کتاب کارآفرینی درون سازمانی اثر اکبر آقائی، منبعی جامع و کاربردی برای مدیران، کارکنان و علاقهمندان به حوزهی کارآفرینی در سازمانهاست. این کتاب با ارائهی چهارچوب نظری و راهکارهای عملی، به خواننده کمک میکند تا درک عمیقتر و دقیقتری از مفهوم کارآفرینی درونسازمانی و نقش آن در ارتقای نوآوری، خلاقیت و پویایی سازمانها به دست آورد.
دربارهی کتاب کارآفرینی درون سازمانی
کتاب کارآفرینی درونسازمانی نوشتهی اکبر آقائی، بهعنوان یک منبع جامع و کاربردی در زمینهی کارآفرینی درونسازمانی، به بررسی مفاهیم، تاریخچه و روشهای مختلف کارآفرینی در سازمانها میپردازد. کتاب پیشِ رو با پرداختن به موضوعات مختلف، از جمله تعریف انواع کارآفرینی، سازمانهای کارآفرین، نظام ارتباطات سازمانی و تشکیل تیمهای خلاقیت و نوآوری، راهکارهای مفیدی را برای مدیران، کارمندان و هر فردی که علاقهمند به توسعه و بهبود فعالیتهای سازمانی است، ارائه میدهد.
کارآفرینی درونسازمانی یا Intrapreneurship به فرآیندی اشاره دارد که در آن افراد درون یک سازمان بهجای راهاندازی کسبوکار مستقل، نوآوریها و پروژههای جدیدی را در داخل سازمان خود ایجاد میکنند. این مفهوم به افراد اجازه میدهد تا با بهرهگیری از منابع و حمایت سازمانی، ایدههای خلاقانه خود را به واقعیت تبدیل کرده و به توسعه و رشد سازمان کمک کنند. در دنیای پویای امروز، سازمانها برای حفظ مزیت رقابتی و بقا در بازار، نیازمند نوآوری و خلاقیت مستمر هستند. کارآفرینی درونسازمانی به سازمانها کمک میکند تا با چالشهای پیش رو به طور موثرتری روبهرو شده و از فرصتهای جدید به بهترین نحو استفاده کنند.
نویسنده در فصل اول کتاب کارآفرینی درون سازمانی به بررسی ریشهها و تحول کارآفرینی در طول تاریخ میپردازد و نشان میدهد که چگونه این مفهوم از زمانهای قدیم تاکنون تکامل یافته است. پس از آن در بخش بعدی، به تعریف دقیق و جامع کارآفرینی پرداخته و مفاهیم مرتبط با آن را توضیح میدهد. در ادامهی کتاب انواع مختلف کارآفرینی، از جمله کارآفرینی مستقل، کارآفرینی اجتماعی و کارآفرینی درونسازمانی معرفی و با یکدیگر مقایسه میشوند.
سپس در بخشهای بعدی ویژگیها و ساختار سازمانهایی که به کارآفرینی داخلی اهمیت میدهند، مورد بررسی قرار میگیرند. همچنین در ادامه به بررسی نقش ارتباطات در سازمانهای کارآفرین و اهمیت ایجاد شبکههای ارتباطی موثر در تحقق اهداف نوآورانه پرداخته میشود. تشکیل تیمهای خلاقیت و نوآوری از دیگر مباحث این کتاب هستند. نویسنده در این بخش به روشها و استراتژیهای تشکیل و مدیریت تیمهای خلاق و نوآور در سازمانها پرداخته است.
کتاب حاضر در موسسه انتشارات آقائی منتشر شده است.
کتاب کارآفرینی درون سازمانی برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب کارآفرینی درون سازمانی برای طیف وسیعی از مخاطبان مناسب است. مدیران سازمانها میتوانند از این کتاب برای ایجاد فرهنگ کارآفرینی در سازمان، تشویق کارکنان به نوآوری و خلاقیت، و در نهایت ارتقای عملکرد و سودآوری سازمان استفاده کنند. کارمندان نیز میتوانند از رهنمودهای این اثر بهرهمند شوند.
در بخشی از کتاب کارآفرینی درون سازمانی میخوانیم
در هر کشوری سازمانهای کارآفرین بهصورت بالقوه وجود دارند و باید تلاش شود که توانائیهای آنها بیشتر شده، مطابق نظر «اتسلندر» (1375)، (در راستای)، محدود کردن مسأله و جداسازی آن از مسایل حاشیهای. از دهه 1990 میلادی شاهد تحولاتی در بخش دولتی کشورها بودهایم؛ بهگونهای که ساختار سلسله مراتبی و بوروکراتیک اداره امور دولتی که در اکثر سالهای قرن بیستم حالت مسلط را داشت، در حال تبدیل بهنوعی مدیریت دولتی قابل انعطاف و کارآمد است. این تغییروتبدیل یک تجدیدنظر ساده و یک تغییر جزیی در مدیریت نیست، بلکه تغییری همهجانبه است که پارادایم جدیدی تحت عنوان مدیریت کارآفرینی (سازمان کارآفرین) آن را حمایت میکند. لذا به جهت موضوع تحقیق، منظور از این پژوهش شکل یا قالب (سازمان کارآفرین یا کارآفرینی سازمانی) فرآیندی است که سازمان طی میکند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرین انجام وظیفه کنند و تمام فعالیتهای کارآفرینانه فردی و گروهی بهطور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی به ثمر رسند. مدیران، با تجزیهوتحلیل محیط بیرونی و شرایط درونی سازمان، میتوانند حوزه و قلمرو تصمیمات و برنامهریزیهای سازمانی خود را تعیین و زمینه ایجاد سازمان کارآفرین را فراهم کنند. بنابراین افراد در سازمانهای کارآفرین، کیفیتهای کاری بالاتری دارند.
طبق نظر «جنینگز ولامپکین» تابهحال تعریفهای زیادی درخصوص کارآفرینی سازمانی و سازمانهای کارآفرین نشده است، اما هرچه پارادایم کارآفرینی گستردهتر میشود، بیشتر تأیید میشود که سازمان فیالنفسه میتواند، کارآفرین باشد. «صمدآقائی» بر این عقیده است، سازمانهای کارآفرین دارای مشخصاتی به این شرح هستند، که اغلب روی لبهی شایستگیها و صلاحیتهای خود عمل میکنند، بهجای اینکه دانستههای خود را کنترل و حفظ کنند بیشتر منابع و توجه خود را متمرکز به چیزهائی میکنند که تابهحال با آن آشنا نشدهاند، مثل تحقیق و توسعه. سازمانهای کارآفرین خود را با استاندارهای قبلی نمیسنجند بلکه بادورنماهای آینده و اینکه چقدر تا آن فاصله دارند میسنجند، گذشته را بهعنوان مانعی برای آینده درخدمت نمیگیرند، ضمن اینکه معتقدند هرچیزی که درگذشته بوده است به این معنا نیست که نمیتواند در آینده باشد و همچنین هر چیزی که در گذشته بوده است به این معنا نیست که باید باقی بماند.
بله




















