کتاب طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیبشناسی روانی، نوشتهی جوئل پاریس، راهنمایی برای روانپزشکان و روانشناسان است تا با درک ریشههای اختلالات روانی از مدلی جدید و کارآمد برای درمان استفاده کنند. نویسنده در این کتاب به شما میآموزد که پزشکان حوزهی سلامت روان چگونه میتوانند با در نظر گرفتن نقش طبیعت و تربیت برای درمان اختلالت به راهکاری جدید و کارآمد برسند.
دربارهی کتاب طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیبشناسی روانی
روانپزشکی و روانشناسی بالینی از دیرباز در مورد نقش طبیعت بدن، اعصاب و ژنها و در سوی دیگر تربیت رشد شخصیتی در محیط، در مسیرهای متفاوتی قدم برداشتهاند. کتاب طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیبشناسی روانی (Nature and Nurture in Personality and Psychopathology) نوشتهی جوئل پاریس (Joel Paris) با در نظر گرفتن رویکردهای روانپزشکی و روانشناسی بالینی سعی در ارائه توضیح ایدهای نو دارد. متخصصان روانپزشکی بیماران را بهطور کامل بر اساس علوم اعصاب درمان میکنند و با داروهای مؤثر بر سیستم عصبی سعی در مداوای آنها دارند. این در حالی است که روانشناسان بالینی بر اساس تأثیر عوامل استرسزای محیطی، کار رواندرمانی را شروع میکنند.
در این میان یک حد وسط وجود دارد که بین طبیعت ذاتی و پرورش بیرونی قرار میگیرد. به این معنا طبیعت بدن انسان و شخصیت برساختهی اجتماع میتوانند بر یکدیگر مؤثر باشد. جوئل پاریس در کتاب طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیبشناسی روانی با بررسی مجموعهای از تحقیقات و ترکیب نتایج آنها نشان میدهد که کلید درک پیشرفت اختلالات روانی، در تعامل بین ژنها و محیط است. شخصیت یک عامل تعیینکننده در واکنش افراد به استرس است و رفتارهای برآمده از شخصیت یک فرد بهعنوان سیستم ایمنی روانی او عمل میکنند. برای مثال شیوهی واکنش افراد به یک خبر بسیار نگرانکننده را در نظر بگیرید؛ سیستم پردازش ذهن موضوع مخاطرهآمیز را با استفاده از ویژگیهای شخصیتی او بروز میدهد.
جوئل پاریس در کتاب طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیبشناسی روانی معتقد است که رویکرد صرفاً مبتنی بر عوامل شخصیتی یا عوامل بیولوژیکی تقلیلگرایانه و ساده است. این رویکردها هرچند ممکن است در مواردی به موفقیت برسند اما جامع و فراگیر نیستند و امکان سرعت بخشیدن به روند بهبود را ندارند. او بهجای این رویکردها مدل پیچیدهای را ارائه میکند که در آن چندین متغیر بهطور همزمان عمل میکنند و کسی را که دچار مشکل روانی است با این مجموعه عوامل موردبررسی قرار میدهد. به این ترتیب میتواند روند بهبود او را نیز تسریع کند.
مرزبندی روانشناسان برای تشخیص اختلالات روانی همواره در حال گسستن است؛ این موضوع به این خاطر است که با وجود در نظر گرفتن مجموعهای از رفتارها بهعنوان اختلالات روانی بازهم موارد جدیدی مشاهده میشوند که در دستهبندهای مرسوم قرار ندارند؛ بنابراین تشخیص شیوهی درمان آنها سخت و گاهی ناممکن میشود. کتاب طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیبشناسی روانی با در نظر گرفتن ابهام مرزهای آسیبشناسی روانی، با مدلی جدید سعی دارد مسئلهی هر بیمار را بهعنوان مجموعهای از پارامترهای طبیعی و شخصیتی لحاظ کند و به تجویز یک نسخهی از پیش تعیینشده اکتفا نمیکند. نویسنده در این کتاب شیوهی درمانگری را متناسب با تمام المانهای مطرحشده در سبک جدید ارائه میکند. با خواندن این کتاب خواهید دانست که چطور ژنها و عوامل طبیعی بدن، محیط را شکل میدهد و از سوی دیگر چگونه محیط بر فعالیت ژنها اثر میگذارد.
