کتاب روانشناسی ثروت، اثری برای آشنایی با رفتارهای انسان در برابر پول و روشهای دستیابی به آزادی مالی است. چارلز ریچاردز، نویسندهی کتاب، توانایی انسان بر کسب درآمد و حفظ پول را در این اثر بررسی کرده است. مطالب این اثر بر اساس تحقیقات علمی و داستانهای واقعی گردآوری شدهاند. پس از مطالعهی کتاب حاضر، مهارت تفکر و انجام کار برای دستیابی به آزادی مالی را یاد میگیرید.
دربارهی کتاب روانشناسی ثروت
کتاب روانشناسی ثروت (The Psychology Of Wealth)، منبعی خواندنی برای بررسی رابطهی ذهن و رفتار انسان با موفقیتهای مالی است. چارلز ریچاردز (Charles Richards)، در این اثر به خواننده نشان میدهد که چگونه میتوان با تغییر باورها و الگوهای ذهنی، ثروت فراوانی به دست آورد و به آزادی مالی رسید. به گفتهی نویسنده، ثروت بیشتر از اینکه نتیجهی بخت یا استعداد خاصی باشد، به ذهنیت و رفتارهای افراد بستگی دارد. افرادی که میخواهند ثروتمند شوند، باید ابتدا باورهای محدودکنندهای که دربارهی پول دارند را تشخیص دهند و با تغییر این باورها، مسیر مالی جدیدی را برای افزایش ثروت، دنبال کنند.
مطالب کتاب با توضیح ثروت آغاز میشود. نویسنده در فصل بعدی، مراحل تکامل ثروت را توضیح داده است. ماجراهای جالب و پندآموزی در این بخش دربارهی آشنایی با اهمیت نیازهای اساسی، انقلاب صنعتی و تغییراتی که هنری فورد در دنیا ایجاد کرده، گنجانده شدهاند. مطالعهی این ماجراها به خواننده کمک میکند تا با الهام از سرگذشت افرادی که با تغییر ذهنیت به ثروتی چشمگیر دست پیدا کردهاند، رونق بیشتری در کسبوکار خود ایجاد نماید.
در ادامهی کتاب روانشناسی ثروت، نویسنده به خواننده کمک میکند تا رؤیای خود را پیدا کند. ارزش خالص و عزتنفس و نقش خانواده و فرهنگ خانوادگی، مفاهیم مهمی است که در این بخش از کتاب جای گرفته است. عزتنفس، جایگاهی کلیدی در اتخاذ تصمیمگیریهای جسورانه دارد. خواننده با یادگیری آموزشهای این اثر، ترس از شکست یا قضاوت دیگران را کنار میگذارد و با جسارت بیشتری، فرصتهای چشمگیر مالی را دنبال میکند. مطالب کتاب حاضر با نتیجهگیری کاملی از آموزشهای مطرحشده در این اثر خاتمه پیدا میکند.
چارلز ریچاردز برای انتقال بهتر مفاهیم این اثر از داستانهایی واقعی کمک گرفته است. این داستانها در کنار اینکه مفاهیم ارزشمندی را دربارهی ثروت در خود گنجاندهاند، سرگرمکننده هستند و خواننده را به مطالعهی این اثر تا انتها مشتاق نگه میدارند.
کتاب روانشناسی ثروت را انتشارات کدیور چاپ و روانهی بازار کرده است. سید خشایار کیافر، مترجم این اثر بهحساب میآید.
