کتاب تابش جان اثر مهرناز نادری کوشش دارد تا به بررسی و کشف رموز و نمادهای اسطورهای در غزلیات شمس بپردازد. مولانا را میتوان یکی از پیچیدهترین شاعران شعر فارسی خطاب کرد که در سرودههای خود از استعارهها، نمادها و اسطورههای متعددی بهره برده است. کشف این اسطورهها و پرداختن به آنها نیازمند یک پژوهش و بررسی همه جانبه است و کتاب تابش جان کوشش میکند تا به چنین هدفی دست یابد. با خواندن این اثر درک بهتری از مولانا کسب میکنید.
دربارهی کتاب تابش جان
مولانا یکی از شاعران بزرگ ایرانی بود که اشعارش برپایهی ایهام، تفاسیر چندوجهی و اسطورههای متنوع سروده شدهاند. آثار این شاعر بزرگ ایرانی در طول تاریخ بارها مورد بررسی قرار گرفتهاند و هر پژوهشگر سعی کرده تا نقطهدید متفاوتی از سرودههای مولانا ارائه دهد. بیشک، برای بررسی آثار مولانا باید نسبت به تاریخ، فرهنگی ایرانی، سرگذشت شعر فارسی و همچنین اسطورههای شرقی و فلسفهی دینی و عرفانی اطلاعات کسب کرد. نمیتوان بدون احاطه بر چنین حوزههایی به سراغ مولانا رفت و پژوهش عمیقی از سرودههای وی ارائه داد. کتاب تابش جان اثری از مهرناز نادری است که تحقیق ژرف و متفاوتی از مضامین، اسطورهها و نمادهای موجود در سرودههای مولانا ارائه میدهد. این کتاب با تکیه بر غزلیات مولانا در دفتر نخست نوشته شده است.
مهرناز نادری در کتاب تابش جان ابتدا به تعریف، تبیین و بررسی اسطوره بهعنوان یک مفهوم و شیوهی مطالعاتی میپردازد. در فصل دوم، نویسنده ابتدا برای مخاطبان شرح میدهد که اساساً چه چیزی بهعنوان اسطوره شناخته میشود، چه جنبههایی از معنا را دربرمیگیرد و بهعنوان یک مورد پژوهشی به چه کار مخاطبان میآید. مهرناز نادری به بررسی تاریخ اسطوره نیز میپردازد. این واقعیت مهم که در طول تاریخ اسطورهها تغییر میکنند، معناهای جدیدی به خود میگیرند و در قالبهای نوینی بهکار گرفته میشوند. اسطوره با فرهنگ، تاریخ، فلسفه، نشانهشناسی و زبانشناسی در ارتباط است. فصل دوم کتاب تابش جان بهخوبی نمایهای کلی از مفهوم اسطوره برای مخاطبان علاقهمند ترسیم میکند. در این فصل در مورد گونهها، زبان و جهانبینی اسطوره میخوانید.
در فصل سوم کتاب تابش جان در مورد عرفان اسلامی میخوانید. همانطور که میدانید مولانا یکی از مهمترین صوفیان و شاعران ایرانی در زمینهی عرفان اسلامی است. مولانا بهحدی در زمینهی عرفان اسلامی اهمیت دارد که «مثنوی معنوی» در سطح بینالمللی بهعنوان «قرآن فارسی» از آن یاد میشود. در فصل سوم، مهرناز نادری کوشش میکند تا بهطور جزئی عرفان اسلامی را شرح دهد و ویژگیهای آن را برای مخاطبان آشکار میکند. در این فصل از کتاب تابش جان، در مورد خود مفهومشناسی واژهی عرفان میخوانید. این واقعیت که وقتی از عرفان حرف میزنیم اساساً به چه نوع اندیشه و احساساتی اشاره میکنیم. در این بخش همچنین در مورد تفاوتهای میان عرفان نظری و فلسفه نیز خواهید خواند.
