کتاب درآمدی بر نوآوری اجتماعی سازمانی نوشتهی مهران کشتکار هرانکی و محمد مهدی نژاد نوری، به مباحثی مانند مفهوم شناسی نوآوری اجتماعی، مسئولیت اجتماعی سازمانی، پیشرانهای نوآوری اجتماعی سازمانی و... میپردازد.
در گذشته، فناوری و رقابت، عامل اصلی نوآوری سازمانها و شرکتها بود. آنها بر اساس منابع داخلی، محصولات و خدمات جدیدی را طراحی کرده و از بازاریابی جهت متقاعد کردن مصرفکنندگان برای خرید استفاده میکردند. چالشهای جهانی مانند تغییرات آب و هوا، دسترسی به آب بهداشتی و سالم و نیازهای مختلف اجتماعی به عنوان چالشهای سیاسی و نه به عنوان چالشهای اجتماعی و حتی تجاری محسوب میشدند و این امر تاکید میکرد که مسئولیت یافتن راهحلهای مربوطه در دنیای سیاسی میسر است.
این دیدگاه، پارادایم قدیم نوآوری سازمانها و شرکتها بود. حال آنکه بر اساس پارادایم جدید نوآوری، آنها دریافتهاند که شهروندان از سراسر جهان مشتریان بالقوه هستند و منابع با کیفیت بالا را میتوان در سراسر جهان یافت. لذا گرچه آنها تمرکز اقتصادی و فرصتهای درآمدی خود را دنبال میکنند، اما ممکن است مجبور شوند تا فرهنگ تجاری خود را تغییر دهند. آنها به واسطه گستره وسیع مسائل اجتماعی و نفوذ آن در قلمروهای مختلف، نیازمند مشارکت و همکاری با دیگر شرکتها، سازمانهای غیردولتی و دولتها هستند. بنابراین به باز کردن فرآیندهای نوآوری و ایجاد راهحلهای جدید در همکاری با شرکای خود نیاز دارند.
در بخشی از کتاب درآمدی بر نوآوری اجتماعی سازمانی میخوانیم:
سازماندهی منعطف به عنوان یکی از سه حوزه کاری برای نوآوری اجتماعی، به معنای استفاده از اصول سازماندهی نوآورانه است. اصول سازماندهی سنتی، منجر میشوند تا سازمانها بیشتر شکل بروکراسی به خود بگیرند. افزایش رقابت در دنیای پیچیده و پرفشار، سازمانها را مجبور به سرعت بخشیدن افزایش نرخ نوآوری نموده است.
بنابراین سازمانها نیازمندِ تحول اصول سازمان خود برای حفظ و بقا هستند و برای این منظور سه ویژگی فراگیر و مکمل سازماندهی منعطف در سازمانهای نوآورانه شامل «سرعت تغییر بالای داخلی»، «بهینهسازی اصول خودسازماندهی»، «توازن نوآوری و کارایی» شناسایی و مورد توجه قرار گیرد.
بله


















