نقد، بررسی و نظرات کتاب زانوی غم بغل نمی‌گیرم - کریس کار

مرتب‌سازی: پیش‌فرض
Z Abbasi
۱۴۰۴/۰۸/۱۰
نویسنده این کتاب که حدود دو دهه درگیر بیماری سرطان هست نگاهی جسورانه به دردهای عمیق زندگی داره درواقع اون به جای سرکوب یا پنهان کردن یا گفتن حرفهای انگیزشی و یا مربوط کردن به قضا و قدر و الهیات افراد رو به پذیرش احساسات طبیعی دعوت میکنه از نکات مثبت کتاب این هست که خود نویسنده سالها درگیر سرطان خودش و بعد پدرش و چالش‌هایی در زندگی بوده که کاملا ملموس و تجربی روایت میکنه و تمام مراحلی که برای درمان روحی و خودسازی طی کرده رو به خواننده نیز ارائه میکنه درواقع اون فقط‌ی مشاهده‌گر نبوده ولی به همین دلیل تمرکز اصلی نویسنده بر مقوله سرطان و مرگ پدر هست و به افرادی که بیشتر با این غم دست و پنجه نرم میکنند همزادپنداری میده مشابه کتاب "ظاهرا فقط برای من میبارد" از ملانی دیل که تمرکز نویسنده بر مشکل فرزنددارنشدن بود. مواردی از کتاب رو میشد خلاصه کرد ترجمه عالی بود استفاده از جملات تامل برانگیز در شروع هر فصل نیز زیبا بود.
آرمان ابراهیمی
۱۴۰۴/۰۸/۰۳
نویسنده، تو این کتاب سراغ یکی از سخت‌ترین تجربه‌های انسانی می‌ره: فقدان، اندوه، شکست و احساسات تلخ. اون روایت شخصی ش رو با تجربه‌های آدمای مختلف ترکیب کرده و می‌گه که پذیرفتن این احساسات – نه فرار ازشون – می‌تونه نقطهٔ شروعی برای رشد باشه. کتاب عنوانش هم تقریباً خلاصه ش می‌کنه: «من زانوی غم بغل نمی‌گیرم» یعنی نمی‌خوام همیشه تسلیم غم بشم، اما این مهمه که باهاش روبه رو شم. نقاط قوتزبان کتاب خیلی صمیمیه و روایتاً از دردها، ترس‌ها و شک‌ها صحبت می‌کنه که معمولاً جامعه شون رو سرکوب می‌کنه. کتاب فقط شعار نمی‌ده؛ تمرین‌ها و راهکارهایی داره که خواننده رو تشویق می‌کنه عمل کنه، نه فقط بخونه. ترجمه فارسی هم نسبتاً روان و درک شدنیه، طوری که آدم احساس نکنه با اثری خشکِ روان شناسی برخورد کرده. نقاط ضعفکتاب گه گاه کمی پراکنده به نظر می‌رسه؛ یعنی ممکنه از یه تجربه‌ی تلخ بری به یه آموزش و دوباره به خاطره ای، و این باعث بشه بعضی بخش هاش ریتم ش تا حدودی پایین بیاد. اگر انتظار داری یه راهنمای کامل درمانی باشی، ممکنه کتاب نیازت رو کاملاً پوشش نده؛ چون تمرکز بیشتر روی پذیرش احساسیه تا ارائهٔ نرم افزارهای دقیق روان شناختی. نتیجه گیریاگه این روزا با از دست دادن چیزی یا کسی دست وپنجه نرم می‌کنی، یا حس می‌کنی که احساساتت نمی‌ذارن زندگی کنی، این کتاب می‌تونه یه همراه باشه؛ رفیقی که می‌گه «بیا با هم این غم رو حسابی بغل کنیم و بعدش کاری کنیم که اجازه نده غم جلوی زندگی مون رو بگیره». امتیاز من بهش: ۸ از ۱۰
حسن پویش
۱۴۰۴/۰۸/۰۱
با مطالعه مختصر کتاب زانوی غم بغل نمی‌گیرم، برداشتم این است که:
کتاب‌ها از کتاب‌ها بوجود می‌آیند و با مطالعه هر کتابی، کسب تجارب بسیار مفید و مشکل گشا نصیب خواننده‌اش میشود که باعث رشد و تعالی و طی طریق زندگی پر از فراز و نشیب میگردد؛ البته لازم به ذکر است که در زندگی؛ سرعت و دقت و صحت ملازم هم هستند! و همچنین زندگی سراسر حل مسئله و هر مسئله یک راه حل و یا راه حل‌های مختلفی دارد.... و در نتیجه با مطالعه هر کتابی، شواهد کم نظیر تجارب عمر هر نویسنده به انسان‌های دیگر منتقل و اثر گذار؛ و گذر عمر اشخاص اهل مطالعه را پر ارزش و گرانبها، برای خودش و محیط پیرامون زندگی‌اش ایجاد می‌کند.
