کتاب جهل به قانون از دیدگاه فقه نوشتهی حسن حیدری، به بررسی عمقی و دقیق مباحث مختلفی همچون واژگان بطلان، خیار فسخ، جهل در اعمال حقوقی و قانون مدنی، مبانی فقهی و حقوقی آثار جهل، اشتباه در قوانین و ... میپردازد.
واژه جهل یعنی ندانستن و مفهوم آن در این اثر به معنای بررسی کردن آثار و احکام، ناآگاه از یک موضوع یا حکم آن در اصول فقه است. در متون فقهی و حقوقی، واژه جهل معمولاً در معنای لغوی استفاده میشود، ولی استفاده از آن به مواردی که در آن نسبت به موضوعی شک وجود دارد، یعنی شبهات حکمی و موضوعی، نیز همهگیر شده است، زیرا در این موارد هم نوعی ناآگاهی وجود دارد.
در منابع فقهی و حقوقی، جهل از نظر منبع تحقق آن به دو قسمت یعنی جهل قصوری و تقصیری تقسیم میشود. تقسیمبندی مهم دیگر آن، جهل به حکم و جهل به موضوع میباشد. جهل به حکم (یا جهل به قانون) یعنی که شخص از حکم یا قانون فاقد هر نوع آگاهی باشد. مثلاً ندانسته خمر بنوشد و نداند در اسلام حرام است. جهل به موضوع یعنی اینکه که مکلف، اصل حکم شرعی را بداند، اما ناآگاهی از آن موضوع داشته باشد.
در دنیای امروز هم جهل به عنوان یکی از عوامل یا علل پیدایش جرم اهمیت ویژهای پیدا مینماید که ضرورتاً باید این نقش خاص مورد توجه مخصوص واقع شود. پس نمیتوان در مورد جهل، یعنی وقتی که مجرم مفهوم حقیقی عملی را که انجام داده درک نمیکند، بیتفاوت باقی ماند.
یکی از مهمترین مباحث در قوانین، عنوان جهل و آثار آن بر روابط افراد جامعه میباشد؛ چرا که انسان با توجه به طبعی که دارد باید در اجتماع و در روابط با افراد زندگی کند، ولی متأسفانه در این روابط، آگاه و غیر آگاه امکان دارد آسیب یا ضرری به اطرافیان برسد. بنابراین برای جبران این آسیبها و خسارتها باید برای اعمالی که از روی ناآگاهی انجام داده میشود، راهکاری اساسی پیدا کرد، به گونهای که علاوه بر اینکه نظم عمومی حفظ شود، حقوق فرد نادان هم پایمال نشود.
در بخشی از کتاب جهل به قانون از دیدگاه فقه میخوانیم:
وجود نظام حقوقی در مکتب اسلامی امری مسلم و قطعی است و دارای ویژگیهای منحصر به فرد است که آن را از سایر مکاتب و سیستمهای حقوقی متمایز میسازد و مهمترین آن ویژگیها، ابتنای این نظام حقوقی بر اصولی الهی و انسانی است که در همه زوایای زندگی و روابط بین انسانها و مشکلات جامعه با تیزبینی و دقت خاص خود، اجرای عدالت را هدف اصلی خود قرار داده است و بر اساس حفظ کرامت انسانی، حقوق فرمانروایان بر رعایا را درست برابر با حقوق رعایا بر فرمانروایان قلمداد کرده است و این حقیقت تردید ناپذیر را بسیاری از مستشرقان هم اذعان نمودهاند.
این نظام حقوقی در قالب «فقه اسلامی» طرحریزی و گسترش یافته و با مرور در متون فقهی اسلام به ویژه «فقه امامیه» به عظمت، باریکبینی و گستردگی دامنه فقه و حقوق اسلامی میتوان پی برد و با مجاهدتهای طاقتفرسا و خالصانه فقیهان روشن ضمیر آشنایی پیدا کرد، اندیشمندانی که باتلاشهای مداوم خویش برای شیعه، ذخایری عظیم و برای فقه منابعی غنی در قالب صدها جلد کتب ارزشمند به یادگار گذاردهاند. ولی با تمام این زحمات باید گفته شود.
موضوع تأثیر جهل بر اعمال حقوقی و حتی وقایع حقوقی و نیز اعمال عبادی و احکام فقهی به صورت قواعد کلی با تصریح به ملاک و مناط آن مورد اشاره قرار نگرفته است، بلکه رگههایی از آن را به مناسبتهای مختلف و در مواضع مشتت مورد بحث قرار دادهاند.
بله



















