

کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد: از کشتن و رفتن
برای شنیدن کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد: از کشتن و رفتن
کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد، مجموعه داستان کوتاهی در ژانر اجتماعی-جنایی به قلم سید محمود حسینی زاد است. او در این مجموعه، داستانهایش را در دو بخش کشتن و رفتن روایت کرده است. مفاهیمی که به تعبیر نویسنده هر دو معنایی واحد دارند؛ معنای نبودن، نیست شدن، گریختن و گریزاندن. در این میان، آنچه داستانها را به هم پیوند میدهد، فقط موضوع مشترک آنها نیست، بلکه فضای سرد و تامل برانگیزی است که بر سراسر داستانها سایه انداخته است.
دربارهی کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد
کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد، مجموعه داستان کوتاهی است به قلم سید محمود حسینی زاد که در دو بخش با عنوانهای کشتن و رفتن روایت میشود. بخش نخست شامل سه داستان کوتاه است که به شکلی یکپارچه، سهگانهای را رقم میزنند که در آن محیط، مکان و شخصیتها مدام تکرار میشوند.
در این سه داستان، نویسنده با نگاهی بیرونی به مقولهی مرگ میپردازد؛ مرگی که در این روایتها نه یک حادثهی ناگهانی یا خودخواسته، بلکه نتیجهی مستقیم قتل و جنایت است. برای مثال در داستان اول از بخش کشتن، داستان دو دوستی روایت میشود که تصمیم میگیرند افرادی را که بار سنگین غصه بر زندگیشان سایه انداخته، بکشند.
این وحدت موضوعی و انسجام در بخش دوم کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد که دربرگیرندهی هفت داستان کوتاه است نیز به چشم میخورد. محمود حسینی زاد که در ادبیات فارسی اغلب به نثر شاعرانهاش شناخته میشود، در این مجموعه رویهای متفاوت پیش گرفته و با زبانی محاورهای به بازگویی داستانهایش پرداخته است.

سرش را گذاشت روی فلز سرد و تجربهی فرمی نو
فرم نو و ساختار شکسته این اثر در همان وهلهی اول توجه خواننده را جلب میکند؛ چرا که جملات در این داستانها به شکل تقطیعشده و با فرمی شبیه به شعر روی کاغذ آمدهاند که تجربهای متفاوت از خوانش داستان کوتاه را پیش روی مخاطب قرار میدهد. در کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد نشر چشمه، این شکل روایت فقط یک انتخاب ظاهری نیست، بلکه با فضای سرد، بریده و ناآرام داستانها هماهنگ است. همین پیوند میان فرم و محتوا باعث میشود مخاطب با مجموعهای رو به رو شود که هم از نظر مضمون و هم از نظر شیوهی روایت، تجربهای متفاوت باشد.
خرید کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد به تمام کسانی که به فرمهای روایی متفاوت در ادبیات داستانی علاقهمندند و از خواندن داستانهای کوتاه با لحن مستند و زبان محاوره لذت میبرند، توصیه میکنیم. این مجموعه داستان کوتاه را نشر چشمه چاپ و در اختیار علاقهمندان به ادبیات فارسی قرار داده است.
کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد برای شما مناسب است اگر
- به خواندن داستانهای کوتاه فارسی با مضمون جنایی و معمایی علاقهمندید.
- به دنبال تحلیلهای روانشناختی دربارهی مفاهیم مرگ و نیستی در ادبیات داستانی هستید.
- به دنبال آثار نوآورانهای هستید که با شکستن ساختارهای سنتی روایت، نگاهی تازه به داستاننویسی فارسی ارائه میدهند.
در بخشی از کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد: از کشتن و رفتن میخوانیم
که کمی دورتر ایستاده و به دخترها نگاه میکند، نزدیک میشود و پیشنهاد کمک میکند.
تایر تعویض میشود و دخترخاله و سمیه هم تشکر زیاد میکنند.
دخترخاله تعارف که اجازه بدین جبران کنم.
حرفش رو هم نزنین.
اینجور که بده.
نه خانم. خیلی هم خوبه، اختیار دارین. کاری نکردم که. الان هم یه تاکسی بگیرم، به کارم میرسم. دارم میرم عروسی.
شرمنده بهخدا. ما هم داریم میریم عروسی.
بعد از این حرفها که نکنه یه عروسی دعوت داریم. آژانس بگیرین ما حساب میکنیم. و غیره، مرد جوان میگوید راست میگین، با آژانس بهتره. پس فقط تا سر خیابون میآم باهاتون اگه زحمت نیست.
سوار میشوند. جوان بگوبخند و دخترها مأخوذ بهحیا. جوان لابهلای حرفها میپرسد که مقصدشان کجاست. بعد؛
اه! پس هممحله هستیم. اگه زحمت نیست باهاتون تا اونجا میآم.
باشه.
شفیقه میخواهد مسیر خودش را برود. جوان میگوید از این خیابون که نمیتونین برین. یهطرفهست. امان از دست شما خانمها!
فهرست مطالب کتاب
از کُشتن
سرش را گذاشت روی فلز سرد
سمیه سرفه هم نکرد
دوشنبهها
از رفتن
آبگیر
اون ماشینه رو ندیدین؟
وقتی کاسکو رفت...
زن افتاد و پرندهها پریدند
شبتر از آن بود که چیزی ببینیم
ساز
سیروسلوک
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد: از کشتن و رفتن |
| نویسنده | سید محمود حسینی زاد |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 153 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-229-475-3 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۹۷,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی ایرانی کتابهای داستان کوتاه خارجی کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی |
بله






















