کتاب چگونه مدیری استراتژیست باشیم نوشتهی مایکل آرمسترانگ، با بررسی موضوعاتی مانند مهارتهای حل بحران، کاهش ریسک، انواع تغییر، ریسک سازمان و ... به مدیران کمک میکند تا سازمان خود را به سمت موفقیت سوق دهند.
موضوع کتاب چگونه مدیری استراتژیست باشیم چیست؟
امروز رقابتهای درون محیطی و بیرون محیطی آنقدر پیچیده شده که اگر ذهنیتی روشن و شفاف از اهداف یک سازمان وجود نداشته باشد، رسیدن به اهداف و حتی بقای سازمان امکانپذیر نخواهد شد. مدیر به عنوان فردی که در رأس سازمان است، نقش دیدهبانی را برعهده دارد. به این معنی که او باید به طور دائم عوامل بیرونی و درونی تأثیرگذار بر سازمان را بررسی کند و با مهارتهای ویژه به عنوان مدیر جهتگرا و هدفگرا سازمان را هدایت نماید.
محیطهای کسب و کار امروز آنقدر رقابتی و پرچالش شدهاند که اگر سازمانها و مدیران برنامههای موثر نداشته باشند، امکان بقا و توسعه وجود نخواهد داشت. در صورتی سازمانها به موفقیت میرسند که مدیرانی استراتژیست و دارای قدرت درک بالا نسبت به تغییرات رقابتی داشته باشند.
همواره برای همه مدیران، کارشناسان و کارکنان سازمانهای بخش دولتی و خصوصی این سوال مطرح است که مدیران راهبردی چه ویژگیهایی دارند و چگونه میتوانیم مدیرانی استراتژیست را پرورش دهیم تا بتوانند رهبرانی هوشمند و هدایتگر باشند و سازمان را به سمت موفقیت هدایت کنند. در کتاب چگونه مدیری استراتژیست باشیم (How to be an even better manager) که با رویکرد توسعه دانش و مهارتهای استراتژیک مدیران با ادبیاتی روان نگارش شده است، شما در مییابید که چگونه استراتژیک فکر کنید و مدیری استراتژیست باشید.
مایکل آرمسترانگ (Michael Armstrong) در این کتاب پاسخ بسیاری از سوالهای ذهن شما را خواهد داد و مباحثی که در این کتاب مطرح کرده، شما را به سطح یک مدیر استراتژیست ارتقا میدهد. تفکر راهبردی و استراتژیک رویکردی است که میتواند مدیران را در عین داشتن تفکری علمی، منطقی و عقلایی، دارای رویکردی واقع بینانه، جسور، موثر و موفق نماید.
در بخشی از کتاب چگونه مدیری استراتژیست باشیم میخوانیم:
تغییر استراتژیکی به مسائل وسیع، طولانی مدت و گسترده در کل سازمان مربوط میباشد. این تغییر یعنی حرکت به سمت وضعیت آینده که به طور کلی از لحاظ حوزه و دید استراتژیکی تعریف شده است و شامل هدف و رسالت سازمان، فلسفهی مشترک و گروهی آن در مورد مسائلی چون رشد، کیفیت، نوآوری و ارزشهای مربوط به افراد، نیازهای تأمین شده مشتری و تکنولوژیهای به کار گرفته شده میباشد. این تعریف کلی به مشخص شدن جایگاه رقابتی و اهداف استراتژیکی برای کسب مزایای رقابتی و حفظ آنها و برای ایجاد توسعه بازاری منتهی میشود. این اهداف توسط حمایتهای مربوط به بازاریابی، فروش، ساخت و تولید، محصولات و فرآیند توسعه، مدیریت منابع انسانی و مالی تأمین میشوند.
تغییر استراتژیکی در زمینه محیط رقابتی، اقتصادی و اجتماعی بیرونی و منابع داخلی، تواناییها، فرهنگ، ساختار و سیستمهای سازمان رخ میدهد. اجرای موفقیت آمیز آن مستلزم تحلیل و فهم کامل این فاکتورها در مراحل فرمول سازی و برنامهریزی میباشد.
بله


























