کتاب نگاه اول شخص: گفت و گوهای علی عبداللهی با شاعران و نویسندگان ایران و جهان، مصاحبههایی با افراد سرشناس عرصه ادبیات ایران و جهان به ویژه در زمینه شعر است. این مصاحبهها توسط علی عبداللهی انجام و گردآوری شدهاند.
این کتاب حاوی گفتوگوهایی با شاعران ایرانی از جمله علی باباچاهی، محمدعلی سپانلو، محمد شمس لنگرودی، سید علی صالحی و ... و همینطور مصاحبه با شاعران و نویسندگان برجسته خارجی مانند گونتر گراس، دوریس رونگه، میشائیل هامبورگر و ... است.
گفتوگو، ژانر یا گونهای ادبی است که ریشه در یونان باستان و چهبسا در زمانهایی دورتر از آن، در ژرفای تاریخ دارد. پس امر تازه و نویی نیست و البته برای آن، شرایط و پیششرطهایی گوناگون قائل شدهاند که این هم از یک منظر تازه نیست و خیلیها از قدیم در موردش گفتهاند. فقط در این اواخر فیلسوفان، ادیبان، روانشناسان و متخصصان علوم تربیتی بیشتر از پیش در اینگونه نوشتاری دقیق شدهاند و برای سرگرفتن گفتوگویی ثمربخش - مهم نیست بین چه کسی باشد و در مورد چه چیز - تمهیدات، رویکردهای دقیقتری تدوین کردهاند.
در آغاز هر گفتوگو، مصاحبه کننده طرفِ گفتوگو را خیلی کوتاه معرفی کرده است. عبداللهی تلاش کرده در کتاب نگاه اول شخص (The First Person Point of View)، تا حد امکان به طور مختصر و مفید به مسائل مهم ادبیات معاصر ایران و جهان بپردازد. بعضی از مصاحبهها برای اولین بار است که به چاپ رسیدهاند؛ گفتوگو با مجتبی عبداللهنژاد، مفتون امینی، گریت ووستمان، دوریس رونگه، فریدون فریاد از این جملهاند.
خواندن کتاب نگاه اول شخص به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
مخاطبان این کتاب خودِ شاعران و نویسندگان بهخصوص جوانترها هستند و به همین دلیل این اثر را میتوان یک مرجع آموزشی در عرصه شعر و داستان و همین طور ترجمه به شمار آورد. همچنین مطالعه این کتاب برای علاقهمندان به شاعران و نویسندگان مشهور مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب نگاه اول شخص میخوانیم:
- امکانش هست که بیدار کردن اقلیت معتاد در شعر شما تبدیل شود به چُرت و خوابی دیگر، یعنی نتوانید بیدارشان نگه دارید؟
- من تضمینکنندهی خوشبختی اکثریت عادتزده و خاموش نیستم. من متعهد به هیچ چیزی نبودهام، نیستم، اگر تعهدی غیر از تعهد ایدئولوژیکی در شعرم تعبیه شده که گاه مخاطب را کلافه و عصبی، گاه ذوقزده و مشعوف، گاه معترض و شاکی میکند، همان تعهد غیرمتعهدانهی من است! (این هم عقلگرایی دیگر!) البته استعداد این را در بیست سی سال اخیر پیدا کردهام که از همهی ژانرهای ادبی، اگر در نوع خود موفق باشند، لذت ببرم.
- بله، حتی صورتهای مختلف شعری در کارتان هست، سوای دورهی اول کارتان، بعد از "منزلهای دریا...". در دوران اخیر "شعرک"های کوتاه جذاب و متعارفی هم دارید، در"بیا گوشماهی جمع کنیم" و "هوش و حواس گل شببو..." حتی در "دنیا اشتباه میکند" هم کارهایی هست که میتواند خوانندههای دیگری را هم به خود جلب کند، حتی همان معتادان را!
- {باباچاهی میخندد} خب چرا نکند؟ خوشحالم که این همه تیزهوشی بهکار بردهاید در دستهبندی کارهایم. انتظاری جز این از شما نمیرود. اگر حرف ته دل مرا میخواهید بشنوید، باید بگویم (این را به کسی نگویید!) -باخنده- شعرهای من ابداً پیچیده نیستند، نه، ببخشید مشکل نیستند و من هیچ قصدی برای پیچیده کردنشان ندارم؛ آنچه مخاطب را کمی قلقلک میدهد و معترضش میکند، این است که او به شیوهی رفتن از نقطهی الف به ب و از ب به ج عادت کرده، حال آنکه بعد از فروید میدانیم که «من» دوپاره است و ما با خودآگاه یکپارچه سروکار نداریم! بر همین مبنا یاد گرفتهایم که میشود در زمانها و مکانهای مختلف سیر کرد. مگر ما در رویاها چه کار میکنیم؟
بله






















