کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید نوشتهی ناپلئون هیل از پرفروشترین کتابهای موفقیت در تمام دوران، اثری است که ادعا میکند راز ثروتمند شدن را در دستانتان قرار میدهد. نویسنده در این کتاب، اصول هدفگذاری مالی را پیش رویتان قرار میدهد و با تقویت ذهنیت موفق و ایجاد انگیزه، راه دستیابی به موفقیت فردی و مالی را برایتان هموار میکند.
دربارهی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید
ناپلئون هیل (Napoleon Hill) سالها پیش این پرسش را مطرح کرد که چه چیزی از انسان یک برنده میسازد؟ و دست به کار شد تا پاسخ این پرسش را پیدا کند. کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید (Think and Grow Rich) حاصل سالها تحقیق و گفتگو با کارآفرینان، صنعتگران و افراد موفق زمانه است و اصول مشترکی که موفقیت و ثروت را برای فرد ممکن میکند در خود جای داده است؛ اصولی که در قالب قوانین و راهکارهای کاربردی ارائه شدهاند.
کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید نشر ارشدان که با ترجمهی مرتضی شاهرخ همدانی ارائه شده، به شما نشان میدهد که موفقیت تنها به استعداد و شانس بستگی ندارد و نگرش، هدفگذاری مالی، پشتکار، اعتمادبهنفس، نظم فردی و قدرت ذهن در این راه از اهمیت بیشتری برخوردارند. نویسنده با مثالهایی از زندگی افراد موفقی نظیر هنری فورد، توماس ادیسون و... بر این حقیقت صحه میگذارد و شما را به تغییر نگرش تشویق میکند تا بتوانید موفقیت فردی و مالی را ممکن سازید.
پس اگر دلتان میخواهد به راز ثروتمند شدن و موفقیت شغلی دست پیدا کنید و برای تغییر نگرش آمادهاید، خرید کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید ناپلئون هیل میتواند نقطهی شروعی برای دستیابی به ذهنیت موفق و در نهایت کسب ثروت باشد.
کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید برای شما مناسب است اگر
- در پی یک کتاب الهامبخش میگردید که شما را به سوی موفقیت مالی سوق دهد.
- از کتابهای موفقیت با موضوع کسب ثروت و توسعهی فردی استقبال میکنید.
- در آغاز مسیر حرفهای خود هستید و در پی یک راهنمای موفقیت شغلی میگردید که بر اصول توسعهی فردی، برنامهریزی و پشتکار متمرکز باشد.
- دوست دارید راز موفقیت افراد برجسته را پیدا کنید و از مسیر آنها برای بهبود زندگی خود بهره ببرید.
در بخشی از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید میخوانیم
مغز انسان را میتوان با یک باطری مقایسه کرد. این یک حقیقت است که مجموعه باطریهای الکتریکی، در مقایسه با یک باطری برق بیشتری تولید میکنند. هم چنین مشخص است که هر باطری با توجه به واحدها و ظرفیت خود برق تولید میکند. مغز هم به شکل مشابهی فعالیت میکند. بعضی از مغزها در مقایسه با مغزهای دیگران فعال ترند. و با کنار هم قرار گرفتن هماهنگ چند مغز انرژی فکری بیشتری در مقایسه با یک مغز ساده تولید میشود. درست همان طور که چند باطری بیش از یک باطری نیرو ایجاد میکند.
با رعایت این مطلب بی درنگ مشخص میشود که اصل استفاده از نیروی همکاران بستگی به نیروی مغزی افرادی دارد که در کنار هم قرار میگیرند. اکنون به مطلب دیگری در همین ارتباط میرسیم. وقتی گروهی از مغزها با هم در ارتباط باشند و در هماهنگی با یکدیگر کار کنند، نیروی افزایش یافته ناشی از اتحاد آنها در اختیار همهی مغزهای تشکیل دهنده گروه قرار میگیرد.
همه میدانیم که هنری فورد در فقر و نداری شروع کرد. او بی سواد بود این را هم میدانیم که آقای فورد همهی این کمبودها را در مدت 10 سال رفع کرد. و در مدت 25 سال یکی از ثروتمندترین مردان آمریکا شد. این را هم فراموش نکنید که سرعت رشد و ترقی آقای فورد از زمانی چند برابر شد که او با توماس ادیسون دوست شد و حالا احتمالاً بهتر درک میکنید که نفوذ اذهان بر یکدیگر تا چه اندازه مؤثر است. قدمی دیگر بردارید و به این حقیقت توجه کنید که مهمترین موفقیتهای آقای فورد زمانی شروع شد که او دوستی و همکاری هاروی فایراستون، جان برو، و لونز بور بانک را تدارک دید. این سه شخصیت هرکدام مغزی بزرگ و توانمند داشتند. اکنون بیشتر مشخص میشود که قدرت با اتحاد مغزها به مراتب بیشتر میشود.
بله





























