نقد، بررسی و نظرات کتاب روانهای آزرده - فیلیپ کلودل
๓คђ๏ยг
۱۴۰۵/۰۲/۱۷
60
کتاب «روان های آزرده» اثر فیلیپ کلودل رمان نسبتا کوتاهی است که در سکوت و سادگی ظاهری اش، سنگینی عاطفی عمیقی نهفته دارد. نویسنده با زبانی شاعرانه و فضایی سرد و مه آلود، داستان انسان هایی را روایت می کند که هر یک زخمی از گذشته بر روح خود دارند. کلودل مانند همیشه در این اثر نیز به وجدان، گناه و تنهایی می پردازد؛ مفاهیمی که در پس رفتارهای معمول روزمره پنهان شده اند. نثر او مینیمال اما تأثیرگذار است – کلمات کم، اما پرمعنا. روایتی که آرام پیش می رود اما تا مدت ها بعد از پایان خوانش، در ذهن باقی می ماند. نکات مثبت: نثر شاعرانه، عمق روان شناختی، فضاسازی قدرتمند. نکات منفی: ریتم کند و تلخی بیش ازحد روایت ممکن است برای برخی خوانندگان سنگین باشد. در مجموع، روان های آزرده سفری درونی است به تاریک ترین لایه های روح انسان؛ برای خوانندگانی که از ادبیات فلسفی و تأمل برانگیز لذت می برند، تجربه ای ارزشمند محسوب می شود.
داستان دیگرگونه ای بود از روایت های بسیار از حال و هوای سرزمینهایی که از جنگ تاثیر پذیرفته اند اما جنگی که هیچ باور و اعتقادی در پس آن نیست. هیچ ایدئولوژی و خواسته ای از طرفین جنگ بازگو یی نشده و داستان صرفاً حول و حوش شهرها و روستاهایی است که در سرزمین های در گیر جنگ هستند و زندگی اسف بار مردم عادی و سودجویی وطمع ورزی خواص و افراد مرتبط با آن ها است. رسیدن به بخش اصلی داستان حوصله زیادی می خواهد که با ناباوری به خرج دادم تا بلکه به دستاوردی برسم. مسلماً حتی در شرایط اسف بار جنگ هستند لحظاتی که می تواند درخشش خورشید را زیباتر کند و انگیزه برای ادامه زندگی را دلیل باشد ولی نویسنده با روان آزرده و بیمارش هیچ چیزی ارائه نداده و در آخر با باز گذاشتن حقیقت ماجرا حتی از قتل طفل خردسالش به راحتی و آسایش گذشته و جامعه ای افسرده؛ خطاکار؛ دل مرده و نا امید ترسیم کرده که نظیرش را فقط در نوشته های صادق هدایت دیده ام. اگر چه جنگ منفور است (ناگزیر گاهی گریزی از آن نیست برای حفظ ارزش های وجودی و اعتقادی که دلیل زندگی است) به اعتقاد من نویسنده حتی اگر در بهشت هم ساکن بود تلاش می کرد دلیلی برای گلایه و سیاه نمایی بیابد. در هر صورت ممنون از کتابراه برای تنوع در کتاب ها و رمان هایی که در اختیار مخاطبانش می گذارد ولی اگر این مطلب را برای تصمیم گیری در مورد انتخاب این کتاب می خوانید، توصیه اش نمی کنم چون جز پوچی و ابتذال به نظرم دستاوردی ندارد و حتی ارزش روان شناسی و آگاهی بخشی هم ندارد. موفق باشید و پرتوان.
موضوع اصلی کتاب بررسی وضعیت انسان های مدرن است که با نوعی آزردگی روحی دست و پنجه نرم میکنند. نویسنده در این اثر شخصیت های را ترسیم کرده که در ظاهر با دنیای اطراف شان ارتباط دارند اما در درون با تنهایی و زخم هایی عمیق روبرو هستند؛ او به خوبی نشان می دهد که انسان چگونه می تواند در میان جمعیت کاملا تنها باشد. یکی از نقاط قوت اصلی کتاب سبک نگارش شعرگونه آنست که از جملات کوتاه دقیق و تاثیرگذار استفاده شده. فضاسازی داستان هم طوری است که خواننده اتمسفر روانی، سنگین و غم آلود آنرا با تمام وجود حس می کند. درباره شخصیت های کتاب هم میشه گفت آن ها انسان های هستند که در لبه های زندگی ایستاده اند و طوری طراحی شده اند که خواننده بتواند بخشی از رنج های خود را در آن ها بیابد. کسانی که دنبال ادبیات روانشناختی و فلسفی هستند بهترین گزینه است و برای کسانی که دنبال داستان های هیجان انگیز، پرکشش و سریع هستند توصیه نمیشود. ممنونم از کتابراه عزیز بابت این هدیه ارزشمند!
