کتاب ذهن آگاهی: نظریهها و رویکردها نوشتهی فاطمه پیرجاوید و حسن توزنده جانی، کلیات و تاریخچه ذهن آگاهی را به طور کامل شرح داده و به آموزش، رویکردهای درمانی، نظریهها، تکنیکهای آن و... میپردازد.
دربارهی کتاب ذهن آگاهی: نظریهها و رویکردها:
ذهن آگاهی از جمله موضوعاتی است که امروزه استقبال زیادی در حوزههای مختلف روانشناسی از آن شده است. به نوعی میتوان گفت مفهوم ذهن آگاهی از آموزههای بودا و مذاهب ظهور یافته در شرق آسیا نشات گرفته است که به تقویت توان ذهنی و روانی انسان، به دست آوردن آرامش درونی و پاک کردن ذهن تاکید دارد. بنابراین انسان برای دستیابی به آرامش و دور شدن از استرس و نگرانیها باید رابطهای عمیق و البته واقعگرایانه با جریان جاری زندگی برقرار کند. در حقیقت مدیریت کردن خود و همچنین تنشها و اضطرابهای درونی از نزدیکترین موضوعات به ذهن آگاهی به حساب میآیند.
زندگی کردن در زمان حال به روشی مخصوص و هدفدار و به دور از قضاوت به معنی ذهن آگاهی است. پایهی ذهن آگاهی به تمرینهای مراقبه بوداییسم برمیگردد که میزان آگاهی و توجه فراتر از فکر را افزایش میدهد. مزیت مدیتیشن ذهن آگاهی این است که در زمان حال میتوان آن را به هر چیزی عمومیت داد. تمرینهای مراقبه و ذهن آگاهی، پذیرش و آگاهی از خود را در بیماران افزایش میدهد. ذهن اگاهی احساسها، ادراکها، تکانهها، هیجانها، افکار، گفتار، عملکرد و ارتباط را شامل میشود.
در ذهن آگاهی، فرد در هر لحظه از حالت ذهنی آگاه میشود و مهارتهای شناسایی حالات مفیدتر را فرا میگیرد. برای ذهن دو حالت اصلی در نظر گرفته میشود: یکی انجام دادن و دیگری بودن. در ذهن آگاهی فرا میگیرید که ذهن را از یک حالت به حالت دیگر حرکت دهید.
کتاب ذهن آگاهی: نظریهها و رویکردها (Mindfulness Theories & Approaches) مناسب چه کسانی است؟
خواندن این کتاب برای رهایی از استرس، به دست آوردن آرامش، تمرکز و... به همهی افراد توصیه میشود. همچنین ذهن آگاهی میتواند در پیشگیری از عود دورههای افسردگی، اضطراب و پرخاشگری سودمند باشد و به افراد مبتلا به مشکلات هیجانی نیز کمک کند.
در بخشی از کتاب ذهن آگاهی: نظریهها و رویکردها میخوانیم:
در سالهای اخیر، توانایی ذهن آگاهی به عنوان یک مهارت در کنترل بیماری، استرس و چالشهای زندگی در غرب به رسمیت شناخته شده است. بنابراین، تعلیم ذهنآگاهی اکنون در بسیاری از موقعیتهایی که بیسابقه بود، مورد استفاده و پذیرش قرار گرفته است. این موقعیتها عبارتند از محیطهای مراقبت بهداشتی و اجتماعی، نهادهای آموزشی، زندآنها، شرکتها و بسیاری از موقعیتهای دیگر. ذهنآگاهی که در این موقعیتها آموزش داده میشود، بدون توجه به پیوندهای معنوی آن با خاستگاهایش که ممکن است موانعی برای شرکت کننده ایجاد کند، ارائه میشود. با این وجود، جوهر اصلی این رویکرد و روشهای آرام کننده یکسان نیست.
کاباتزین (2002) در یک بررسی در مورد تعلیم ذهنآگاهی در چارچوب مداخلههای بالینی شش رویکرد بالینی را توصیف میکند. دو رویکرد اول یعنی MBSR و MBCT بر پایه ذهنآگاهی بنا شدهاند. چهار رویکرد بعدی یعنی رفتار درمانی دیالکتیکی، رفتار درمانی مناظرهای، درمان پذیرش و تعهد و پیشگیری از عود، ذهنآگاهی را در برنامههای درمانیشان گنجاندهاند تا این که بر پایه آن شکل گرفته باشد.
بله




















من از این کتاب جهت تحقیق در مورد ذهن آگاهی استفاده کردم. کتاب خوبی بود در مورد تاریخچه، نظریهها و رویکردها اطلاعات خوبی میده همچنین در مورد راهبردها و فنون درمان هم اطلاعاتی در اختیار خواننده قرار داده. بیشتر برای کسانی که میخوان آشنا بشن و به اطلاعات کلی در این رابطه احتیاج دارند مناسب ولی اگر کتابی میخواین که بیشتر کاربردی و عملی باشه کتابهای بهتری تو این زمینه وجود داره.