نقد، بررسی و نظرات کتاب تسلیم نشو یومی چانگ! - جسیکا کیم
علیرضا غفوری
۱۴۰۳/۰۱/۱۶
454
از اونجایی که رنگ های قرمز و زرد رو دوست دارم، با اولین نگاه مجذوب جلد کتاب شدم. بعدش شروع کردم به خوندن کتاب. من کلا خیلی کم رمان و داستان میخونم. بیشتر به کتاب های روانشناسی موفقیت علاقه دارم. چون دوست دارم رشد کنم. اما با خوندن این کتاب متوجه شدم تنها راه رشد، خوندن کتاب هایی مثل عادت های اتمی و چگونه کمال گرا نباشیم نیست، آدم میتونه از خوندن کتاب داستان کلی درس بگیره و رشد کنه. و اینکه آدما میتونن لطائف و نکات و ترفند های موفقیت و رشد شخصی رو در قالب داستان بیان کنند. یکی از چیزایی که باعث شد تا از اول تا آخر کتاب رو یه نفس بخونم این بود که به طنز و استندآپ کمدی علاقه دارم. نویسنده جوری نوشته که ب دجوری احساس همذات پنداری میکنی با یومی. تا حالا با شخصیت یه دختر احساس همذات پنداری نداشتم همیشه وقتی کتاب میخوام بخرم، بین ترجمه های مختلف میگردم ببینم با کدوم بیشتر حال میکنم. اگه تو هم مثل منی با خیال راحت خوندن رو شروع کن چون من واقعا از ترجمه مترجم لذت بردم. من که عاشق این کتاب شدم و دوباره هم میخوام بخونمش.
این کتاب یک رمان گروه سنی، حدود۹ تا ۱۲ ساله؛ اما موضوعاتش فقط مخصوص بچه ها نیست و درباره ی هویت، خانواده، اعتماد به نفس و دنبال کردن رؤیاهاس یومی دختری ۱۱ ساله، خجالتی و کره ای تباره که عاشق استندآپ کمدیه. خانواده اش یک رستوران کره ای دارن و به خاطر مشکلات مالی، از یومی انتظار دارن در درس موفق شه و با گرفتن بورسیه به خانواده کمک کنه. در مقابل، رؤیای واقعی یومی اینه که کمدین شه. اتفاق اصلی زمانی رخ می ده که یومی به طور اتفاقی وارد یک اردوی آموزش کمدی می شه؛ که توسط کمدین محبوبش برگزار میشه. اما برگزارکنندگان اونوبا دختر به نام «کِی ناکامورا» اشتباه می گیرن و یومی هم از ترس اینکه فرصت رؤیایی اش را از دست بده، حقیقت را نمیگه. همین دروغ کوچک کم کم تبدیل به یک زندگی دوگانه میشه نقاط قوت کتاب۱. شخصیت یومی واقعاً قابل لمسه. یومی قهرمان بی نقص نیس، اشتباه می کند، میترسه، دروغ میگه و گاهی تصمیم های بد میگیره. همین باعث میشه رشد شخصیتش باورپذیرتر باشد. محور اصلی داستان اینه که یومی کم کم یاد میگیره صدای خودش را پیدا کنه رابطه ی یومی با خانواده اش سیاه وسفید نیست. یکی از بخش های خوب کتاب اینه که والدین یومی صرفاً «والدین سختگیر و مخالف رؤیاها» نیستن. نگرانی اونا درباره آینده ی دخترشان با مشکلات مالی خانواده و تجربه ی زندگی مهاجرتی گره خورده. در نتیجه، کتاب تلاش میکنه هم خواسته های یومی و هم نگرانی های والدینش را نشان بده ۳. موضوع «خودت باش» را خیلی مستقیم اما مؤثر مطرح میکنه. یومی اول فکر میکنه برای اینکه بتونه کمدین بشه، باید از انتظارات دیگران فرار کنه. اما مسیر داستان بیشتر به سمت این میره که او بتونه هم خودش باشه و هم رابطه اش با خانواده را دوباره تعریف کنه؛ اما ضعف کتاب خوب دروغگویی پنهان کاری از خونواده س
سلام من گلسا هستم و 11 سالمه من از این کتاب خیلی خوشم اومد و روزی چند صفحه میخونم و چیز های زیادی یاد میگیرم برای مثال من یاد گرفتم اعتماد به نفس داشته باشم مثلا. یاد گرفتم اگر من تو بعضی موقع ها خرابکاری میکنم نباید ناراحت بشم با بگم ای بابا با خودم رو با کسی مقایسه کنم چون همه اینجورینو اینکه این کتاب واقعا خوبه مثلا من ازش خیلی خوشم اومد هم به خاطر اینکه چیز های زیادی یاد گرفتم و هم اینکه برای سنم مناسب هم خنده دار مثلا توی کتاب از کلماتی مثل.گروه بی تی اس پینترست غذا های کره ای یوتویوب و... استفاده شده که برای اینجور سن ها مناسب مثلا 11 یا 12 ساله و کتاب باحال و خنده دار هم هست یه جاهاییش خیلی کتاب عالی بود ممنون بابت کتاب
این کتاب برای نوجوانان هست اما بنظر من برای همه سنین مناسبه چون موقعیتی که یومی در اون قرار داره موقعیتیه که اکثر آدما باهاش مواجه میشن، ترس از خودت بودن نویسنده احساسسات یک نوجوان رو بسیار زیبا به تصویر درآورده، طوری که کسانی که مثل من از "خودشون بودن "در نوجوانی میترسیدن، یا خجالت میکشیدن کاملا شخصیت یومی رو درک میکنن. جالبه که هدفش به بهترین شکلی که تصورش رو نمیکرد تحقق پیدا میکنه و رشد شخصیتی جالبی رو در این مسیر تجربه میکنه به عنوان داستان نوجوان حرفهای زیادی داشت و امیدوارم داستانهای نوجوانان همینطور با محتوا و هدفمند پیش بره تا نسل جوانی قدرتمند و آگاه داسته باشیم. با سپاس از نویسنده و تشکر از مترجم عزیز.
یکی از بهترین کتابهایی بود که خوندم، واقعا با هر صفحه شگفت زده میشدم و مدام ریتم داستان تغییر میکنه و باعث میشه که حوصلهی آدم سر نره، روند ترجمش خیلی خوب بود و من لذت بردم، داستان کتاب به صورت خلاصه درمورد دختر کوچیکهی یک خانواده ۴ نفره و سگشون هست که از کره به آمریکا مهاجرت کردند و دختره که اسمش یومی هست دوست داره علایق خودشو ادامه بده اما خانواده نمیزارن، و ماجراهای خیلی جالبی پیش میاد و حتی چند تا دوست هم پیدا میکنه، درکل پیشنهادش میکنم و امیدوارم لذت ببرید از کتاب،
تسلیم نشو یومی جز اون دسته از کتابهایی بود که منو تشویق به خوندن و ادامه دادن داستان میکرد ولی گاهی وقتا نوشتار متن طوری بود که دلمو میزد دوست داشتم جملاتی کمی جالب تر ترجمه میشدن. البته فک میکنم اینی نظر شخصیه و ربطی به تسلط مترجم رو متن نداره. شایدم این مدل ترجمه طرفدارای خاص خودشو داشته باشه
