اگر کاری برای زندگیتان انجام ندهید، هر روز یک رنج کشدار و تکراری است. کتاب 30 روز نوشتهی مارک رکلاو، نویسندهی پرفروش بینالمللی قرار است شما را به سفری یک ماهه ببرد که طی آن به شخص متفاوتی تبدیل خواهید شد! او با به کار گرفتن مجموعهای از توصیهها، داستانها و روشها به خوانندگانش یاد میدهد چگونه بازی زندگی را به نفع خودشان تغییر دهند.
دربارهی کتاب 30 روز
نمیتوانیم وطنمان یا والدینمان را انتخاب کنیم ولی میتوانیم نقاب قربانی بودن را از روی صورتمان برداریم. اینطور نیست که همیشه موقعیت مطلوب در زندگی، خودش پیش بیاید. مشکلاتی که در زندگی با آنها در حال ستیزیم، علاوه بر نتیجهی اعمالمان، محصول کارهایی است که انجام ندادهایم. کتاب 30 روز (30 Days)، نوشتهی مارک رکلاو (Marc Reklau) یک برنامهی یک ماهه است برای افرادی که فهمیدهاند پشیمانی و کاری نکردن درد بیشتری از جنگیدن با ترسها و مشکلات دارد. رکلاو نشان میدهد که قدمهای در ظاهر کوچک و ناچیز، چگونه میتواند دستاوردهایی قابلتوجه در زندگی داشته باشد.
مارک رکلاو از تکنیکهای روانشناسی مثبتگرا، تجربههای شخصی و ایدههای ملموس و جذاب استفاده میکند تا به ما نشان دهد برگشتن به مسیر درست زندگی آنقدرها هم که فکر میکردیم ناممکن نیست و ساحل امن آرامش و رضایت درونی آنقدر هم از ما دور نیست. کتاب 30 روز، با تمرینها و ایدههایی کوتاه همراه است که خواننده را هر روز به سمت عملگرایی سوق میدهد. مهارتهایی که هر فرد برای موفقیت در زندگی به آنها نیاز دارد؛ از خودشناسی و سپاسگزاری گرفته تا تمرکز، اولویتبندی، ترک عادتهای منفی و به وجود آوردن عادتهایی سازنده. برخلاف بسیاری از کتابهای خودیاری که فقط در حد حرف باقی ماندهاند، مارک رکلاو با زبانی ساده و صمیمی خواننده را مستقیماً با تجربهی تغییر کردن درگیر میکند.
اگر فکر میکنید زندگی یک شوخی مسخره است که شما در آن گیر کردهاید یا انگیزهیتان را از دست دادهاید، این کتاب میتواند نقطهی شروع ساده و تاثیرگذاری باشد. فقط نیاز دارد که تصمیم بگیرید هر روز چند دقیقه وقت بگذارید و اجازه بدهید که تا 30 روز آینده، خودتان را در جایگاهی متفاوت ببینید. این کتاب با ترجمهی سارا سلیمانی طرزکی و به همت انتشار سفیر قلم به دست خوانندگان رسیده است.
کتاب 30 روز برای چه کسانی مناسب است؟
کسانی که به دنبال یک کتاب روشمند و مفید برای تقویت مهارتهای توسعهی فردی خودشان هستند میتوانند با استفاده از این کتاب، تغییرات مثبتی در زندگی خودشان به وجود بیاورند.
در بخشی از کتاب 30 روز: عادات خود را تغییر دهید تا زندگیتان تغییر کند میخوانیم
به چه چیزی باور دارید؟ این بسیار مهم است؛ زیرا در نهایت باورهای شما واقعیت زندگی شما را میآفرینند! شما آنچه را که باور دارید، خلق میکنید و دنیای شما، تنها تفسیر شما از واقعیت است. به عبارت دیگر، ما جهان را نه آنگونه که هست، بلکه از پس عینک شرایط خودمان میبینیم. درک ما فقط تقریبی از واقعیت است. تصویر ذهنی ما از واقعیت، بیش از خود واقعیت نحوهی عملکرد ما را تعیین میکند. هر یک از ما دنیا را از دریچهی باورهای خود میبینیم.
آیا این به نظر شما شبیه به شعبدهبازی است؟ برای من هم همینطور بود تا اینکه در دبیرستان، دو ترم روانشناسی خواندم و در مورد اثر دارونما، اثر پیگمالیون و پیشگوییهای خودکامبخش آموختم. مطالعات در مورد این موضوعات، قدرت واقعی افکار و باورهای ما را نشان میدهد! اما باور چیست؟ اطلاعات آگاهانه و ناخودآگاهی است که ما آن را به عنوان واقعیت میپذیریم. «شرایط بیرونی زندگی فرد همیشه منعکسکنندهی باورهای درونی اوست» (جیمز آلن)
از نظر «رابرت دیلتز» باورها، قضاوت و ارزیابی درباره خود، دیگران و دنیای اطرافمان است. هر باور، یک الگوی فکری مبتنی بر عادت است. هنگامی که شخصی باور میکند چیزی صحیح است (خواه صحیح باشد یا نباشد)، با جمعآوری شواهدی برای اثبات آن باور به گونهای عمل میکند که گویی آن چیز حقیقت دارد، حتی اگر نادرست باشد.
باورها مانند پیشگویی خودکامبخش هستند و چنین عمل میکنند: باورهای شما بر هیجاناتتان، هیجانات شما بر اعمال شما و نیز اعمال شما بر پیامدی که مشاهده میکنید تأثیر میگذارند! بسته به نظام اعتقادی که دارید، هر طور شده زندگی خود را پیش میبرید. میخواهم متوجه شوید که هر اتفاقی در زندگی بیدلیل برای شما رخ نمیدهد! هر اتفاقی بازتابی از باورها، افکار و انتظارات شماست. اگر میخواهید زندگی خود را تغییر دهید، ابتدا باید الگوهای تفکر خود را تغییر دهید. حتی اگر باورهای اکثر ما از سالهای ابتدایی زندگی سرچشمه گیرند، بازهم میتوانیم آنها را دگرگون کنیم. هیچ کس نمیتواند باورهای شما را به شما تحمیل کند. همیشه این شما هستید که در نهایت اجازه میدهید باوری برای شما صادق باشد یا نه!
بله
























