اگر در مدیریت و رهبری تیم به مشکل برخوردهاید، کتاب کوچینگ تیم و سازمان همان قطعهی گمشدهای است که مدتها به دنبالش بودهاید. مارک ساموئل پس از 35 سال کار با 1400 تیم، به نتایجی شگفتانگیز دست یافت. با خواندن این کتاب پرفروش والاستریت ژورنال و یواسای تودی اشتباهات رایج دیگر مدیران را تکرار نمیکنید و ایدههای جدید و نوآورانهای را در تیم خود پیاده میکنید.
دربارهی کتاب کوچینگ تیم و سازمان
به نظر شما قعطهی گمشدهی یک تیم چیست؟ مسئولیتپذیری اعضای تیم، اهداف مهم و والا، نتایج درخشان، توسعهی برنامهها، مدیریت درجهیک یا... . مارک ساموئل (Mark Samuel) 35 سال با سیهزار فرد در 1400 تیم در بیست کشور همکاری کرد تا قطعهی گمشدهی تیم را پیدا کند. او نهتنها توانست 5/97 درصد از این تیمها را به نتایج موفقیتآمیز برساند؛ بلکه موفقیت آنها را تا حدی ثابت نگه داشت. اما او چگونه توانست به چنین خروجی شگفتانگیزی دست پیدا کند؟ او چند کتاب در حوزههای مختلفی چون مسئولیتپذیری سازمانی و تیمسازی نوشته است و بهخوبی میداند که یک تیم خوب با عملکرد عالی چه ویژگیهایی دارد. در کتاب کوچینگ تیم و سازمان (Reimagine Teams)، مارک به همراه سارا ساموئل نتایج تجربیاتش را در اختیار مخاطبان قرار میدهد.

ساموئل در ابتدا داستانهایی را از تجربیات واقعی خودش بازگو میکند؛ البته با حذف یا تغییر نام اشخاص حقیقی و حقوقی. احتمالاً اگر رهبری و مدیریت یک تیم را بر عهده داشته باشید، یکی از موقعیتهای کتاب کوچینگ تیم و سازمان را تجربه کردهاید. تعارض و تضاد در جلسات یک تیم امری طبیعی است؛ اما حل این تعارضات به چه روشی امکانپذیر است؟ مارک ساموئل معتقد است که روشهای سنتی در تیمسازی مؤثر نیستند و تیمهایی میتوانند بهترین نتایج را به دست آورند که در روشهای کنونیشان تجدید نظر کنند. او پیشنهاد میدهد در اولین قدم فرهنگ تیم را تغییر دهید؛ آنهم در دو روز! چنین کاری با تغییر ذهنیت اعضای تیم و ایجاد رفتارهای جدید برای رسیدن به نتایج تجاری بهتر امکانپذیر خواهد بود. همچنین رویکردی که در جلسات تیمی اتخاذ میکنید، اهمیت بسیار دارد. مارک و سارا ساموئل عقیده دارند که بهاشتراکگذاری اطلاعات تا زمانی خوب است که به حل مشکلات و نواقص تیم منجر شود؛ وگرنه به هیچ نتیجهای نخواهد رسید.
کتاب کوچینگ تیم و سازمان باعث میشود که یک تیم فوقالعاده را بسازید که در آن اعتماد، رشد، موفقیت و حمایت حرف اول را میزند. تیمی که بهترین عملکرد را دارد و مایهی غبطهی دیگر تیمهاست. انتشارات گیوا این کتاب را با ترجمهی محمدرضا ترابیان روانهی بازار کرده است.