Hani
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
«این کتاب مثل یه آغوش آرومه وسط شلوغی و خستگیِ زندگی. نه شعار می ده، نه نصیحت می کنه فقط یادآوری می کنه که می تونی دوباره از نو شروع کنی، حتی اگه هزار بار شکست خورده باشی. جملاتش ساده ان، اما هر کدومش انگار مستقیم به قلب آدم می خورن. از اون کتاباست که موقع خوندنش، ناخودآگاه لبخند می زنی و ته دلت یه چیزی روشن می شه. نویسنده یادمون می ده زانو بغل نگیریم، حتی وقتی درد داریم؛ چون زندگی همینه، بالا و پایین داره، اما هنوز ارزش ادامه دادن داره. کتابی که نه فقط بهت آرامش می ده، بلکه یادت می اندازه خودت بزرگ ترین تکیه گاه خودتی
حامد جامه بزرگی
۱۴۰۴/۰۸/۰۳
فردی که این کتاب را می‌خواند و درک می‌کند، احتمالاً کسی ست که خودش طعم فقدان را چشیده، یا در آستانهٔ روبه رو شدن با آن است. نقد از نگاه چنین فردی، نه صرفاً تحلیل ساختار، بلکه واکاوی احساسی و عملی کتاب استکریس کار با صداقتی بی پرده، از احساساتی حرف می‌زند که معمولاً سرکوب می‌شوند: خشم، ترس، بی پناهی. - او به جای نسخه پیچی، مخاطب را دعوت می‌کند به پذیرش احساسات—نه برای غرق شدن، بلکه برای عبور کردن. - کتاب مثل آغوشی ست که نمی‌گوید "همه چیز خوب می‌شود"، بلکه می‌گوید "من هم اینجا بوده ام، بیا با هم عبور کنیم".
رضا قهرمانی
۱۴۰۴/۰۷/۳۰
تنها مرجعی که درین وانفسای گرانی و مشکلات اقتصادی هوای کتابخوانها رو داره کتابراهه هم با کتابهای رایگان هفتگی و هم تخفیف پنجاه درصدی و نکته اینجاست که کتابهایی هم که رایگان می‌کنه کتابهای ارزشمندی هستند نه کتابهایی که پی دی آف رایگانشون تو اینترنت موجوده واقعا کارشون قابل تقدیره و حتما خدا عوضشو میده بی تعارف عرض می‌کنم
رها rafiei
۱۴۰۴/۰۸/۱۲
، کتاب «زانوی غم بغل نمی‌گیرم» با ترجمه‌ بهناز ولی‌پور می‌تونه برای آن دسته از افرادی که در مواجهه با خودشون و احساساتشون دچار مشکل میشن، مفید و راهگشا عمل کنه هر فردی توی این شرایط یا حتی شرایط مشابه اون تصمیم می‌گیره چه برخوردی با خودش داشته باشه دقیقا موضوع اصلی این کتابه. تاکید این نویسنده‌ی پرفروش و پرمخاطب بر اصل پذیرش حاکی از اینه که دقیقا توی این شرایط پیچیده که شما باید به خودتون اجازه بدین حساتونو شفاف و روشن نشون بدین و از بروز هیچ حسی ممانعت نکنین
Roya
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
کتابی بسیار عالی برای اینکه یاد بگیریم چطور در دوران فقدان‌ها، گسست‌ها و فروپاشی‌های زندگی، دوباره بلند بشیم و چطور زانوی غم بغل نگیریم، هم داستانش زیباست و هم توصیه‌ها و تکالیف و پیشنهاداتش، واقعا هر کسی که داره یه دوره‌ای از بحران را تجربه می‌کنه، به نظرم خوبه این کتاب رو بخونه، ترجمه‌اش هم روان و عالیه و کلا کتاب دلنشین و آموزنده‌ای هست. تجربیاتش رو نویسنده خیلی زیبا بیان کرده. پسندیدم و پیشنهادش میکنم
