تحلیلی نقادانه که رویارویی غربیها با جهان اسلام را در صنعت سینما نشان میدهد. مجید سلیمانی ساسانی با بررسی برخی از مشهورترین فیلمهای هالیوودی در کتاب شرق شناسی هالیوود، کوشیده تا بازنمایی جهان اسلام را در فیلمهای غربی تجزیه و تحلیل کند.
دربارهی کتاب شرقشناسی هالیوود
امروزه با گسترش صنعت سینما، فیلمها به رسانههای قدرتمندی بدل شدهاند که در عین زیباییآفرینی، گاه وظیفهی انتقال فرهنگها و ایدئولوژیها را نیز بر عهده گرفتهاند. اصولاً فیلمها، چه سینمایی و چه تلویزیونی، میتوانند حامل پیامهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی باشند. فیلمها با بهرهگیری از جاذبههای بصری میتوانند مستقیماً احساسات بینندگان را هدف قرار بدهند و نکته یا آموزههایی را به ایشان القا کنند که شاید بینندگان یک فیلم در حالت عادی حاضر نباشند آنها را بپذیرند. بر همین اساس، مجید سلیمانی ساسانی کوشیده تا فیلمهای غربی را به لحاظ ایدئولوژیکی و دیدگاه آنها نسبت به اسلام و مسلمانان بررسی کند و به این پرسش پاسخ دهد که آیا تصویر ارائهشده از دین اسلام و پیروان آن در محصولات سینمای غرب، با واقعیت مطابقت دارد یا نه. کتاب شرقشناسی هالیوود نتایج تحقیقات وی را در این زمینه شامل میشود.
نویسنده کتاب حاضر را با این هدف نگاشته که نوع روایتپردازی فیلمهای هالیوودی و نگرش آنها را نسبت به جهان اسلام مورد نقادی قرار دهد و مخاطبان کتاب را متوجه خطراتی بکند که تداوم رویکرد فعلی هالیوود میتوان با خود به دنبال داشته باشد. مطالب اثر حاضر در هفت فصل مطرح شدهاند. فصل اول مقدمهای مبسوط در زمینهی شرقشناسی و نظریهی پسااستعماری ارائه داده. سپس به سراغ آثار شرقشناسان رفته و نقطهنظرات صاحبنظران شرقشناسی را در مورد اسلام و مسلمانان بررسی کرده. ضرورت مطالعات پسااستعماری برای نقد شرقشناسی از موضوعات اصلی این فصل محسوب میشود.
در فصل دوم، روایتهای فیلمهای هالیوودی از نظر وجود نشانههای پسااستعماری، مورد بازبینی قرار گرفتهاند. چیستی روایتها و چارچوب بررسی روایتهای فیلم در این فصل تحلیل شدهاند. برساختهای جنسیتی و فمینیسم موضوعات اصلی فصل سوم هستند. نویسنده از این طریق، به ارتباط میان لیبرالیسم و مطالعات پسااستعماری پرداخته. در این فصل شاهد بررسی موردی برخی از فیلمها به لحاظ دیدگانهشان نسبت به جایگاه زنان خواهید بود. همچنین با نقش زنان در تاریخ اسلام نیز تا حدودی آشنا خواهید شد و رویکرد هالیوود را نسبت به شخصیت زنان مسلمان خواهید شناخت. مجید سلیمانی ساسانی در فصل چهارم کتاب شرقشناسی هالیوود، برخی از فیلمهای نامآشنای غربی را واکاوی کرده و هستهی اصلی تفکرات غالب در این آثار را نسبت به جهان اسلام شرح میدهد. البته صرفاً فیلمهای داستانی مورد توجه او نبودهاند، بلکه در تلاش بوده تا به ساختار و محتوای فیلمهای مستند نیز توجه داشته باشد. نویسنده همچنین سعی داشته با تحلیل شخصیتهای فیلمها، نگاه منفی غرب نسبت به مسلمانان را نشان بدهد. از سوی دیگر به مضامین اصلی فیلمها پرداخته که یا به برتری غربیها اشاره دارند و یا سعی میکنند فروپاشی حکومتهای اسلامی را به نمایش بگذارند.