در فصل چهارم کتاب تابش جان در مورد نمادهای اسطورهای در غزلیات شمس میخوانید. مولانا در اشعار خود بهدفعات به آسمان اشاره کرده و میتوان این نماد را در اکثر سرودههای وی یافت. در هرکدام از ابیاتی که از واژهی آسمان استفاده شده، میتوان از معانی و تفاسیر گوناگونی در درک نشانهی آسمان بهعنوان یک اسطورهی نمادین بهره برد. مهرناز نادری در این فصل نشان میدهد که وقتی مولانا در دفتر نخست به آسمان اشاره میکند چه منظوری دارد. همچنین در این بخش در مورد نمادهای چرخوفلک گردون، عطارد، مریخ، زهره، ماه، خورشید و... در غزلیات مولانا میخوانید. بهطور کلی میتوان گفت که این کتاب میتواند دید تازهای نسب به سرودههای مولانا شکل دهد و ایدههای جالبتوجهی در باب نمادهای اسطورهای از نگاه مولانا ارائه میکند. این کتاب توسط انتشارات اریش منتشر شده است.
کتاب تابش جان برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به دوستداران مولانا، شعر فارسی و پژوهشگران حوزهی نشانههای فرهنگی توصیه میشود.
در بخشی از کتاب تابش جان: نگاهی به برخی نمادهای اسطورهای در غزلیات شمس (با تکیه بر دفتر نخست) میخوانیم
عرفان اسلامی در سیر تکاملی خود گونههای متفاوتی دارد که ما در اینجا تنها به دو گونهٔ آن اشاره میکنیم:
الف) عرفان عملی: این بخش از عرفان برخاسته از دستورهای عملی و سلوکی است؛ بدین معنا که هرگاه سالک بخواهد به قلّۀ بلند انسانیّت (مقام توحید و فنا) برسد، باید مسیری را بپیماید؛ برای نمونه، باید بداند از کجا و چگونه شروع کند. در این مسیر مراحل و منازل گوناگونی هست که پیمودن این منازل و مراحل بدون راهنما و کسی که پیش از این مسیر را پیموده باشد امکانپذیر نیست. مصداق بارز امامان معصوم علیهالسّلام هستند که خود صراطمستقیم میباشند (کرد فیروزجایی).
چنانکه علّامه طباطبایی نوشتهاند: «کسی که حامل درجههای قرب و امیر قافلهٔ اهل ولایت بوده و در زبان قرآن «امام» نامیده میشود. امام یعنی کسی که از جانب حقّسبحانه، برای پیشروی صراط ولایت اعتبار شده و زمام هدایت معنوی را در دست گرفته، و انوار ولایت که به قلوب بندگان حقّ میتابد، اشعه و خطوط نوری هستند که از کانون نوری که پیش اوست و موهبتهای معنوی متفرّقه، جویهایی هستند متّصل به دریای بیکرانی که نزد وی میباشد (رودگر،).
آیتالله بهاالدّینی بیان میکنند: «خود ائمّه علیهالسّلام بهترین استادند و اگر انسان ذوقیات خوبی داشته باشد، تنها با روش ائمه علیهالسّلام میتواند به مدارج عالیّه از عرفان برسد و احتیاج به معلّم و مربّی دیگری ندارد» (کرد فیروزجایی،).
بر این اساس عرفان عملی را میتوان اینگونه تعریف کرد: «مجموعهٔ برنامهها و دستورهایی که سالک بهطور عملی در خود ایجاد میکند تا اینکه منازل سلوک را یکی پس از دیگری بپیماید و به حقّ نایل شود. عرفان عملی گونهای برداشتن موانع و آراستن فضایل در راه سیروسلوک است؛ امّا برداشتن و آراستنی که مفهوم راهبانه و مرتاضانه را برنمیتابد، بلکه گونهای برداشتن و آراستن پیامبرگونه و حقّباورانه است؛ همان راهی که امامان معصوم (ع) و اولیای به حقّ خدا در آن گام برمیداشتند؛ درنتیجه یادآوری دو نکته در عرفان عملی ضروری مینماید: نخست اینکه هدف نهایی رسیدن به خداوند است؛ چون در این صورت است که طریقت و سلوک معنا پیدا میکند. دیگر اینکه پیمودن این راه مبتنی بر پشت سر گذاشتن مراحل بهصورت ترتیبی و با نظم ویژه و حساب شده است (همان:).
بله

