مریم نوری
۱۴۰۴/۰۸/۲۰
خوب بود تجربه واقعی از یک زندگی بدون کلمه‌ای اضافه یا کم دقیقا تجربه یک عمر زندگی به خواننده منتقل میشه به این نکته به خوبی اشاره میکنه که پدر و مادر‌هایی که ناخواسته به فرزندانشون آسیب میزنن خودشون هم زمانی آسیب دیدن و همه ما فرصت و امکانات و معلومات کافی برای التیام زخم‌های روح خود نداشته ایم تشکر از خانم کریستین ارسال عشق و نور فراوان به کتابراهی‌های عزیز و نویسنده و تمام دست اندر کارا
محمدرضا اسفنجانی
۱۴۰۴/۰۸/۲۳
کل این کتاب اینه که وقتی با مشکلی مثل بیماری فوت طلاق بی پولی و….. برخورد میکنیم بین چالش چرا و چه کدام یک را ادامه دهیم پاسخ به سوالات چرا من بیمار شدم چرا فقیر شدم چرا همسرم به من خیانت کرد و چرا….. هیچ کمکی به شما نمیکند بلکه پاسخ به سوالات الان که بیمارم چه بکنم فقیر شدم چه کاری باید بکنم برای ادامه زندگی موثر است و به جای زانوی غم بغل کردن به انسان راهکارهای جذاب می‌دهد
الهه چمنی
۱۴۰۴/۰۱/۲۴
این کتاب ی مولتی ویتامین هست .برای وسواس فکری یا اندوه وفات کسی یا بیرون اومدن از،رابطه حتی برای خود عشق ورزی.اونقد توی هر خطش برای من نکته داست که سه بار خوندمش وحتما پیشنهاد نیکنم
راضیه جعفری
۱۴۰۴/۰۸/۲۵
یه جور کتاب انگیزشیِ مهربونه که بیشتر از نصیحت، حالت همراهی داره. کریس کار توش مثل یه دوست صبور حرف می‌زنه و سعی می‌کنه یادآوری کنه لازم نیست همیشه قوی باشیم. فضای کتاب لطیفه و یه آرامش ریزی تو دل آدم می‌ریزه. در کل کتابیه که وقتی حال آدم خرابه، مثل یه لیوان چای گرم می‌چسبه ولی نقطه‌ضعفش تکرار بعضی مفاهیمه
مجیدناجی
۱۴۰۴/۰۸/۲۵
سلام و عرض ادب کتاب زانوی غم بغل نمیگیرم روایتی از سرنوشت های بسیاری از افراد جامعه است که با سختی و مشکلات غریبه نیستند و به نوعی سختی و مشکلات و درد جز جدا نشدنی از این افراد است. احساس درد آن لحظات زندگی است که گذرا باشد این درد و سختی وقتی دائمی شود دیگر احساسات نام ندارد سرنوشتی وارونه است... ممنونم از کتابراه
فاطمه معماری
۱۴۰۴/۰۸/۰۲
تنها در مقدمش به اندازه ی نصف دیگر کتاب ها ارزش داره انسان همیشه در حال انجام دوتا کاره یا داره به فنا میره یا داره به فنا رفتنش و هندل میکنه ابراز احساسات به دیگران مهم نیست ولی اینکه درمورد احساسات با خودمون صادق باشیم یعنی یکاری رو کردیم که نصف بیشتر ادمای دنیا نمیکنن"اگه درد داره فقط بگو درد داری"
F Mahani
۱۴۰۴/۰۸/۲۸
داستان کتاب در مورد فردی است که سرطان دارد و پدرش رانیز در اثر سرطان از دست داده وبه خوبی آن لحظات سخت و جانکاه را بازگو میکند و پندهایی برای کنارآمدن با سختی ها، سوگ، فراق، فقدان میدهد که شعاری نیستند و خواننده رو ترغیب به خواندن ادامه کتاب میکند. ازکتابراه ممنونم که این کتاب رو رایگان دراختیارم قرار داد.