در فصل پنجم، نویسنده به منظور بررسی دیدگاه فیلمسازان غربی نسبت به قومیت و نژاد مردم مسلمان، به سراغ فیلم «حرارت جلوه» رفته و آن را از لحاظ زاویهی دید و ساختار روایی تشریح کرده است. در فصل ششم موضوعی زیر ذرهبین قرار گرفته که در سالهای اخیر نمود بیشتری داشته: مسئلهی مهاجرت مسلمانان به کشورهای غربی و نحوهی رویارویی فیلمسازان هالیوود با این موضوع. مؤلف در این فصل نیز به سراغ یکی از فیلمهای مشهور غربی رفته و زاویهی دید و شخصیتهای آن را از منظر نگاهی که به مهاجرت مسلمانان داشتهاند، موشکافی نموده. فصل هفتم در حقیقت چکیدهای است از کل مباحثی که در جایجای کتاب شرقشناسی هالیوود مورد توجه قرار گرفتهاند. مجید سلیمانی ساسانی نتیجهگیری پایانی خود را دربارهی بازنمایی زنان مسلمان، قومیت و نژاد، قدرت و سیاست اسلام، همچنین مقولههای ترور و وحشت در فیلمهای هالیوودی بیان نموده. همینطور در پایان کتاب سعی داشته روند سیاست بازنمایی اسلام و مسلمانان را در فیلمهای غربی توضیح بدهد و تحولات آن را بررسی کند.
رویهمرفته، این اثر را میتوان کتابی خواندنی در باب نقد فیلمهای غربی به مثابهی ابزاری برای استعمار و استثمار دانست. انتشارات سورهی مهر چاپ این کتاب تحلیلی و انتقادی را به عهده داشته است.
کتاب شرقشناسی هالیوود برای چه کسانی مناسب است؟
مخاطبان کتابهای نقد هنری و افرادی که قصد دارند جایگاه اسلام را در سینمای غرب مورد بحث و بررسی قرار بدهند، مطالعهی کتاب شرقشناسی هالیوود را فراموش نکنند.
در بخشی از کتاب شرق شناسی هالیوود: تحلیل روایت پسااستعماری مسلمانان در سینمای هالیوود میخوانیم
مطالعات پسااستعماری سعی میکند که از میراث هر نوع مطالعات انتقادی بهره ببرد و مطالعات فمینیستی نیز از این قاعده مستثنی نیست. بااینحال، مهمترین اندیشمندان مطالعات پسااستعماری سعی میکنند که مرزبندی مشخصی با فمینیسم لیبرال و یا در تعابیر دیگر، فمینیسم استعماری داشته باشند و این مسئله در مطالعات اسپیواک و گاندی و یانگ کاملاً مشخص است.
گایاتری چاکراورتی اسپیواک، فیلسوف هندی، ناهمگنیهای درون فمینیسم را نقد میکند و معتقد است فمینیسم غربی فقط به دغدغههای زنان سفیدپوست طبقه متوسط میپردازد و زنان دیگرْ مناطق جهان را نادیده میگیرد. بهنظر او مطالعات پسااستعماری مستلزم پذیرش شالودهشکنی متافیزیک یکسانانگار و عقلمدار است که بنیان دانش غربی را تشکیل میدهد. بنابراین برای شالودهشکنی این متافیزیک به سراغ کانت میرود و از او درباره چیستی امر بومی و جهانشمول پرسش میکند. درواقع اسپیواک پرسشی پسااستعماری را از متفکران بزرگ مدرنیته میپرسد و پاسخ آنها را تحلیل میکند تا بتواند نگاه مدرنیته به مسئله جهانشمولی و بومی را درک کند (اسپیواک، 1999: 6). در سال 1985 نیز گایاتری اسپیواک با طرح یک سؤال، بیبصیرتی محافل آکادمیک غربی را نسبت به نژاد و طبقه به چالش طلبیده است: «آیا فرودست میتواند سخن بگوید؟» مفهوم پیچیده فرودستیْ مناسب هر اقدام آکادمیکی است که به روابط بهلحاظ تاریخی، جبری سلطه و انقیاد میپردازد (گاندی، ۱۳۸۸: ۹).
اسپیواک مناسبات سنتی نقد ادبی و فلسفه آکادمیک را ازطریق مردمی که بهواسطه فرهنگ مسلط غرب به حاشیه رفتهاند، کارگران، زنان، مهاجران و...، به چالش کشیده و بر چهره و شاخصه بورژوای ملیگرایی ضداستعماری متمرکز میشود و آن را مولد نابرابریهای اجتماعی ناشی از استعمار میداند.
بله


















