برای رسیدن به موفقیت کافی است تواناییهای خود را افزایش دهید! کتاب اوج عملکرد نوشتهی برد استولبرگ و استیو مگنس، ایدههایی قابل اجرا از تحقیقات بسیار جدید در مورد اینکه چگونه افراد در زندگی برتری مییابند و به نسخهای بهتر از خود تبدیل میشوند را ارائه میدهد.
دربارهی کتاب اوج عملکرد:
بگذارید با یک سوال ساده آغاز کنیم؛ آیا در هنگام کار احساس فشار و استرس میکنید؟ اگر پاسخ شما مثبت است میتوانید خود را در زمرهی عموم افراد جامعه در نظر بگیرید و در این شرایط خواندن کتاب اوج عملکرد (Peak Performance: Elevate Your Game, Avoid Burnout, and Thrive with the New Science of Success) برای شما بسیار مفید است.
همهی ما چه در مدرسه باشیم، چه در اداره و یا در میدان ورزش، تا حد زیادی هیجان و ذوق زدگی وارد شدن بازی به مرحلهی بعد را تجربه کردهایم که حالت خوبی است. فرآیند مشخص کردن هدف و سپس تلاش برای دستیابی به آن یکی از راضیکنندهترین ویژگیهای انسان به شمار میرود؛ زیرا همهی ما دوست داریم بازیهای زندگیمان را به مرحلهی بعد برسانیم. بخش عمده این کتاب بر این موضوع تمرکز دارد که به شما نشان دهد که چگونه عملکرد خود را بهبود ببخشید.
همانطور که میدانیم همهی ما در جهان برای دستیابی به مشاغل خوب در حال جنگ هستیم و این رقابت جهانی سبب شده که برای افراد خوب به اندازهی کافی کار مناسب وجود نداشته باشد، در نتیجه تعداد روزافزونی از مردم در جهان ناامید، خسته و درمانده شدهاند. این حقیقت بسیار تلخ و نگرانکننده است.
برای درک اینکه چگونه به این وضعیت رسیدهایم باید تنها به همان وسیلهی الکترونیکی که روزانه در دستمان داریم نگاه کنیم. با قرار دادن تمام دنیا در زیر چند کلیک و بالا کشیدن صفحه، تکنولوژی دیجیتال این امکان را فراهم کرده است که منابع بسیار زیادی دسترس داشته باشیم.
دن شوابل که متخصص منابع انسانی و نویسنده کتاب پرفروش منتخب نیویورک تایمز "خودت را بهتر کن" میباشد این موضوع را اینگونه شرح میدهد: محل کار در حال حاضر مانند 10 سال پیش نیست. میزان فشار کاری بسیار افزایش یافته است و این رقابت این حس را ایجاد میکند که هر لحظه امکان دارد کار شما را فرد دیگری با قیمت کمتر انجام دهد. این امر سبب میشود که شما نیاز به کار کردن به شکلی سختتر داشته باشید. همچنین در محلهای کار 10 سال آینده، این تنها آدمها نیستند که باید برای یافتن کار رقابت کنند بلکه نیاز به سوپر انسانهایی است که خستگیناپذیر بوده و کمتر از خودشان مراقبت کنند و خود را برای داشتن کار فدا نمایند.
این کتاب در مورد سناریوهای آخرالزمانی که در آن انسانها با ماشینها وارد جنگ میشوند، نیست. بلکه به شما کمک میکند تا یاد بگیرید با بالا بردن تواناییهای خود با این ماشینها همپا شوید و اهدافتان را ارتقا دهید. این کتاب نکات و شیوههای افراد موفق را در حوزههای مختلف از علمی گرفته تا ورزشی در اختیارتان قرار میدهد تا با استفاده از آنها عملکردتان را بهبود بخشید.
کتاب اوج عملکرد، زندگیتان را تغییر میدهد و به شما میآموزد چگونه با رعایت تناوب صحیح بین دورههای کار شدید و استراحت، آمادهسازی بدن و ذهن برای افزایش بهرهوری و... مسیر درست را انتخاب کنید و به موفقیت برسید. برد استولبرگ (Brad Stulberg) و استیو مگنس (Steve Magness) رازهای بهترین افراد برتر دنیا در زمینههای مختلف را به شما نشان میدهند و کمک میکنند تا روشی صحیح برای رسیدن به اهدافتان داشته باشید.
