چشمهایتان را ببندید و آرامش را در ذهن و اندامهای خود احساس کنید. کاری که مشغول به آن هستید «یوگا» است؛ یعنی همان دانشی که افرادی مثل پاراهامسا یوگاناندا آن را گسترش دادند. کتاب سرگذشت یک یوگی ما را با سرگذشت نویسندهی این اثر که استاد بیرقیب یوگاست، آشنا میکند و امیدوار است تا ما نیز بتوانیم با انجام تمرینات ذهنی و جسمی گوناگون، به ثبات روحی و صلح درونی برسیم.
دربارهی کتاب سرگذشت یک یوگی
تصویری که اینستاگرام و شبکههای مجازی از یوگا به ما نشان دادهاند، ورزشی کمتحرک و آرام است که صرفاً انعطاف بدنی را بالا میبرد، اما آن یوگایی که قرنها پیش به وجود آمد و به یک سبک زندگی تبدیل شد، فراتر از اینهاست. یوگا صرفاً جسم ما را به تکاپو در نمیآورد، بلکه روحمان را تسکین میدهد و این زندگی پرتنش و مملو از اضطراب را قابلتحمل میکند. البته کتاب سرگذشت یک یوگی (Autobiography of a Yogi) تنها دربارهی یوگا نیست؛ بلکه راجعبه سرگذشت یکی از استادان این دانش - ورزش است؛ فردی که کودکی بسیار سختی داشت و شاید اگر در هر جایی به جز هند متولد میشد و با یوگا و مراقبه آشنایی پیدا نمیکرد، نمیتوانست در آن زندگی دوام بیاورد و خود را با وضعیتی که داشت وفق دهد. یوگا برای او نجاتدهنده بود و کوشید تا ما را نیز یاری کند.

پاراهامسا یوگاناندا (Paramahansa Yogananda)، داستان زندگی خود را با شرححال کودکیاش آغاز کرده است. والدین او سبک زندگی زاهدانه و صوفیانهای داشتند. آنها ثروتمند نبودند، اما بااینحال مادر او بخش قابلتوجهی از درآمد خانواده را صرف کمک به فقرا و نیازمندان میکرد. پدرش نیز پس از اینکه هنگام بازنشستگی حدود 41 هزار دلار غرامت و دستمزد دریافت کرد، گفت: «چرا باید از سود مالی خوشحال شد؟ هدف انسان آرامش روحی است.» شغل پدرش ایجاب میکرد که اغلب اوقات در سفر باشد و همین موضوع باعث شد تا او در چندین شهر زندگی و با افراد مختلفی مثل کولیها و عارفان و افرادی که به علوم شهودی مسلط بودند، ملاقات کند. طبیعی است که در چنین خانوادهای پاراهامسا یوگاناندا به «یوگی» شدن و آموزههای هندوئیسم روی آورد، اما چیزی که روح او را بیقرار و بهسوی عرفان و مراقبه هدایت کرد، عزای مادر بود. مرگ مادر او را دگرگون کرد؛ این واقعه خانوادهی شاد و آرام آنها را فروریخت. تنها چیزی که بعد از مرگ مادر میتوانست حال پاراهامسا یوگاناندا را بهبود بخشد، سفر بود.
کتاب سرگذشت یک یوگی به ما نشان میدهد پاراهامسا یوگاناندا در سفرهای گوناگون خود چه عجایبی دیده و چگونه با سیکها، قدیسهای معلق، سوامیها و... ارتباط برقرار کرده است. زندگی او مملو از عجایب و شگفتیهاست و حوادثی که آنها را تجربه میکند، برای انسانهای عادی رخ نمیدهند. او در طول سفرهای خود حتی با مهاتما گاندی و رابیندرانات تاگور نیز دیدار کرد و سالهای طولانی به خدمت اساتید شاخص یوگا درآمد. هنگامی که توانست در یوگا به مرحلهی استاد بودن برسد، به آمریکا مهاجرت کرد. او تمرینات ذهنی، روحی و جسمی را که نزد اساتید هندوئیسم آموخته بود، به جهانیان شناساند و کوشید تا این دانش معجزهآسا را در زندگی روزمره آدمها وارد کند. پاراهامسا یوگاناندا مجموعه عکسی را که در قبیلههای گوناگون به ثبت رسانده، برای مخاطبان خود، گردآوری و توضیحات مربوط به آنها را نیز عنوان کرده است و ما به کمک میکند تا با طیفهای گستردهی هندوئیسم و دانش یوگا آشنا شویم.