جوایز و افتخارات کتاب کوچینگ تیم و سازمان
- کتاب پرفروش والاستریت ژورنال
- قرار گرفتن در لیست ده کتاب پرفروش یواسایتودی
نکوداشتهای کتاب کوچینگ تیم و سازمان
- کتاب کوچینگ تیم و سازمان تفکر مرا دربارهی سازوکارهای تیم بهکلی تغییر داد. با مثالهای جذاب و تأملبرانگیز مارک ساموئل، حالا تیم ما به یک روش جدید برای رسیدن به موفقیت گسترده و دائمی رسیده است. این کتاب باعث میشود که مدیران به جای فکر کردن به موضوعات پیشپاافتاده، به مهمترین مسائل کسبوکارشان بیندیشند. (جیمی، یکی از مدیران ارشد استودیوی پیکسار)
- کتاب کوچینگ تیم و سازمان به من کمک کرد که ارتباط مهم اهداف کسبوکار و راههای رسیدن به این اهداف را درک کنم. من این کتاب را به همهی مدیران و رهبران تیمها که میخواهند به نتایجی باورنکردنی دست یابند، پیشنهاد میکنم. (لورنزو گاراویتو، بنیانگذار و مدیر آیریش بانک)
- مطالعاتی که در کتاب کوچینگ تیم و سازمان مطرح شدهاند به من کمک کردند که روشهای مارک ساموئل را در تیم خودم پیاده کنم. مطالعهی این کتاب برای هر رهبری که قصد تمرکز بر یک هدف کلی را دارد، ضروری است. (باب فرانسن، مدیر ارشد مرکز اتمی گرند گُلف)
کتاب کوچینگ تیم و سازمان برای چه کسانی مناسب است؟
مارک ساموئل کتاب کوچینگ تیم و سازمان را برای رهبران تیم، تسهیلگران، مدیران اجرایی و فعالان حوزهی کوچینگ نوشته است.
در بخشی از کتاب کوچینگ تیم و سازمان: قطعه گمشده در تیم سازی جهت کسب نتایج موفق میخوانیم
تام، مدیر ارشد اجرایی سازمان تولیدی چندملیتی از ابتدای فصل، بهشدت نگران بود که فقط هجده ماه فرصت دارد تا بخش خود با بیش از شصت کارخانهی تولیدی را در هفده کشور متمرکز کند. او اکنون با شصت نفر از اعضای تیم رهبری بزرگ مدیریت ارشد و میانی از سراسر جهان روبرو بود. این تعداد قطعاً بالابود و او نسبت به مؤثربودن آن چندان مطمئن نبود. تیم مدیریت میانی با استفاده از فرایندهای گروهی کوچک، تصویر واضحی از موفقیت را برای هدایت تغییر به سمت تمرکز ایجاد و اعضا با آن موافقت کردند. آنها همچنین بیست عادت تیمی ایجاد کردند که نحوهی برنامهریزی پروژههای مختلف را در زنجیرهی تأمین، نحوهی حل فراگیر مشکلات به روشی عملی در مناطق زمانی و نهادهای متعدد، نحوهی تصمیمگیری بدون مراجعه به مدیریت ارشد، اشتراکگذاری مؤثر اطلاعات و برقراری چندین ارتباط در یکزمان را توضیح میدادند.
علاوه بر این، ما پروژههای اصلی لازم برای ایجاد تغییر و همچنین بزرگترین نگرانیها و چالشهای تکمیل آن پروژهها را با برنامههای بازیابی شناسایی و برنامهریزی کردیم. ما آنها را مجبور به بازیکردن نکردیم و همچنین آنها را مجبور نکردیم که دررابطهبا روابط تیمی خارج از چیزی که برای توسعهی عادتهای تیمی جدید لازم بود، بحث کنند. آنها در پایان این سه روز نهتنها نسبت به مراحل بعدی آگاه بودند، بلکه یک ساختار جلسهای مشخص را برای اطمینان از پاسخگویی، حل مشکل و تصمیمگیری ایجاد کرده بودند. تام در روز آخر به من گفت این اولین باری بود که او در یک برنامهی تیمسازی شرکت که تنها بر شکل اجرای تیم جهت رفع چالشهای تجاری واقعی در هر مرحله از فرایند بود تمرکز داشت. اعضای تیم بهجای تمرکز بر روابط، از نتایج موردنظر خود بهعنوان یک تیم برای تعریف روابط تیمی خود استفاده کردند.
بله






