میثم تائبی
۱۴۰۴/۰۸/۲۲
ترجمه‌ی خوب بهناز ولی‌پور و مثال‌ها و توصیه‌هایی که در فرهنگ ایرانی قابل استفاده‌اند. توصیه می‌شود اگر به دنبال تقویت خودشناسی یا افزایش تاب‌آوری هستید، مطالعه این کتاب را در اولویت قرار دهید. این کتاب برای هر کسی که درگیر غم، فقدان یا چالش‌های روحی است گزینه‌ای آموزنده و مفید خواهد بود.
Ehsasi
۱۴۰۴/۰۸/۰۲
سپاس فراوان از کتابراه عزیز. هنوز همه کتاب را مطالعه نکردم وبا خواندن مختصری از آن می تواند کتاب خوب و مفیدی برای کسانی که به خود شناسی علاقمند هستند، باشد. و از کتابراه عزیز. برای کتابهای رایگانی که در اختیار علاقمندان قرار می دهد بی نهایت ممنون و سپاسگزارم. با آرزوی پیروزی روز افزون برای شما
نازنین شریفی
۱۴۰۴/۰۸/۱۸
قرار گرفتن در همچین موقعیتی بسیار سخت و طاقت فرسات مخصوصا اینکه ببینی چطور یکی از عزیزانت طی سالها رنج بیماری این دنیا را ترک میکند و تو با خود میگویی او چه لذتی از زندگیش برد چه چیزی جز درد و رنج نصیبش شد امیدوارم هرگز کسی این موقعیت برای خودش و خانواده‌اش پیش نیاید
علی حسینی
۱۴۰۴/۰۸/۱۳
نویسنده خیلی قشنگ توضیح می ده که چطور می تونیم با غم هامون کنار بیایم به جای اینکه ازشون فرار کنیم. لحنش آرومه ولی پر از نکته ست، آدم حس می کنه داره با یه دوست باتجربه حرف می زنه. اگه دنبال کتابی هستی که کمکت کنه خودت رو بهتر بشناسی و از درون قوی تر شی، این یکی رو از دست نده
عباس عبدالمالکی
۱۴۰۴/۰۸/۰۱
با خواندن این کتاب آدم حس خوبی پیدا میکنه و در ما امیدی باقی نمیمونه. واگر غمی به سراغش میاد مخصوصاً از دست دادن کسی می‌دونه که آخر کار نیست و این اتفاق طبیعی است و باید راه ادامه پیدا کنه که زندگی سرشار از پستی و بلندی هاست
مهدی هادی پور
۱۴۰۴/۰۸/۰۱
کتاب ارزشمندی هست که به نظرم هر فرد حداقل یکبار باید بخونه، اهمیت احساسات و مدیریت انها، توضیح همه چیز و راهکار‌های اون، تمام این‌ها، داستانی عالی را تشکیل دادند. این کتاب از کتاب‌های عالی هست که موقع اظراب و اندوه به شما کمک میکنه.