نکوداشتهای کتاب اوج عملکرد:
- این کتاب سبب شد قویتر شوم. برد و استیو با ارائه توصیههای عملی قابل اجرا در محیط کار یا زمین بازی درک دقیقی از اوج عملکرد و چگونگی رسیدن به آن را ارائه کردهاند. (دیک کوستولو، مدیر عامل شرکت کوروس، مدیر عامل سابق توئیتر)
- کتاب اوج عملکرد با تمامی اطلاعات و الهام بخشیهایی که دارد به نظر من برای کسی که میخواهد خودش را بهبود ببخشد ضروری است. من این کتاب را برای سالها بارها و بارها خواهم خواند. (مت بیلینگسلا، نوازنده طبل در گروه موسیقی تیلور سویفت)
- کتاب اوج عملکرد در حقیقت بررسی عمیق سیکل خلاقیت زیاد است که حتی برای خود من هم که تمام توان خود را برای شناختن آن گذاشتهام، به صورت یک قلمرو مرموز میماند. من فکر میکنم که استولبرگ و مگنس دقیقاً این موضوع را در کتاب اوج عملکرد با دقت بالا توضیح دادهاند. (امیل آلزامورا، مجسمه ساز جهانی)
- ما همیشه میخواستیم بدانیم که چرا بعضی از افراد بسیار موفق هستند و بقیه اینگونه نیستند. این موضوع در حقیقت مانند یک راز به نظر میرسد. اما در کتاب اوج عملکرد، روشهای عمومی اینگونه افراد موفق به صورت علمی بیان شده است و مهمتر اینکه به ما نیز نشان داده میشود که چگونه میتوانیم با به کارگیری این روشها از آنها در زندگیمان استفاده کنیم. (دیوید گروس، پروفسور ریاضی دانشگاه اوهایو استیت)
کتاب اوج عملکرد برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این کتاب برای افرادی مناسب است که میخواهند در زندگی از منطقهی امنشان خارج شده و به نوع بهتری از خود تبدیل شوند.
در بخشی از کتاب اوج عملکرد میخوانیم:
اینگونه به نظر میرسد که ما برای تمام کارهای تشخیصی و کنترل خود تنها یک منبع مغزی داریم. این یعنی اینکه هنگامی که از مردم میخواهیم که احساسات خود را کنترل کنند و مثلاً زمانی که یک فیلم تراژدی میبینند غم و دل شکستگی خود را مهار کنند، مغز آنها در تلاش برای انجام این کارهای غیرمرتبط شروع به کار میکند. این کار همینجا تمام نمیشود. حتی چالشهای فیزیکی مانند نشستن بر روی دیوار نیز میتواند نیروی ذهنی شما را به کار بگیرد. تحقیقات نشان داده است که افرادی که اجرای کارهای فیزیکی میکنند حتی اگر بدنشان هم خسته نشده باشد دارای ذهنی خسته هستند. باید متفاوت فکر کنیم زیرا فواصل بین خستگی فیزیکی و ذهنی حتی به آن چیزی که ما تعریف میکنیم نزدیک هم نیست.
در یک مطالعه که به صورت هوشمندانه با عنوان گرسنه عشق: تاثیر نظم شخصی بر خیانت چاپ شده بود 32 دانشجوی کالج در یک ارتباط عاشقانه ساختگی که از طریق اتاق چت با جنس مخالف که البته یک محقق بود گفتگو میکردند. قبل از این بخش آزمایش و در نیمه اول آزمایش 16 نفر از این 32 نفر به اجبار از خوردن غذای مورد علاقه خود منع شده بودند در حالی که نیم دیگر توانسته بودند غذای دلخواه خود را بخورند. همانگونه که احتماًلا شما هم توانستید حدس بزنید، گروهی که در مقابل غذای دلخواه خود مقاومت کرده بودند تمایل بیشتری به دادن شماره تلفن خود و حتی گذاشتن قرار ملاقات با جنس مخالف خود داشتند. نتیجهگیری از این مطالعه اینگونه بود که ضعف خود کنترلی میتواند یکی از دلایل بالقوه خیانت در روابط زناشویی امروزه باشد. لذا بهتر است قبل از اینکه کسی را به گرفتن رژیم غذایی توصیه کنید بهتر است که بیشتر فکر کنید.
بله

