کتابراه آپشنهای ارزشمندی داره از جمله کتاب هفتگی، جایزه، مدال، امتیاز و... اگر این کامنت بررسی شده خواهش میکنم به کتابهای حوزه ساینس التفات داشتین بیشترش کنید. میبینم که کتابهای حوزه نورالژی یا مغز و اعصاب کم استقباله ولی اونها مخاطبان خاص خودشان رو دارن. پیروزی و موفقیت شما مجموعه کتابراه رو آرزومندم
کتاب به عنوان یک رمان معمولی خوب بود و برای یک بار خوانده شدن میشه توصیه اش کرد. ولی نه اثر قوی است و نه چیز خاصی از جنگ و پیامدهای آن جلو چشم خواننده قرار میده. اما در مورد خود داستان، در نهایت سعی شد به تمام رویدادها پرداخته بشه و دو نتیجه پیش روی خواننده قرار داده شد که نتیجه بگیره کدام یک میتونن قاتل باشن. اما یک مسأله ای که بهش توجه نشد، جریان دو مهندس کارخانه هستن که روز بعد از قتل بل، به انگلستان فرستاده شدن و رییس کارخانه گفت دستور اکید داره که در موردش حرف نزنه. و قاضی مییرک هم بخاطر پیگیری این مطلب توسط پلیس، به شدت اونو توبیخ کرد. این مطلب در نهایت سرانجامش در کتاب مشخص نشد در حالیکه پاسخش تأثیر زیادی در نتیجه می گذاشت.
هر هفته با هر مناسبتی بهمون کمک می کنین که بیشتر و متنوع تر دنیا رو بخونیم و بشنویم. ازتون ممنونیم شما یک تنه بجای آموزش و پرورش و دانشگاه و سایر نهادهای مربوطه، ساعت مطالعه کشور رو و علاقه به کتاب رو بالا بردید. جا داره مسئولین کشور تمام قد بایستند و ساعتها تشویقتون کنند و قدردان محبت و بزرگواری شما باشند.
سلام،، خدای من عجب کتاب وحشتناکی بود، چقدر تلخ، چقدر سنگین برای من مثل زهر بود هیچ امیدی داخلش نبود هیچ خوشحالی و هیچ زندگی داخل کتاب نبود چقدر باعث ناامیدی من شد و باعث اشک ریختنم، اصلا سرگرم کننده نیست و خوشحالتون نمیکنه من به شدت توصیه میکنم نزدیک این کتاب نَشید،،، البته متاسفانه مثل زندگی واقعی هست که راه فراری نداره،، راه فرار شخصیت های کتاب افتضاح بود ای کاش با این کتاب آشنا نمی شدم به سختی تمومش کردم و دِل خوشی اَزش ندارم
کتاب خوبیه نوشته هاش راحت و روانه و البته سادگی کلماتش از زیبایی و گیراییش کم نمیکنه که هیچ بلکه باعث میشه که آدم بیشتر بخواد که ادامش رو بخونه تا داستان رو بیشتر از قبل متوجه بشه و تمومش کنه و دوباره از اول بخونه، از بس که خوبه. 😄 در کل من پیشنهاد میکنم که بخونید. سلیقه های متفاوتی وجود داره برای خوندن یه کتاب ولی من احتمال خیلی زیادی میدم که همه خوششون بیاد چراشم که گفتم دیگه به نظرم بخونید کتاب خیلی خوبیه 🙂
رمان قشنگی بود. از زندگی که دیکتاتور ها و انسانهای فرومایه برای ملتی بیگناه درست میکنند گوشه کوچکی از نتایج جنگ. جنگهایی که جز نشاندن عطش قدرت طلبی در انسانی عقده ای نتیجه ای ندارد. به قیمت نابودی صدها هزار انسان بیگناه. وکسانی که به راحتی وجدان را زیر پا میگذارن. شاید این کتاب به نوعی خاطره نویسی از زندگی شخصی بود که با وجود اعتراض به رفتار جنایتکاران خود نیز جنایتکاری جدا گانه بود
داستان مربوط به دوران جنگ و آمیخته با حال و هوای استعمار و فقر طبقاتی و سرگذشت یک نظامی که روی بد زدگی رو دید و با افرادی در ارتباط بوده که در روح و روان وی تاثیر گذاشتن. ولی زبان ترجمه کتاب چون حالت کلمه کلمهای از متن اصلی رو داره یمقدار از روان بودن حین مطالعه کم میکنه ولی در مجموع خیلی خوبه و ارزش مطالعه رو داره مخصوصا افرادی که مدام احساس میکنند اتفاق ناخوش فقط برای اونا اتفاق میافتد.
چقدر قشنگ بود. چقدر به دلم نشست. کتاب وزن داشت، قافیه داشت، مثل شعر بود و قطعا خوندنش هم خیلی لذت بخش بود. خیلی وقت بود کتابی با این نثر آهنگین و روان نخونده بودم با توصیفات بسیار زیبایی از محیط و آدم ها. حتی زشتی ها رو هم زیبا توصیف کرده بود. بی شک هنر مترجم هم به خوبی به چشم میاد طوری که تونسته متن اصلی رو به فارسی برگردونه و از زیبایی اثر کم نکنه چه بسا اثری زیباتر تحویل خواننده بده. ✨✨✨
با عرض سلام کتاب روان های آرزده را مطالعه کردم. زیبا بود و غمگین. داستان واقعی جنگ آلمان و فرانسه. زندگی تجملاتی اشرافی ها در زمان جنگ و زندگی سخت مردم عادی. کشته شدن سرباز های جوان بینوا. گرسنگی و سرما در جنگ برای سربازها. و بی عدالتی و شکم بارگیه سیاست مدار ها و ثروتمندان. چه غصه ی آشنایی. واقعا افسوس خوردم. کتاب زیباییست بخونید. با تشکر از کتابراه
در این اثر، نویسنده به بررسی زخم های عاطفی و روانی انسان معاصر می پردازد و راه هایی برای التیام و درک بهتر خویشتن پیشنهاد می دهد. با نگاه فلسفی-روانشناختی، نشان می دهد که دردهای روانی می توانند منبع رشد و بینش شوند. مفید برای کسانی است که دنبال درک عمیق تری از احساسات خود و اطرافیان هستند.