متین کرمی
۱۴۰۴/۰۸/۲۷
کتاب لحن مهربان و روشنی داره و همین باعث میشه حرف‌هاش مستقیم روی حال آدم بنشینه. بیشتر مثل یک همراه روحیه‌ساز عمل می‌کنه تا یک کتاب خشک انگیزشی. اگر دنبال نگاه آرام‌تر و مهربان‌تری به زندگی باشی، حرف‌های کتاب آروم و تأثیرگذارند.
alireza golmohammadi
۱۴۰۴/۰۸/۲۹
این کتاب مثل یه دوست پرانرژی و بی‌حاشیهست که میاد مستقیم سراغ اصل مطلب. کریس کار با یه نگاه صریح و بی‌پرده به ما یادآوری میکنه که نشستن و غصه خوردن برای مشکلات، هیچ چیزی رو حل نمیکنه و باید بلند شد و اقدام کرد.
آساره
۱۴۰۴/۰۸/۲۶
مطالعه کتاب نکات مفید جدیدی ندارد و تکرار آموزه‌های روزمره که به طور مداوم می‌شنویم نویسنده سعی کرده داستان زندگی و مبارزات خودش با مشکلات و بیماری به تصویر بکشه قابل تحسین است ولی مطالب در کلیات معمولی بود
Behrooz Yaghoubzadeh
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
کتاب «زانوی غم بغل نمی‌گیرم» واقعاً کمک می‌کنه آدم یاد بگیره چطور توی سختی‌ها قوی‌تر باشه. لحنش صمیمیه و حس می‌کنی یکی داره از تجربه واقعی خودش حرف می‌زنه، نه شعار. برای وقتایی که حال روحیت پایینِ، خوندنش آرامش‌بخشه.
R.rostami
۱۴۰۴/۰۸/۲۵
کتابی انگیزشی، صمیمی و واقع‌بینانه که حس امید و قدرت می‌ده. لحن ساده و روان نویسنده باعث می‌شه راحت با حرف‌ها ارتباط بگیری. جملات الهام‌بخش و نکته‌های کاربردی‌اش واقعاً تأثیرگذاره.
najmeh nouri
۱۴۰۴/۰۸/۱۳
هنگام مطالعه کتاب انگار داری تجربیات خودت رو میخونی و میفهمی تجربیات حسی‌ای که داشتی مختص تو نبوده و عمومی هست و عذاب وجدانهایی که داشتی کم میشه و خودت رو در مسیر درستی میتونی قرار بدی.
الهه
۱۴۰۴/۰۸/۰۲
عالی بود و مفید احساساتی که همه ما داریم و در واقعی جزء جداناپذیر از وجودمان است و راهکاری برای مواجه و کنترل آن‌ها نمی‌شناسیم و این کتاب به شناخت و مدیریت این احساسات می‌تواند کمک کننده باشد
میلاد
۱۴۰۴/۰۷/۳۰
این کتاب پر از تجربیات، تمرین‌ها و بینش‌های واقعی است که می‌تواند به شما کمک کند احساس بهتری داشته باشید (نه اینکه درمان شوید، بلکه احساس بهتری داشته باشید.)
مریم
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
دیدگاه زیبا و هوشمندانه نویسنده خیلی به من کمک کرد تا واقعا با هر مسئله‌ای غمگیم نشم و خیلی هم برای دختر نوجونم مفید بود، تغییر نگاه به مسائل راهکار جالب و کاربردی هست
art ghezzi
۱۴۰۴/۰۹/۰۸
بسیار کتاب فوق العاده و واقعی هست... نکات بسیار ارزشمندی دارد نویسنده با الهام از زندگی خود و نحوه برخورد با احساسات و هیجانات که تجربه کرده نوشته است
عبدالصمد پوربهی
۱۴۰۴/۰۸/۲۲
اگر به‌دنبال کتاب‌هایی هستید که کمتر صرفاً «موفقیت» و «پیشرفت» را تبلیغ کنند و بیشتر به واقعیتِ احساسات انسانی بپردازند، این گزینه مناسبی است
حنانه
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
«کتاب رو خوندم، حس کردم نویسنده خیلی صادقانه از تجربه‌هاش گفته. بعضی جاها تکراری بود، ولی پیام اصلیش که نباید غم رو همیشه با خودت حمل کنی، به دلم نشست.»