کتاب سرگذشت یک یوگی با ترجمهی سید خشایار کیافر در انتشارات کدیور منتشر شده است.
جوایز و افتخارات کتاب سرگذشت یک یوگی
- پرفروش کتاب آمازون در حوزهی عرفان شرقی و هندی
- جزو برترین کتابهای عرفانی قرن بیستم
- ترجمه شده به زبانهای گوناگون جهان
نکوداشتهای کتاب سرگذشت یک یوگی
-
این کتاب زندگی مرا تغییر داده و با لحنی طنز و ساده، به تمام سؤالاتم دربارهی وجود آدمی بر روی زمین و حکمت پیچیدهی زندگی پاسخ داده است. خواندن این سرگذشتنامه برای هر روح زندهای ضروری است. (Mansi Kakkar، مشاور)
-
سالها پیش این کتاب را خریده بودم اما آن را مطالعه نکردم، تا اینکه مدتی پیش شروع کردم به خواندن آن؛ از آن زمان زندگیام جادویی شده است و مفتخرم که با نویسندهی این اثر در یک کشور به دنیا آمدهام. این کتاب راهنمایی معنوی است و به خواننده کمک میکند تا از آن برای جستوجو و پاسخگویی به نیازهای درونیاش بهره ببرد. (Srinivasan R، نویسنده)
-
این کتاب، موردعلاقه و همراه همیشگی استیو جابز بود. او هنگام سفرش به هند آن را خواند و هر سال، یک بار دیگر مرورش میکرد. (هافینگتون پست)
-
خواندن این اثر برای تمام علاقهمندان به یوگا، از مبتدی گرفته تا حرفهای ضرورت دارد. (یوگی تایمز)
کتاب سرگذشت یک یوگی برای چه کسانی مناسب است؟
زندگی ما شلوغ، کمتحرک و کسالتبار است! در چنین جهان آشوبی باید به سراغ ورزشی برویم که هم به جسم ما کمک کند و هم به روحمان آرام و قرار ببخشد. کتاب سرگذشت یک یوگی به یاری ما شتافته تا با ورزش یوگا بیشتر آشنا شویم و در جریان سرگذشت یکی از بهترین استادان یوگا قرار بگیریم. کتاب سرگذشت یک یوگی برای علاقهمندان به یوگا و آموزههای هندوئیسم جالب و خواندنی خواهد بود.
در بخشی از کتاب سرگذشت یک یوگی میخوانیم
من و همراهم از اینکه به اتاق نشیمن دعوت شدیم، سپاسگزار بودیم. انتظار طولانی ما در آن جا باعث نگرانیمان شد. قانون نانوشته هند برای جویندگان حقیقت، صبر است؛ یک استاد ممکن است عمداً اشتیاق فرد برای ملاقات با او را مورد آزمایش قرار دهد. این ترفند روانشناختی بهطور آزادانه در غرب توسط پزشکان و دندانپزشکان استفاده میشود.
بالاخره من و چند نفر دیگر، توسط خدمتکار احضار شدیم و وارد یک اتاقخواب شدیم. سوهونگ سوامی معروف روی تختش نشسته بود. دیدن بدن تنومند او تأثیری عجیب بر ما گذاشت. با چشمانی متعجب، بیصدا در مقابلش ایستادیم. تابهحال چنین جثه عظیمی ندیده بودیم. ترکیبی از خشم و آرامش در چهرهاش موج میزد. موهای بلند و ریش و سبیل داشت. او بدون لباس بود و تنها یک پوست ببر به دور کمر عضلانیاش پیچیده بود.
من و دوستم به سوامی سلام کرده و مهارتها و تواناییهای او را در عرصه شکار گربهسانان تحسین کردیم.
- به ما میگویید که چگونه میتوان با دستهای خالی، وحشیترین حیوانات جنگل، یعنی ببرهای سلطنتی بنگال را به دام انداخت؟
او با خندهای کودکانه گفت: عزیزانم، مبارزه با ببرها برای من کار دشواری نیست. اگر لازم باشد، امروز میتوانم این کار را انجام دهم. شما به ببرها بهعنوان یک ببر نگاه میکنید ولی من آنها را مثل گربههای خانگی میبینم.
- سوامی جی، فکر میکنم میتوانم با این فکر که ببرها گربههای خانگی هستند، بر ناخودآگاهم تأثیر بگذارم، اما آیا میتوانم ببرها را وادار کنم که این موضوع را باور کنند؟؟
بله






