نکوداشتهای کتاب روانشناسی ثروت
- کتاب روانشناسی ثروت، نمای کلی مرتبط و جامع از مهارتها و طرز تفکر مورد نیاز برای موفقیت پیش روی خواننده قرار میدهد. دکتر ریچاردز، در این اثر راه را به تمامی افراد جویای ثروت نشان داده است. (دونالد جی. ترامپ)
- آنچه در سر شماست، تعیین میکند که چه چیزی در کیف پولتان است. دکتر ریچاردز در این کتاب به خواننده کمک میکند تا به رفاه و موفقیتی که آرزویش را دارد، دست پیدا کند. (دارن هاردی، ناشر مجله Success)
- دکتر ریچاردز با بررسی جنبههای روانشناختی رابطهی انسانها با پول، پیشفرضهای ما را درباره ثروت تکان میدهد. وقتی منابع واقعی ثروت در زندگیتان را درک کنید، دستیابی به زندگی مرفه و شادتر برایتان بسیار آسانتر خواهد بود. (جردن ای. گودمن، نویسنده)
جوایز و افتخارات کتاب روانشناسی ثروت
- کتاب پرفروش نیویورک تایمز؛
- کتاب پرفروش والاستریت ژورنال.
کتاب روانشناسی ثروت برای چه کسانی مناسب است؟
تمامی افرادی که بهدنبال منبعی برای افزایش اطلاعات خود دربارهی روشهای دستیابی به موفقیت مالی و رفاه شخصی میگردند، بهعنوان مخاطبهای کتاب روانشناسی ثروت شناخته میشوند.
در بخشی از کتاب روانشناسی ثروت: رابطه خود را با پول درک کنید و به رفاه دست یابید. میخوانیم
پذیرفتن وظایف چالشبرانگیز راهی قدرتمند برای ایجاد عزت نفس است. همینطور تولید چیزی که نیاز به خلاقیت دارد یا برای دیگران مغذی است. این تغذیه جایی است که بخشش وارد میشود. وقتی به دیگران کمک میکنیم مشکلی را حل کنند یا وضعیت خود را بهبود بخشند، ارزش شخصی خود را افزایش میدهیم و دایره رفاه را گسترش میدهیم. ما یک چرخه فضیلت ایجاد میکنیم که در آن همه در جامعه ما، محلی و جهانی، ارتقا مییابند.
اخیراً، وقتی یکی از دوستانم در اتاق انتظار پزشک بود، مکالمهای بین مدیر دفتر و یک خانواده در مورد صورتحسابی که شرکت بیمه خانواده از پرداخت آن خودداری کرده بود، شنید. مادر خانواده آشکارا به مراقبت نیاز داشت، اما مدیر به او گفت که قبل از دریافت خدمات اضافی از پزشک، باید صورتحساب 200 دلاری پرداخت شود. بحث آرام بود، اما خانواده به وضوح از این خبر تحت فشار بودند. با حالتی از تسلیم و وعده بازگشت با دفترچه چک، خانواده شروع به ترک دفتر کردند. قلب دوست من گشوده شد و او فکر کرد که باید کمک کند. او میتوانست از پس آن بربیاید. همانطور که دستش را به سمت کیفش برد، زن دیگری در اتاق انتظار بلند شد و با خانواده به بیرون رفت.
چند دقیقه بعد، خانواده و آن زن با هم برگشتند. زن به سمت میز رفت، دو اسکناس 100 دلاری بیرون آورد و مبلغ بدهی را پرداخت کرد. مدیر دفتر به گرمی لبخند زد و تأیید کرد. خانواده آشکارا تحت تأثیر قرار گرفته و قدردان بودند، و مادر پرسید چگونه میتوانند تشکر خود را ابراز کنند. زنی که به این سخاوتمندی بخشیده بود گفت که نیازی به تشکر نیست و هیچ بازپرداختی پذیرفته نخواهد شد. او فقط خواست که وقتی خودشان نیازی را دیدند، به شخص دیگری کمک کنند. دوستم درباره این تجربه به من گفت: "اتاق پر از انرژی احساسی شادی بود - انگار که آسمانها باز شده و به همه در آن اتاق هدیه داده بودند. این قابل لمس بود. همه لبخند میزدند و به نظر آرامتر میرسیدند. عشق اتاق را پر کرده بود و همه ما آن را احساس میکردیم."
بله






















