کتاب پرورش کودکانی با هوش هیجانی بالا: فرزندپروری از سرچشمه قلب به قلم جان گاتمن و جون دکلر حاوی رهنمودهایی برای آموزش کودکان در زمینۀ درک و کاوش درست در دنیای عواطف است.
تقریباً همه پدر و مادرها از اهمیت تقویت مهارتهای ذهنی لازم در کودکان برای کسب موفقیت در مدرسه و زندگی آگاه هستند. با این حال، کودکان نیز میبایست افسار عواطف درونی خود را به چنگ بگیرند. کتاب پرورش کودکانی با هوش هیجانی بالا: فرزندپروری از سرچشمه قلب (Raising an emotionally intelligent child: the heart of parenting) راهنمایی کامل فراهم میکند تا والدین راحتتر به بچهها بیاموزند که چطور دنیای عواطف خود را بفهمند و به درستی کاوش کنند.
بر اساس گفتههای روانشناس و پژوهشگر برجسته، جان گاتمن (John Gottman)، کودکان با تسلط بر مهارت مهم ذهنی به وضعیت مطلوبی در هوش هیجانی میرسند که افزایش اعتماد به نفس، سلامتی جسمانی، عملکرد بهتر در مدرسه و روابط اجتماعی سالمتر از ثمرات آن است.
در حقیقت، این کتاب ابزارهایی نیرومند در اختیار والدین قرار میدهد تا در فرایندی پنج مرحلهای موسوم به «مربیگری هیجان» یاد بگیرند:
- از ماهیت عواطف خود آگاه باشند.
- ابراز عواطف را فرصتی برای ایجاد صمیمیت و یادگیری تلقی کنند.
- از ته دل و جان گوش فرادهند و احساسات کودک را به رسمیت بشناسند.
- عواطف را با واژگانی بر زبان جاری کنند که کودک بتواند درک کند.
- به کودک کمک کنند تا راهی برای حل مسئله یا رویارویی با موقعیتی دشوار پیدا کند.
کتاب پرورش کودکانی با هوش هیجانی بالا برای تمام والدین با کودکانی در هر سن به رشتهی تحریر درآمده است و باعث استحکام پیوندهای عاطفی میان والد و فرزند میشود.
جان گاتمن و ژوان دیکلیر را بیشتر بشناسیم:
دکتر جان گاتمن، استاد روانشناسی دانشگاه واشنگتن و نویسنده کتاب کامیابی یا ناکامی در ازدواج بوده جون دکلر (Joan DeClaire) ویرایشگر ارشد بارداری و مراقبت از کودکان در شبکه اینترنتی شرکت مایکروسافت و ارائه دهنده خدمات آموزشی در زمینه سلامتی است.
در بخشی از کتاب پرورش کودکانی با هوش هیجانی بالا: فرزندپروری از سرچشمه قلب میخوانیم:
تربیت هیجان مفهوم سادهای بر اساس عقل سلیم است که ریشه در عمیقترین احساس عشق و همدلی ما برای فرزندانمان دارد. اما متاسفانه، تربیت هیجان نه تنها به طور طبیعی و به صرف دوست داشتن فرزندان، سرلوحه کار تربیتی همه والدین قرار نمیگیرد، بلکه به طور خودکار و تنها از طریق تصمیم آگاهانه والدین مبنی بر اتخاذ نگرشی مهربانانه و مثبت در برخورد با کودک نیز به نتیجه مطلوب نمیرسد. به عبارت سادهتر، تربیت هیجان هنری است که نیاز به آگاهی عاطفی دارد و از طریق مجموعه مشخصی از عملکردهایی مانند مهارت گوش دادن، حل مسئله به وسیله مشاهده و تحلیل رفتار خانوادههای سالم و دارای عملکرد خوب صورت میپذیرد، خانوادههایی که داری هوش هیجانی هستند.
بر این باورم که تقریباً هر مادر یا پدری میتواند مربی هیجان شود، اما میدانم که بسیاری از والدین باید برخی موانع را از سر راه خود بردارند. برخی از این موانع ممکن است نتیجه نحوۀ برخورد با عواطف در خانوادههایی باشد که این والدین در آنها بزرگ شدهاند یا شاید والدین مهارت لازم در شنوندۀ خوبی بودن برای فرزندان خود را نداشته باشند. ریشۀ مشکل هر چه باشد، میتواند مانعی برای مادران و پدرانی باشد که میخواهند قوی باشند و از فرزندان خود حمایت کنند.
بله























