کتاب رمز و رمزگرایی در اشعار یوسف الخال به قلم وحید یزدانی، ابتدا چگونگی شکلگیری مکتب سمبولیسم در ادبیات اروپا و چگونگی راه یافتن سمبولیسم به ادبیات عرب و تأثیر آن بر شاعران عربی را شرح داده و سپس آن را در آثار و تفکرات یوسف الخال مورد بررسی قرار میدهد.
در بخشی از کتاب رمز و رمزگرایی در اشعار یوسف الخال میخوانیم:
در سال 1943 تحول شگرفی در زندگی یوسف الخال رخ داد؛ چرا که بعد از فارغالتحصیلی از دبیرستان و با توجه به اعتماد به نفسی که به خود داشته و روحیهی استقلال طلبانهای که از آن برخوردار بود، تحصیل و خانواده را رها کرد و به حزب ملی سوریه پیوست؛ به خاطر همراهی با همین حزب، مدت کوتاهی روانهی زندان شد.
در سال 1937 این حزب، مجلهای تحت عنوان «النهضۀ» منتشر کرد و یوسف الخال به همراه فؤاد سلیمان یکی از ارکان اصلی این مجله گردید؛ اما دیری نپایید که در سال 1938 این نشریه متوقف شد و یوسف دوباره تصمیم گرفت به تحصیل روی آورد؛ لذا نخست به دانشکدهی آمریکایی حلب و سپس به دانشگاه آمریکایی بیروت رفت و مشغول به فراگیری علم شد، وی با وجود اینکه از حزب نظامی جدا شده بود ولی تا مدت زمان زیادی تحت تأثیر فضای آن قرار داشت.
در حلب با عمر ابو ریشه آشنا شد و اشعار سیاسی وی، یوسف را شیفتهی خود ساخت در همین شهر بود که در سال 1939 با میخاییل نعیمه نیز آشنا شد. وی تا حد فراوانی تحت تأثیر شخصیت استاد خویش شارل مارک بود؛ او آموختن فلسفه را نزد این استاد از نعمتهای الهی میداند که خداوند به او ارزانی داشته است.
یوسف عقاید و نظریات بسیار فراوانی در حوزههای سیاسی و اجتماعی داشت و طی دو نامهای که به دوستش سعاد مینویسد، با لحنی شدید از سوسیالیستهای افراطی و کمونیستها انتقاد میکند. وی مبلغان مارکسیستی و سوسیالیست کمونیستی را بزرگترین دشمنان کشور خویش میداند؛ چرا که به عقیدهی وی مردمان سرزمینش نیاز به آزادی، نظم، قدرت و... دارند در حالیکه این ویژگیها در نظام سوسیالیستی به کلی منهدم و نابود است. (یوسف الخال، 1973: 13 و 11)
بله
















