کتاب آخر هفته میلیون دلاری نوشتهی نوآ کاگان و تاهل راز هر آنچه در اطراف شما وجود دارد را به ثروت تبدیل میکند. از تلفن همراه و شبکه اجتماعیتان گرفته تا دقایقی که به اشتباه آنها را صرف «زیاد کار کردن» میکنید. این کتاب به شما روشهای کسب درآمد بالا را معرفی میکند و اجازه نمیدهد تا همیشه از «آغاز کردن و اجرای ایدههای تازه اقتصادی» واهمه داشته باشید.
دربارهی کتاب آخر هفته میلیون دلاری
کتاب آخر هفته میلیون دلاری (Million Dollar Weekend) اثر نوآ کاگان (Noah Kagan) و تاهل راز (Tahl Raz) پیشنهادات و توصیههای گوناگونی را به ما ارائه کرده و توصیه میکند تا به ایدههای عنوان شده در کتاب حاضر عمل کنیم و راه ثروتمند شدن را بیاموزیم. کسب درآمد بالا بیشتر از اینکه یک مهارت خاص یا نتیجهی کوششهای بیپایان باشد، یک استمرار است. این اثر از مخاطبان خود میخواهد بهسادگی تسلیم نوسانات اقتصادی و شکستهای مالی نشوند و تا میلیونر شدن به تلاش ادامه دهند.
بدیهیترین موضوعی که همه آن را میدانیم این است که ثروتمند شدن کار سادهای نیست و روشهای ناشناختهای برای کسب درآمد بالا وجود دارد. بسیاری از ما ساعتهای متمادی را به کار کردن و انجام شیفتهای مختلف شغلی میگذرانیم اما همچنان نمیتوانیم قسط و بدهیهای خود را پرداخت کنیم. ما نمیتوانیم فقط با زیاد کار کردن به ثروت هنگفتی دست بیابیم و همیشه از خطر کردن و ریسکپذیری بترسیم.

کسب ثروت میلیون دلاری یک رویا نیست!
شاید کمی اغراقآمیز و شبیه به رویافروشی بهنظر برسد اما نوآ کاگان و تاهل راز در کتاب آخر هفته میلیون دلاری، راهاندازی یک کسبوکار را در سه مرحله خلاصه کردهاند: یافتن مشکلی که مردم با آن مواجه هستند؛ طراحی راهحلی جذاب و پولساز برای حل مشکل؛ پیشفروش ایده به مبلغ هنگفت. البته نویسندگان این کتاب به این موضوع واقف هستند که مطلع بودن از این سه مرحله بهمعنای ثروتمند شدن نیست؛ زیرا بر سر راه انسانها دو مانع بزرگ وجود دارد: 1- ترس از شروع کردن. 2- کمک نخواستن از دیگران.
کتاب آخر هفته میلیون دلاری ترجمهی محمود جولایی به کارآفرینها و افرادی که نخستین قدمهای تشکیل کسبوکار خود را برمیدارند توصیه میکند که به انتهای مسیر فکر نکنند. انجام کارهای کوچک و خرج خلاقیت در فرایند تولید - فارغ از اینکه نتیجهاش چه خواهد شد - موجب موفقیتهای کوچک و پیشرفتهای گام به گام میشود. شجاع بودن لازمهی هر موفقیتی است و افراد نباید از ترس شکست خوردن، هیچ تحولی در کار خود ایجاد نکنند.
ایدههایتان را ارزشمند جلوه دهید...
ما به هیچچیز نیازی نداریم. برای میلیونر شدن تنها کافی است که بتوانیم ایده خود را برای یک سرمایهگذار، ارزشمند جلوه دهیم. قدرت مذاکره و اقناع طرف مقابل بخش مهمی از راهاندازی هر کسبوکاری است. نوآ کاگان و تاهل راز برای توضیح و شرح این موضوع یک فروشندهی دستگاه کپیرایتر را مثال میزنند. شغل این فروشنده «نه شنیدن» بود. او روزانه به صدها نفر پیشنهاد میداد که دستگاهش را خریداری کنند و اکثر آنها جواب رد میدادند، اما در آن میان چند جواب مثبت هم وجود داشت که آن صدها «نه» را بیارزش میکرد.
کتاب آخر هفته میلیون دلاری انتشارات کاپیتان از ما میخواهد ابتدا به چند پرسش پاسخ دهیم: به چه کسی میفروشید؟ چه چیزی را میفروشید؟ در چه موقعیتی این کار را انجام میدهید؟ اگر بتوانید پاسخی دقیق برای این پرسشها خلق کنید، یعنی توانستهاید یک طرح کارآفرینی قابل اجرا را بهوجود آورید. نوآ کاگان و تاهل راز با ارائهی جدولهای محاسباتی و فرمولهای اقتصادی، به ما کمک میکنند تا بتوانیم میزان سوددهی یک ایده را تخمین بزنیم و میزان هزینه و درآمدزایی آن را مشخص کنیم.
با خرید کتاب آخر هفته میلیون دلاری، یک دلار خود را به ده دلار تبدیل و با فقر خداحافظی کنید.
کتاب آخر هفته میلیون دلاری برای شما مناسب است اگر
- میخواهید با روشی قابل اجرا و عملی به ثروت دست یابید.
- دوست دارید کارآفرین موفقی شوید و در لیست سرمایهداران قرار بگیرید.
- در پی ایجاد یک کسبوکار پر سود هستید و میخواهید توانمندی خود در ریسکپذیری اقتصادی و مالی را بالا ببرید.
در بخشی از کتاب آخر هفته میلیون دلاری: از ایده تا اولین فروش کسب و کارت، در یک آخر هفته میخوانیم
پنج سؤال بنیادین برای طراحی برنامۀ بازاریابی
1. هدف واحد شما برای امسال چیست؟
2. مشتری شما دقیقاً چه کسی است و کجا میتوانید او را پیدا کنید؟
3. آن «یک» فعالیت بازاریابی که میتوانید تمام توان خود را بر آن متمرکز کنید، کدام است؟
4. چگونه میتوانید صد مشتری اول خود را شگفتزده و خوشحال کنید؟
5. اگر مجبور بودید بدون بودجه و ظرف سی روز، کسبوکار خود را دو برابر کنید، چه میکردید؟
صرفاً کپیکردن یک برنامه و سپس امید بستن و دعا، نتیجهای به همراه ندارد. این رویکرد چیزی جز قمارکردن نیست؛ یعنی تکیهبر شانس بهعنوان استراتژی.
هیچ راهی وجود ندارد که از پیش بدانید کدام استراتژی بازاریابی برای شما جواب خواهد داد. وبلاگنویسی برای مینت، از نگاه من فوقالعاده مؤثر بود، اما همین روش هرگز برای اپسومو، نتیجه نداد. تبلیغات پولی در اپسومو جواب میدهد، اما نتوانستیم آن را ازنظر اقتصادی برای برند اوکیدورک، بهصرفه کنیم.
درنهایت، تمام اینها بهمعنای ساختن یک فرآیند است؛ فرآیندی که به شما کمک کند تشخیص دهید کدام تاکتیکها واقعاً برای شما مؤثرند. اما پیش از آنکه بازاریابی را آغاز کنیم، باید ابتدا مقصد را مشخص کنیم. بدون هدف، هر حرکتی صرفاً سرگردانی است.
بله






