Mary B
۱۴۰۴/۰۸/۰۵
«کتاب «زانوی غم بغل نمی‌گیرم» با زبانی ساده و صمیمی، به ما یادآوری می‌کند که پذیرش تمام احساسات، حتی غم و اندوه، بخش مهمی از مسیر رشد و آرامش درونی است.
محمد رضا شاهزیدی
۱۴۰۴/۰۷/۳۰
واقعا لذت بردم خط سیر داستانی جذابی داشت و باعث میشه که به دنیای غم و اندوه و ترس نگاه واقع بینانه تری داشته باشی
Ahmad Mirlashari
۱۴۰۴/۰۸/۲۲
سلام چه گونه با سختی های زندگی و اطراف ناشی از آن زندگی کرد ترس از مرگ عزیز و اضطراب ناشی از آن در حالی که خود سرطان داری و سایه مرگ
مهدی ر
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
کتاب فلسفی بسیار زیبا متن روان از هیجان و شادی تا غم لحظات اشک بار مدیریت زمان ترجمه گیرا و روان پیشنهاد یک بار خوندن رو داره
ناهید عزیززاده
۱۴۰۴/۰۸/۰۳
من هنوز کتاب را تمام نکردم ولی تا اینجا که خواندم خیلی ساده وروان بود برای کسانی که در پذیرش و مدیریت احساسات مشکل دارن، جالب بود
حسین مؤیدی
۱۴۰۴/۰۸/۰۲
با درود از نظر من که یک مرد هستم و با ریمل آشنایی ندارم عیب محسوب میشه که نویسنده مخاطبان خود را زنها و دختران حساب کرده
بابک جان
۱۴۰۴/۰۸/۰۱
سلام کتابراه عزیزم یه دنیا ممنونم لطف داری کتاب میخونم و نظرم و میگم حتما انتخابت عالیه کتابراه عزیزم
ترنم سرو
۱۴۰۴/۰۸/۲۲
ژانر نوجوانانه بودن کتاب ممکن است برای مخاطب بزرگسال یا کسی که منتظر موضوعات سنگین‌تر یا پیچیده‌تر است، جالب نباشه
یاسمن شاد
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
مطالعه این کتاب رو به تمام کسانی که در زندگیشون به نوعی با چالشی سخت دست و پنجه نرم میکنن؛ توصیه میکنم
A Am
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
کتاب فوق العاده ای هست که هرکسی که درگیر اضطراب و اندوه هست حتما باید بخونه و نویسنده از تجربه های شخصی خودش میگه
آذین امینی
۱۴۰۴/۰۸/۰۳
طریقه مبارزه با سوگ و از دست رفتگی‌های زندگی رو به زیبایی بیان کرده. ممنون از کتابراه بابت رایگان کردنش.
سمیه امیری
۱۴۰۴/۰۷/۳۰
سلام ممنون از کتابهای خوبتون اگر امکان داره کتابهای صوتی رایگان بیشتر بگذارید با تشکر
Omid
۱۴۰۴/۰۸/۲۹
اسمش جذبم کرد چون بعضی وقتا واقعا گذشته اذیتم می‌کنه. بعد از خوندن احتمالا نظرم رو کامل می‌کنم
Sargol shokerzadeh
۱۴۰۴/۰۸/۲۳
میکه هیچ وقت نباید احساستو روپنهان کنی نباید ضعف بدونی باید اونجوری که حست میگه نشون بدی خوشم اومد
س س
۱۴۰۴/۰۸/۲۲
یه کتاب درباره هیجان ها اگر به جای شادی، به غم هم فرصت بدیم و اونم قبول کنیم چه اتفاقی میوفته؟
تینا
۱۴۰۴/۰۸/۱۸
کتاب امید بخشی هستش و به آدم انگیزه میده این امید و انگیزه حتی از اسم کتاب هم مشخصه
a.asgari
۱۴۰۴/۰۸/۲۵
مجموعه ای الهام بخش از نوشته های انگیزشی با ترجمه روان؛ حس امید و حرکت می دهد.
1 2 >>
👋 سوالی دارید؟