کتاب خلق تیمهای هوشمند با کوچینگ دربارهی RSI یا سیستمهای ارتباطی هوش و راههای ارتقای آن در یک نظام روابط انسانی بحث میکند. آن رود و مریتا فریجون روشهای رهبریِ مبتنی بر هوش جمعی و خلاقیت را بهعنوان مزیت رقابتی تیمها و سازمانها معرفی میکنند.
دربارهی کتاب خلق تیمهای هوشمند با کوچینگ
کتاب خلق تیمهای هوشمند با کوچینگ (Creating Intelligent teams) نوشتهی آن رود (Anne Rød) و مریتا فریجون (Marita Fridjhon)، بر روی مفهوم هوش جمعی و ارتقای آن از طریق کوچینگ تمرکز دارد. این کتاب یک راهنمای عملی است که رهبران و تیمها را قادر میسازد تا عملکرد تیم را با بهرهبرداری از هوش ذاتی و پتانسیل سیستمهای روابط انسانی تسریع ببخشند. نویسندگان با بررسی چالشهای پیش روی رهبران، تیمها و سازمانهایی در قرن بیستویکم این موضوع را شروع و سپس مخاطب را با Snøhetta، سازمانی موفق در زمینهی معماری که فرهنگ و عقاید آن، منعکسکنندهی اصول RSI است، آشنا میکنند.
مریتا فریجون از طریق کار گستردهی خود با سیستمهای روابط انسانی، دریافته است که چیزی در تعاملات انسانی وجود ندارد، مگر آگاهی و قدردانی از خود رابطه. او به دقت آنچه را که در روابطْ مثبت و کاربردی به نظر میرسد مطالعه کرده تا بتواند قدم به قدم RSI یا سیستمهای ارتباط هوشی را توسعه دهد. RSI در روانشناسی، هوش، رهبری و نظریهی سیستمها پدیدار میشود و مجموعهای از تکنیکهای مؤثر را برای غلبه بر چالشهای جهانی، پیش روی سیستمهای روابط انسانی قرار میدهد.
باید توجه کنیم که تحت تاثیر روابط بین انسانها قرار داریم و هر یک از ما بخشی از این سیستم هستیم، از این رو نگاه ما شروع به تغییر خواهد کرد. ما در تعامل با دیگران سعی میکنیم روابطمان را بهبود ببخشیم و در این راه، عواملی را مورد ارزیابی قرار میدهیم تا بفهمیم چه چیزی موثر است و چه چیزی موثر نیست. همانطورکه ظرفیت و توان ما برای خواندن و درک سیستمهای درهمتنیدهی روابط افزایش مییابد، بخش سیستمهای ارتباطی هوش ما (RSI) نیز تقویت میگردد.
مزیت رقابتی برای تیمها و سازمانهایی که میخواهند در قرن بیست,یکم موفق شوند، رهبری به روشهایی است که هوش جمعی و خلاقیت را در هر سیستم روابط انسانی، زنده و بیدار میکند. کتاب خلق تیمهای هوشمند با کوچینگ به این هدف نوشته شده که این هوش جمعی را در سازمانها توسعه بخشد و راههایی بیابد که پتانسیل مولد ذاتی آنها را آزاد کند. آن رود و مریتا فریجون برخی عوامل موثر بر خلق تیمهای هوشمند را ترویج اعتماد، تعهد، ارتباطات، حل مسئله، حمایت و مسئولیتپذیری در سازمان میدانند. حال این سوال مطرح میشود که نقش کوچینگ در این فرآیند چیست. کوچینگ روند هوشمندسازی تیمها را تسریع و مثل یک کاتالیزور به بهبود عملکرد افراد گروه کمک میکند. یک هدایتگر و کوچ ماهر میتواند راهنمای افراد باشد تا نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند، اهداف خود را تعیین کنند، برنامهای برای رسیدن به این هدف بیابند، بر چالشهای غالب شوند و در نهایت به ارزیابی عملکرد خود بپردازند.
با تمرین تدریجی مهارتها و شایستگیهای معرفی شده در کتاب خلق تیمهای هوشمند با کوچینگ، میتوانیم RSI را در تیم خود فعال کنیم و تیممان را به سمت عملکرد بالاتری به پیش برانیم.
کتاب خلق تیمهای هوشمند با کوچینگ با ترجمهی محمدرضا ترابیان اصفهانی، امیرمهدی ترابیان اصفهانی و ستوده ترابیان اصفهانی از سوی نشر گیوا روانهی بازار شده است.
کتاب خلق تیمهای هوشمند با کوچینگ برای چه کسانی مناسب است؟
مدیران و رهبران و همچنین اعضا سازمانها با استفاده از روشها و تکنیکهای ارائهشده در کتاب خلق تیمهای هوشمند با کوچینگ، به توسعهی کسبوکار خود کمک میکنند.
در بخشی از کتاب خلق تیمهای هوشمند با کوچینگ: پیشرو با سیستم ارتباط هوشمند میخوانیم
یک تیم دانمارکی، تمام روز برای رسیدگی به مسائل مختلف سخت کار کرده بود. یکی از اعضای تیم روز را با این سوال آغاز کرده بود که آیا آنها یک تیم هستند یا خیر و اگر چنین است برای چه هدفی تیم را ایجاد کردهاند. در طول روز، آنها جنبههای بسیاری از این سوالات را بررسی کرده بودند. همانطورکه به ساعت 6 بعدازظهر نزدیک میشدیم، تیم کاملاً در راستای دیدگاه تیمی، اهداف و اقدامات لازم خود را تعیین کرد. همان عضو تیم که آن روز صبح، شک خود را مطرح کرده بود، مردی حدوداً 50 ساله، از روی صندلی خود به عقب خم شد و گفت: "اینها خیلی خوب است، اما آیا ما واقعاً یک تیم هستیم؟" یک حسرت و دریغ غیرقابلمشاهدهای در سرتاسر گروه پیچید و یأس وناامیدی در چهرهی سرپرست که یک خانم بود، آشکار شد. انگار گفت: دوباره نه! ما تمام روز را صرف این کار کردهایم.
زمان آن فرا رسیده بود که به سیستم تیم و هوش ذاتی آن، تکیه کنیم. ما با نام بردن از حوزهی احساسی شروع کردیم: "به نظر میرسد هنوز در تیم، اختلافنظر وجود دارد، مسئلهای در موقعیتی که توضیح داده نشده، یا به آن پرداخته نشده، رها شده است." با باور به VOS و اینکه چیزی میخواهد اتفاق بیفتد، از هر یک از اعضای تیم دعوت شد، تا درمورد آنچه که فکر میکردند بعداً لازم است، صحبت کنند. همانطورکه مشخص شد، همهی آنها احساس میکردند که آماده هستند تا بهعنوان یک تیم به کار خود ادامه دهند و با مسائلی که در طول روز شناسایی کرده بودند، کار کنند - همه به جز یک نفر.
بله






















