدن اشاره شده است.
سعید خاقانی با طرح این مثالها، نشان داده که چگونه بیقانونیِ ساختاریافته به تدریج در فرهنگ روزمره نهادینه میشود. در این وضعیت، افراد جامعه توجه کمتری به قانون نشان میدهند. خرید کتاب بلبشو، جستاری در یک وضعیت، تلنگری است برای بازشناسی این وضعیت آشنا، اما پنهان در زندگی روزمره و اندیشیدن به راههایی برای خروج از آن. انتشارات علمی فرهنگی، ناشر این مجموعه جستار، تلاش کرده تا با چاپ این کتاب گامی ارزشمند در حوزهی بهبود نگرش عمومی به قانون و نظم عمومی بردارد.
کتاب بلبشو، جستاری در یک وضعیت برای شما مناسب است اگر
- از خواندن جستارهایی با مضامین مردمنگارانه و اجتماعی لذت میبرید.
- فعال اجتماعی هستید و میخواهید ریشههای بیسامانی پایدار در جامعه را بهتر درک کنید.
در بخشی از کتاب بلبشو، جستاری در یک وضعیت میخوانیم
هیئت را نیز میتوان حلقهای از افراد آشنا، یعنی با روابط فردی و بر اساس اعتماد بینفردی، دانست که بر اساس نفع مشترکی دور هم جمع شدهاند. «در حلقه شدن» منوط به همین آشنایی و بر اساس اعتماد است. اعتماد مفهومی مرکزی در رفتارشناسی حلقه است. حلقه بر اساس یک دوتایی محکم بین درون و بیرون شکل گرفته است و میتوان گفت که حلقه بر اساس نوعی دیوار پنهان شکل گرفته است. بیاعتمادیْ پیشفرض اصلی حلقه نسبت به افراد بیرونی است و آدابی پیچیده برای کسب اعتماد افراد بیرونی و وارد شدن به حلقه وجود دارد. در تضاد با این بیاعتمادی به بیرون یک اعتماد صددرصدی تا جایی که به افراد حلقه و باورهایشان تعهد داشته باشد وجود دارد و این اعتماد ربط چندانی به نحوۀ کارکرد معتمد و یا، به اصطلاح رایج، شایستگی او ندارد. بر این اساس است که در بلبشو و جامعۀ هیئتی نوعی الیگارشی افراد خاص شکل میگیرد؛ افرادی که جایشان عوض میشود ولی خود ثابت میمانند. مهمترین عامل اعتماد خودی و اهلی بودن است. این خودی بودن، یا از خودمان بودن، نوعی شناخت درونی با سازوکار خاص خود است که دریچۀ عضویت در حلقه است.
این اعتماد، که نه بر اساس کارکرد مشخص شغلی و سازمانی که بر اساس شناخت فردی است، باعث شکلگیری رفتارهای مشخصی در حلقه و جامعۀ هیئتی میشود. حلقه، از آنجایی که بر اساس فرد و نه کارکرد تعریف شده است مثل شکل دایره در تختهنرد بسیار انعطافپذیر است و با توجه به موقعیت و زمینهای که قرار میگیرد کارکردهای متفاوت به خود میگیرد. و چون اصل بر اعتماد است، اگر موقتاً کارکرد فردی در حلقه از بین رود، دوباره در کارکردی متفاوت به کار گرفته میشوند. به همین دلیل، یکی از ویژگیهای مهم بلبشو شکل میگیرد؛ افرادی که در نقشهای متفاوت سازمانی به کار گماشته میشوند و، امروز مدیر این سازمان، فردا مدیر سازمانی دیگر حتی با کارکرد متفاوت میشوند. تخصص، یعنی تطابق کارکرد فرد با آموزش او، اینجا نقش چندان مهمی ندارد؛ چراکه ذاتاً در هیئت نقش تخصصی اصلاً تعریف نشده است.
بله

