کتاب طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیبشناسی روانی، نوشتهی جوئل پاریس با ترجمهی الهام بهادر توسط انتشارات نمای علم منتشر شده است.
در نکوداشت کتاب طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیبشناسی روانی
- پرفسور پاریس بار دیگر با کتاب خود نظرات روشنگرانهاش را بیان کرد. این کتاب برای هر رواندرمانگر (و هر محققی) لازم است. تفکر و تحقیقات دکتر پاریس اثباتشدهاند، او جهان گستردهی آسیبشناسی روانی و بحث پرورش طبیعت را در یک مدل ادغام میکند. (مارک زیمرمن استاد روانپزشکی و رفتار انسانی، دانشکده پزشکی براون)
کتاب طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیبشناسی روانی مناسب چه کسانی است؟
مطالعهی این کتاب به همهی روان درمانگردان علاقهمندان کتابهای روانشناسی و روانپزشکی و همچنین دانشجویان این رشته توصیه میشود.
با جوئل پاریس بیشتر آشنا شویم
جوئل پاریس با بیمارستان عمومی یهودی سر مورتیمر بی دیویس در مونترال کانادا همکاری میکند و پژوهشهای زیادی را زیرنظر بیمارستان انجام میدهد. او استاد بازنشستهی روانپزشکی در دانشگاه مک گیل است. جوئل پاریس نویسندهی 25 کتاب و بیش از 200 مقاله علمی است. حوزهی اصلی تحقیق او اختلال شخصیت مرزی بوده است.
در بخشی از کتاب طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیبشناسی روانی: راهنمایی برای پزشکان میخوانیم
علوم اعصاب به یک پارادایم غالب در روانپزشکی تبدیلشده است و همچنین در بسیاری از حوزههای روانشناسی تأثیرگذار است. بااینحال، ما باید بپرسیم که چقدر تشابه بین آنچه که در حال حاضر در مورد مغز میتوانیم اندازهگیری کنیم، و مردم چگونه فکر میکنند، احساس میکنند و رفتار میکنند، زیاد است. این فصل مروری دلسوزانه اما انتقادی از پیشرفت در علوم اعصاب مرتبط با آسیبشناسی روانی و شخصیت ارائه میکند. من از دوران دانشجویی به پیوند بین زیستشناسی و ذهن علاقه داشتم. سپس رشته علوم اعصاب را «روانشناسی فیزیولوژیکی» نامیدند. اما در آن زمان، اطلاعات کمی در مورد نحوه عملکرد مغز وجود داشت. محققان فقط میتوانستند در مورد نقش دقیق انتقالدهندههای عصبی فرضیه مطرح کنند. بهعنوانمثال، یکی از معلمان من در حال مطالعه هیپوکامپ بود، اما در مورد نقش آن در حافظه هنوز جای حدس و گمان بود.
از آن زمان، تحقیقات پایه با جهش و مرزها به جلو رفت. اکنون میتوانیم تعاملات بین دهها انتقالدهنده عصبی را اندازهگیری کنیم. اکنون میتوانیم، حداقل تا حدی، نقش مناطق خاص مغز را بومیسازی کنیم.
از آن زمان، تحقیقات پایه با خیزشها و مرزها به جلو رفت. اکنون میتوانیم تعاملات بین دهها انتقالدهنده عصبی را اندازهگیری کنیم. اکنون میتوانیم، حداقل تا حدی، نقش مناطق خاص مغز را مشخص کنیم. اما درحالیکه علم عصبشناسی عملکرد نورونها و مدارهای عصبی را تا حد زیادی روشن کرده است، از توضیح ذهن یا ریشههای رفتار انسان بسیار دور است.
بله


















