دیمون زاهاریادس در کتاب سم زدایی دیجیتال، ضمن بیان تعریف، علل، علائم و عوارض اعتیاد به اینترنت و فناوریهای نوین، راهکارها و راهنماییهای خوبی برای غلبه بر این نوع اعتیاد، نوآوری و تعادل بیشتر در زندگی ارائه داده است.
امروزه افراد در عصری زندگی میکنند که با عناوینی چون انقلاب الکترونیک و رایانه، عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات از آن یاد میشود. با توجه به سرعت تغییرات و وابستگی زندگی روزمره به تکنولوژی و اینترنت، نمیتوان از مزایای آن چشمپوشی کرد و از طرفی هم بیتفاوتی نسبت به تهدیدات و خطرات آن، آسیبی شدید و جدی بر ذهن و رفتار انسان و جامعه در پی خواهد داشت. در حال حاضر «اعتیاد دیجیتال» به تهدیدی بزرگ برای جوامع امروزی مبدل شده است. یک معضل اجتماعی که پدیدهای است فراگیر و با خسارات جدی همراه میباشد. بررسی چنین معضلی، پیچیده و قابل تامل است.
اعتیاد دیجیتال یک مبحث میان رشتهای است که علوم گوناگون از دیدگاههای متفاوت این پدیده را باید مورد بررسی قرار دهند. به بیان دیمون زاهاریادس (Damon Zahariades) اعتیاد دیجیتال در یک تعریف کلی، نوعی استفاده نامناسب از فناوری و اینترنت است که میتواند مشکلات روانشناختی، اجتماعی، تحصیلی و یا شغلی در زندگی فرد ایجاد کند.
نوعی وابستگی رفتاری که با ویژگیهایی همچون: هزینههای روز افزون، احساس هیجانی ناخوشایند و علائم ترک مانند اضطراب و افسردگی در زمانی که فرد در تماس با آن نیست، پدیده تحمل و عادت، انکار رفتارهای مشکل زا، صرف وقت قابل توجه، تنشهای رفتاری همراه با عدم کنترل تکانهها، تداوم استفاده با وجود آگاهی از آثار نامطلوب و در نهایت افت عملکرد در زمینههای تحصیلی، زندگی، شغلی و کاری فرد، شناخته میشود.
در پژوهشهای معتبر دنیا ذکر میشود که از هر چهار کودک، یک نفر به استفاده از دستگاههای رایانهای اعتیاد دارد. در آمارهای جهانی و از جمله در کشور ما، بیشترین آسیب متوجه کودکان، نوجوانان و جوانان است. قشر پویا و فعالی که اکنون در معرض و ابتلای شدید به "اعتیاد تکنولوژی" هستند.
در همین راستا، پرداختن به موضوع اعتیاد دیجیتال و اینترنت، مهارت استفاده صحیح، پیشگیری و درمان وابستگی و آثار مخرب تکنولوژی برای همه افراد جامعه، امری با اولویت اول و ضروری است.
در آخر میتوان گفت برای حفظ خانواده و جامعه سالم و پیشگیری از بیماریهای رفتارهای حوزه فناوری، مطالعه کتاب سمزدایی دیجیتال (Digital detox) به مدیران، درمانگران و فعالان عرصه دیجیتال و فضای مجازی و همه خانوادهها، به عنوان یک سرفصل ضروری از "سواد رسانهای" اکیدا توصیه میشود.
در بخشی از کتاب سمزدایی دیجیتال میخوانیم:
تمامی اعتیادها از اعتیاد شدید به قمار و مواد مخدر گرفته تا وابستگی به بازیهای کامپیوتری و فناوری، بر اساس یک نیروی محرکهی بنیادین بنا شدهاند: مغز انتظار دارد با درگیر شدن در یک فعالیت بخصوص، پاداش دریافت کند. شاید این پاداش برای شخص معتاد محسوس نباشد. در واقع گاهی اوقات این فعالیت برخلاف قصد و غریزهی اصلی بوده و میتواند آسیبهای احتمالی را وارد کند. اما مغز کماکان آن را به عنوان یک تجربهی مثبت قلمداد خواهد کرد.
به عنوان مثال قمار را در نظر بگیرید. اکثر افراد میدانند که معتاد به قمار خودش را به ادامهی قماربازی متقاعد میکند، چون گاهی اوقات در شرطهایش پیروز میشود. فردی که پشت میز قمار نشسته آن جا را رها نمیکند، چون گاهی اوقات از بانکدار میبرد. خانمی که پشت میز تاسبازی مینشیند، یک بار میبرد و دلش را به همان خوش میکند تا شاید در ادامهی کار باز هم برنده شود.
در واقعیت، اگرچه بردن مبلغی «بالا» عامل انگیزشی برای قمارباز است، اما پاداش اصلی وی این مبلغ نیست – حداقل سیستم پیچیدهی مغز وی چیز دیگری را طلب میکند. انگیزه و محرک اصلی که قمارباز را به ادامهی کارش تشویق میکند، ریسک موجود در این فعالیت است. بدین ترتیب اگر 1 دلار در بازی برنده شود، چندان راضی نخواهد شد. اگر 100 دلار را صرفاً روی یک دست بازی بگذارد، بسیار راضیتر خواهد بود.
متاسفانه در گذر زمان، معتادها نیاز به مقادیر و ارقام بزرگتری دارند تا بتوانند همان سطح از رضایت را در درون خود به وجود بیاورند. قمارباز آسیبدیدهای که ابتدا شرطهای 5 دلاری میزند تا خودش را راضی کند، به تدریج به سمت ریسکهای 100 دلاری خواهد رفت – و حتی درصورتیکه سرمایهی لازم برای پشتیبانی از این عادت روبهرشد را داشته باشد، سراغ مبالغ بیشتر هم خواهد رفت. هرقدر خطر بالاتر باشد، مغز دوپامین بیشتری ترشح خواهد کرد و حس رضایت حاصله نیز بیشتر خواهد شد.
بله





























