کتاب هنر زن بودن یک راهنمای روابط زناشویی به شمار میآید که مارابل مورگان آن را خطاب به زنان به نگارش درآورده است. نویسندهی کتاب با تکیه بر تجربیات خود در زندگی زناشویی و توصیههای دین مسیحیت، با نگاهی سنتی مطالبی را در قالب آموزههای همسرداری به زنان گوشزد میکند که همگی مبتنی بر پذیرش، قدردانی و تکریم همسر است.
دربارهی کتاب هنر زن بودن
در سال 1973 مارابل مورگان (Marabel Morgan) که بهعنوان مشاور گروه مذهبی جنبش دانشجویی برای مسیح، شناخته میشد، کتاب هنر زن بودن (The Total Woman) را منتشر کرد. او در همان سال، پانصدهزار نسخه از کتابش را به فروش رساند و تاکنون بیش از ده میلیون نسخه از آن به فروش رسیده است.
مارابل مورگان کتاب هنر زن بودن را با استفاده از تجربیاتش در رابطهی زناشویی و همسرداری و با تکیه بر ارزشهای دین مسیحیت به رشتهی تحریر درآورده است. او زن را موظف میداند که در هر زمینهای مطابق با خواستههای شوهرش رفتار کند؛ فرقی ندارد این خواسته درمورد سالاد باشد یا رابطهی جنسی و یا حتی ورزش و سرگرمی. چراکه معتقد است یک زن زمانی واقعاً زیبا خواهد شد که در زندگی زناشویی، به طور کامل تسلیم همسرش باشد و در تکریم و پرستش او از امری فروگذار نکند.
جالب اینجاست که مورگان این کتاب را پس از تصویب متمم حقوق برابر در کنگرهی آمریکا منتشر کرده است، درست در زمانی که جنبش فمینیستی برای حق زنان در فرزندآوری و فرصتهای آموزشی و حقوقی برابر تلاش میکردند، این کتاب و سمینارهای مشابه مارابل مورگان با استقبال بسیاری مواجه شدند.
کتاب هنر زن بودن که بر چهار اصل «بپذیر، تحسین کن، سازگار شو و قدردانی کن» بنا شده، به مرور زمان و با گسترش تلاش برای برابری جنسیتی، با نقدهای تندی مواجه شد. نقدهایی که در آن تلاش مورگان برای کالاسازی زن را مورد هجمه قرار میداد.
با این حال عدهای عقیده دارند پذیرش همسر، تحسین، قدردانی و سازگاری، در حد معمول و معقول میتواند به رشد رابطهی زناشویی کمک کند. در هر صورت بهتر است به جای تحمیل انتخاب، به زنان اجازه بدهیم خودشان تصمیم بگیرند؛ انتخابی که ممکن است توصیههای مارابل مورگان در آن پررنگ باشد یا تلاش برای تحقق بخشیدن به آرمانهای برابریخواهانه.
ناگفته نماند که این کتاب را محسن صدوق به فارسی برگردانده و انتشارات کتیبه پارسی برای نشر آن اقدام کرده است.
کتاب هنر زن بودن برای چه کسانی مناسب است؟
زنانی که متأهلند یا در شرف ازدواج قرار دارند با مطالعهی این کتاب میتوانند تجربیات زندگی نویسنده را از نظر بگذرانند و در رابطهی زناشویی تأمل کنند.
در بخشی از کتاب هنر زن بودن میخوانیم
اگر شما در درون خودتان احساس امنیت کنید، از اینکه به شوهرتان اعتبار بدهید نمیهراسید و بهجای احساس گناه از تامین نیازهای او لذت میبرید. همانطور که میدانید شما نمیتوانید به او ابراز عشق کنید مگر اینکه واقعاً او را دوست داشته باشید. اما موقعی که این احساس دوست داشتن را کردید میتوانید بدون هیچ چشمداشتی آن را ابراز کنید. در واقع میتوانید این کار را انجام دهید بدون اینکه فکر کنید در عوض چه چیزی دریافت خواهید کرد.
من از دروغ گفتن شما به همسرتان حمایت نمیکنم تا بهطور سطحی اعتمادبهنفس او را تقویت کنید حتی یک آدم نادان هم متوجه تملق و چاپلوسی میشود. اما حرف من این است که او نیاز عمیقی به ستایش خالصانه و واقعی دارد. بهدنبال چیزهای جدیدی برای تحسین و تمجید او باشید آنگونه که با دید جدید به او نگاه کنید. حتی نقاط ضعف و دیگر خصوصیات او را مورد توجه قرار دهید که ممکن است خودش از آن آگاه باشد.
لاری زخم بدی روی گردنش داشت که به خاطر یک تصادف ایجاد شده بود. همسرش میدانست که این مسئله او را ناراحت میکند و میدید که شوهرش همچنان آن را دستمالی میکند. همسرش گفت: «عزیزم من واقعاً عاشق این خراشیدگی تو هستم. این زخم جلوهای از یک مرد با تجربه را به تو می دهد.» تحسین و ستایش او باعث شد که لاری در درون احساس راحتی کند و کمتر به نواقص و اشکالاتش توجه کند. اگر شما در گذشته با شوهرتان زیاد ارتباط برقرار نکردهاید احتمالاً در یافتن چیزی برای تحسین و تمجید و ستایش دچار مشکل میشوید. اگر چنین مشکلی دارید به روزهایی فکر کنید که متقاعد شده بودید او همان فردی است که میخواستید. در آن زمان چه چیز او برای شما دوست داشتنی بود؟
بله





















