کتاب هوسرل: راهنمای سرگشتگان نوشتهی متیسون راسل مقدمهای جامع بر فلسفه ادموند هوسرل، شخصیتی کلیدی در توسعه پدیدارشناسی مدرن است. این کتاب در یازده فصل تدوین شده و در هر فصل بر جنبههای مختلفی از پدیدار شناسی و دیدگاه هوسرل در این زمینه تمرکز دارد.
دربارهی کتاب هوسرل: راهنمای سرگشتگان
در علم فلسفه، مفاهیم اندکی وجود دارند که به اندازهی مفهوم پدیدارشناسی فیلسوف و اندیشمند معروف ادموند هوسرل شناخته شده باشند. پدیدهشناسی یا فلسفه پدیدارشناسی به مطالعه و تحلیل ظواهر و پدیدههای موجود در واقعیت میپردازد. این حوزه از فلسفه به سراغ نحوهی ظاهر شدن و ظاهر ماندن موجودات، ایدهها و وقایع در دنیای مادی و روحانی میرود. یکی از اصول اصلی این نوع فلسفه، تحلیل ساختارهای ظاهری، تفسیر نمادها و علائم و بررسی روابط بین ظواهر و حقایق عمیقتر است. این جنبش فلسفی در ابتدای قرن بیستم میلادی توسط ادموند هوسرل بنا شد و سپس توسط تعدادی از یاران و شاگردان او در دانشگاه گوتینگن و لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ در آلمان گسترش یافت. کار او تأثیر عمیقی بر نحوه درک و رویکرد ما در مطالعهی این مبحث پیچیده داشته است؛ با این حال، کاوش در ایدههای او میتواند کاری به شدت سخت و دشوار باشد، به ویژه برای کسانی که تازه با این موضوع آشنا شدهاند. اینجاست که کتاب هوسرل: راهنمای سرگشتگان (Husserl: A Guide for the Perplexed) نوشتهی متیسون راسل (Matheson Russell) به کمک علاقهمندانِ فلسفه میآید.

این کتاب متشکل از یازده فصل است و هر کدام از فصول این کتاب به بررسی جنبهای مختلف از فلسفه هوسرل میپردازد. فصل اول شامل یک معرفی از دیدگاه هوسرل و استدلالهای او علیه روانشناسیگرایی است. در این بخش راسل یک دید کلی از زمینه و ایدههای کلیدی خود به مخاطبان ارائه میدهد. فصلهای بعدی به قلب فلسفه هوسرل میزنند و به بررسی موضوعاتی مانند علوم ایدتیک، فلسفهی استعلایی، ساختار قصدیت، شهود مقولی، زمان آگاهی و اگو و خودبودگی میپردازند.
یکی از مفاهیم کلیدی که متیسون راسل در این کتاب دربارهی آن سخن به میان آورده است، نظریه قصدیت هوسرل است. هوسرل معتقد است که آگاهی همیشه همسو با نیات ما هدایت میشود. به گفته هوسرل، تجارب ما همیشه در ارتباط با اشیاء موجود در جهان ساختار یافتهاند و از طریق این اعمال آگاهانه است که ما به شناخت و درک جهان پیرامون خود میرسیم.
متیسون همچنین به تئوری زمان هوسرل نیز میپردازد که جنبه مرکزی پدیدارشناسی اوست. هوسرل استدلال میکند که تجربه ما از زمان یک توالی خطی از لحظات نیست، بلکه ساختاری پیچیده و پویاست که شامل خاطرات گذشته، تجربیات حال و پیشبینیهای آینده میشود. هوسرل با بررسی تجربه خود از زمان بر این باور بود که ما قادریم به ماهیت خودآگاهی بینشی دست یابیم.
یکی از نکات قوت کتاب راسل، توانایی روشنسازی مفاهیم پیچیده بدون سادهسازی آنها است. او در تجزیه و تحلیل ایدههای دشوار به شکلی قابل درک، عالی عمل کرده و این باعث میشود که فهم جزئیات پدیدارشناسی هوسرل برای خوانندگان سادهتر باشد اما با این وجود این کتاب بیشتر مناسب افرادیست که پیشزمینهای دربارهی مفاهیم فلسفی و پدیدارشناسی داشته باشند.
