کتاب واکاوی و فهم دلالتهای پارادایمهای چهارگانه فلسفی با رویکرد اسلامی با استفاده از واژگان کلیدى، به تبیین پارادایم علوم انسانی - اسلامی میپردازد و در ادامه، با بیان چیستى این پارادایم به ضرورت آن اشاره میکند.
عباس چهاردولی و ابوالقاسم دل انگیز در ابتدای کتاب به صورت مدون دیدگاه متفکران و اندیشمندان این حوزه را ارائه میدهند و پس از آن با استفاده از همین نظریات به اهمیت و ضرورت پارادایم انسانی - اسلامی میپردازند.
پژوهشگران سیاست بینالملل درست از زمان قرارداد وستفالی بر سر موضوعی همچون اتحاد و تقابل میان ملت و کشورهای حاکم در یک موقعیت جغرافیایی خاص به بحث پرداختهاند و این قضیه را بیارتباط با شخصی بودن امر دین نمیدانند.
بعد از جنگ جهانی دوم، جامعهی بشریت به سمت و سوی جنگ سرد پیش رفت و مسائلی همچون فروپاشی دیوار برلین و... منجر شد تا پاردایمهای اسلامی به عنوان راهی برای خروج از این مسئله مورد توجه قرار گیرد. نویسندگان کتاب واکاوی و فهم دلالتهای پارادایمهای چهارگانه فلسفی با رویکرد اسلامی نیز دقیقاً با تکیه بر نواقص دیدگاه غربی و رویکردی که تاکنون در مقابل دین و سکولاریسم داشتهاند تعریف جدیدی از پارادایمهای اسلامی و فلسفهی آن ارائه میدهند و اهمیت و ضروریت چنین دیدگاهی را توضیح میدهند.
در بخشی از کتاب واکاوی و فهم دلالتهای پارادایمهای چهارگانه فلسفی با رویکرد اسلامی میخوانیم:
اصطلاح معرفتشناسی، از واژه یونانی «اپیستمه» به معنا دانش و معرفت مشتق شده است. معرفتشناسی، فلسفه معرفت و دانش است که به توضیح امکان و چگونگی شناخت انسان میپردازد. نظریه شناخت، این سؤالات اساسی را طرح و بررسی میکند: آیا امکان شناخت وجود دارد؟ آیا انسان میتواند هیچ چیز را با قطعیت و اطمینان کامل بشناسد؟ انسان چه چیزهایی را میتواند بشناسد و این شناخت چگونه حاصل میشود؟ آیا علم وذهن یا نظریه و عمل وجود دارد؟ نظریه پردازی چگونه صورت میگیرد و چه عواملی بر نظریه و فرایند نظریهپردازی تأثیر میگذارند؟ آیا امکان دانش و معرفت عینی عاری از ارزش و بیطرف وجود دارد یا نه همه معرف و تحلیلها فرهنگ پرورده و مبتنی بر ارزش هستند؟ آیا امکان دستیابی به دانش عینی از ارزشها همانند واقعیتها وجود دارد؟ آیا امکان معرفت و شناخت از اهداف اخلاقی که افراد و کشورها باید در جهت تحقق آن اقدام نمایند، وجود دارد؟
بر این اساس، در معرفتشناسی اسلامی نیز همین موضوعات و مسائل، در کانون مطالعه قرار دارد. اما علاوه بر آن موضوعات و مسائل معرفتی دیگری نیز در حوزه الهیات و متافیزیک نیز حول این سوالات مورد بحث و بررسی قرار میگیرد: آیا امکان شناخت خداوند متعال وجود دارد؟ آیا انسان میتواند نسبت به علم غیب و نیروهای غیبی مؤثر در جهان هستی، شناخت پیدا کند؟ آیا امکان تصدیق گزارههای متافیزیکی و دینی وجود دارد؟ آیا میتوان گزارهها و آموزههای دینی وحیاتی را تبیین و توجیه عقلانی کرد؟ چه نسبتی بین عقل و وحی وجود دارد؟
بله






















