کتاب لالایی نیروانا، شامل 13 داستان کوتاه به قلم آزاده جمشیدپور، ماجراهایی از رنج و تنهایی است. نویسنده در این کتاب، به سراغ معضلات اجتماعیای همچون فقر، طلاق، اعتیاد و بزهکاری رفته و به روایت رنجهایی پرداخته که گریبانگیر شخصیتهای این مجموعه داستان میشود. زبان جمشیدپور در این داستانها قابل تأمل است. هر شخصیت لهجهی خاص خود را دارد و این خصوصیت، گیرایی متن داستانها را دوچندان کرده است. مجموعه داستان لالایی نیروانا به همت کانون فرهنگی چوک منتشر شده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب لالایی نیروانا برای چه کسانی مناسب است؟
چنانچه تصمیم به مطالعهی داستانهای کوتاه ایرانی در ژانر اجتماعی گرفتهاید، این کتاب را به شما پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب لالایی نیروانا میخوانیم
تمام این سی و نه سال توی زندگیمان دخالت کرده. آن اوایل که باز هم خودم را به خواب زده بودم شنیدم به لیلا میگفت: به دکتر بگو براش ویاگرا تجویز کنه. لیلا وای بلندی کشیده بود و گفته بود نه خواهر، این چه حرفیه؟ فقط بتونه از جاش بلند شه... و به بهانه تماس شیدا بحث را عوض کرده بود. سامره پرده را جمع کرده. آفتاب بیجان پاییزی افتاده روی دیوار مقابلم. چقدر دلم میخواهد بروم زیر آفتاب بنشینم! یادم میآید که نمیتوانم بنشینم. بغض را فقط در یک سمت گلویم حس میکنم. دلم میخواهد لیوان کنار تخت را بکوبم به دیوار. دلم میخواهد نعره بزنم. اشک از گوشهی چشم سر میخورد روی شقیقه و میچکد توی گوشم. معلم طاها میگوید: خب بچهها، ده دقیقه استراحت کنید بعدش میریم سراغ درس علوم.
بله




