این کتاب به همت مجید مرادی سهده به فارسی ترجمه و توسط انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است.
در نکوداشت کتاب هوسرل: راهنمای سرگشتگان
- کتاب هوسرل: راهنمای سرگشتگان مقدمهای فصیح و موجز بر فلسفهی هوسرل است که برای دانشگاهیان و هر دانشجوی فلسفهای که میخواهد دانستههای خود را در مورد فلسفه هوسرل افزایش دهد، مناسب است. متسون راسل در این کتاب تجزیه و تحلیل کاملی از موضوعات اصلی هوسرل ارائه میدهد. (دکتر کاموران گودلک)
کتاب هوسرل: راهنمای سرگشتگان برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای علاقهمندان به فلسفه که مایلند بیشتر با نظریات و ایدههای هوسرل در زمینهی پدیدار شوند، مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب هوسرل: راهنمای سرگشتگان میخوانیم
برداشت هوسرل از شناخت علمی از ملاحظهای تماماً کانتی آغاز میشود: «شناخت طبیعی با تجربه آغاز میشود و در گسترهی تجربه باقی میماند». ایدهی «تجربه» (Erfahrung) به همان اندازه برای هوسرل کانونی است که برای کانت. هر دو این اندیشمند تجربه را بهمثابهی سنگ محکِ حقیقت علمی ستودهاند: تجربه آن چیزی است که پیشمفهومها و نظریههای ما را تأیید یا رد میکند. آنچه ما در شناخت طبیعی کشف میکنیم همانا «جهان» است؛ یعنی تمامیت ابژههای متفرد که به احتمال میتوانند به تجربه درآیند. جهان که تمامیت ابژههایی چنین را در بر میگیرد، همان چیزی است که هوسرل «واقعیت» (Realität) میخواند. علوم [مختلف] تمامیت ابژههای واقعی را میان خود تقسیم میکنند. بنابراین، به هر علم نوعی «ابژه - حوزه» (Sachgebeit) تعلّق میگیرد؛ «ابژه - حوزه»ای که هر علم، از طریق تجربهی مستقیمِ خودِ آن ابژهها، یعنی از طریق مشاهده و آزمون، به دنبال توصیف و فهم آن است. فیزیک، شیمی، زیستشناسی، روانشناسی، جامعهشناسی، انسانشناسی و دیگر علوم، هر یک، واجد حوزهی منفکِ ویژهی خود از ابژههایند که هر یک از این علوم پیرامون آنها تحقیق میکنند و تا آن جا که نتایجشان را از طریق تجربهی مستقیم تأیید کنند، شایستهی عنوان علم متقناند. این علوم که ابژهشان انواع مختلفِ ابژههای یافتشده در تجربه است، «علوم طبیعی» یا «تَجربی» خوانده میشوند. این علوم علومِ [مربوط به] «امر واقع»اند.
با این همه، هوسرل چنین لحاظ میکند که هر ابژهی متفرد، علاوه بر خصلتهای فیزیکی و نسبتها و دیگر امور توصیفپذیر، واجد نوعی «مفهوم»، یا دقیقتر، واجد نوعی «ذات» (Wesen) است. یعنی هر ابژهی متفرد که ما در جهان مییابیم، این یا آن چیز است؛ برای مثال، این یک گربهی سیامی است [و] آن یک اتم کربن و آن یکی یک سنگ آتشفشانی. ذوات همان چیزهایی هستند که ما، به هنگام پاسخ گفتن به پرسش «این چیست؟»، در قالب نام میآوریمشان: یک «ذات» صرفاً به مثابهی «چهایِ یک امر متفرد» تعریف میشود (یک «امر متفرد» ابژهای منفرد، یعنی ابژهای جزئی [و] غیر - جامع است).
بله
















