کتاب اتوبوس انرژی نوشتهی جان گوردون، به عنوان یکی از پرفروشترین کتابهای انگیزشی، ده قانون برانگیختن در زندگی و کار را مطرح میکند و در قالب یک داستان، به نقش انرژی مثبت و داشتن انگیزه در زندگی روزمره میپردازد.
کتاب اتوبوس انرژی (The energy bus) را جان گوردون (Jon Gordon) با بیان و لحنی شیوا و ساده روایت میکند. زندگی همه انسانها پر از فراز و نشیبها و اتفاقهای مختلف است، در این بین چگونگی برخورد با آنها نقش بسیار مهمی در زندگی شما دارد. شما هر روز با انرژیهای منفی و مثبت زیادی روبهرو میشوید و واکنشتان نسبت به آنها، نحوه زندگی و تعاملتان با دیگران را میسازد.
اطرافیان شما نقش مهمی در میزان انرژی مثبت یا منفی شما دارند بنابراین اینکه چه کسانی را برای ارتباطات روزمره خود انتخاب میکنید، بسیار حائز اهمیت است. اگر دوست دارید زندگی موفق و شادی داشته باشید باید حواستان به انتخاب اطرافیانتان باشد!
جان گوردون نویسنده و سخنران آمریکایی در زمینههای فروش، فرهنگ، مدیریت و کارهای گروهی، لیسانس خود را در دانشگاه کرنل و تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه اموری گذرانده است. محتوای بیشتر کتابهای او روانشناسی است که در قالب داستان بیان شده است. گوردون کتابهای معروف دیگری مثل «مزیت رهبری مثبتگرا»، «مثبت یا منفی انتخاب شماست»، «قانون غر زدن ممنوع»، «کلاه ایمنی»، «بذرت را از کجا آوردی»، «میخ موفقیت را محکم بکوب» و... را هم نوشته است و تمام اینها در دسته کتابهای موفقیت و انگیرشی قرار دارند.
اگر میخواهید شور و اشتیاق را در خانواده، شغل، تیم و یا سازمانتان برانگیزید، این کتاب را بخوانید. انرژی و توصیه این کتاب به شما کمک خواهد کرد تا در هر کاری که انجام میدهید انرژی مثبت را برای خود فراهم کنید و بدین ترتیب دنیا را برای حضور خود تبدیل به مکان بهتری نمایید.
ده قانون پیشبرد زندگی در کتاب اتوبوس انرژی:
1. تو راننده اتوبوس خودت هستی.
2. خواست درونی، هدف و تمرکز، اتوبوس شما را در مسیر صحیح هدایت میکند.
3. مسیرت رو با انرژی مثبت تهییج کن.
4. مردم رو به اتوبوست دعوت کن و رویاها و اهدافت رو برای ادامه مسیر با آنها در میان بگذار.
5. انرژیات رو برای کسانی که سوار اتوبوست نشدهاند به هدر نده.
6. یک تابلو تهیه کن که روی اون نوشته شده باشه: «ورود خونآشام انرژی ممنوع!»
7. اشتیاق، مسافران بیشتری رو جذب میکنه و به اونها در طول مسیر انرژی میده.
8. با هدف رانندگی کن.
9. مسافرانت رو دوست داشته باش.
10. خوش بگذرون و از مسیر لذت ببر.
در بخشی از متن کتاب اتوبوس انرژی میخوانیم:
صبح روز چهارشنبه جرج بدون هیچ امیدی و بیشک بدون هیچ توانی در گامهایش سوار اتوبوس شد. احساس شکست میکرد و حتی خجالت میکشید با کسانی که به سختی تلاش کرده بودند تا او به موفقیت برسد رودررو شود. شاد سریعاً متوجه این قضیه شد و فهمید که همه چیز سرکارش به خوبی پیش نرفته است. روز تعطیلی شاد بود روزی که معمولاً به ملاقات پدر بیمارش میرفت، اما حسی در درونش وجود داشت که میگفت جرج امروز به او نیاز دارد و دوست دارد سوار اتوبوس شود تا اگر جرج دلش خواست کمی باهم صحبت کنند و کمی به جرج انرژی بدهد.
حالا که به جرج نگاه میکرد از اینکه به حسش اعتماد کرده و با همان جلو آمده بود شدیداً خوشحال بود. اولین باری نبود که چهره شکست را میدید. در واقع، اکثر کسانی را که در ذهن داشت به در ابتدای فراگیری رانندگی اتوبوسشان عقبنشینی و پسرفت داشتند. هر شخص و هر گروهی در مسیر سفرش مورد آزمایش قرار خواهد گرفت. این بخشی از آموزههای زندگی بود و او این را به خوبی میدانست. با خود فکر کرد که این مانند دوچرخه سواری است، در ابتدا شما زمین میخورید و از پا درمیآیید، اما مهم این است که برگردید، ادامه دهید و بعد از مدتی وقتی در آن خبره شدید با اعتماد به نفس یک قهرمان سوار دوچرخه میشوید. او باید به جرج کمک میکرد تا کنترل چرخها را به دست بگیرد و به سرعت هم این کار را بکند چراکه زمان زیادی برایش باقی نمانده بود.
بله





























